یادداشت
محمد عسلی
تاریخچه مؤسسه استاندارد
به بهانه روز جهانی استاندارد
«در سال ۱۳۳۲ با تصویب اوزان و مقیاس‌ها اولین حرکت مدون در ارتباط با استاندارد و استانداردنویسی شروع شد.
در همین سال سازمان استاندارد به صورت یک اداره آزمایشگاهی زیر نظر اداره بازرگانی تأسیس گردید که در زمینه کنترل کالاهای وارداتی، صادراتی و تولیدات داخل کشور فعالیت نماید.
در سال ۱۳۳۹ قانون، اجازه تأسیس مؤسسه استاندارد ایران در ۶ ماده به تصویب مجلس وقت رسید. در این سال ایران رسماً به عضویت سازمان بین‌المللی استاندارد پذیرفته شد.
در سال ۱۳۴۹ قانون مواد الحاقی به قانون مؤسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران شامل هفده ماده و دو تبصره به تصویب مجلسین وقت رسید.
در سال‌های ۱۳۵۳ تا ۱۳۷۱ تنها مورد با اهمیت انتقال مؤسسه استاندارد از وزارت اقتصاد و دارایی به وزارت صنایع و معادن می‌باشد و در سال ۱۳۷۱ مواد اصلاح قوانین و مقررات مؤسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران (۳۰ ماده و ۲۲ تبصره) از مجلس شورای اسلامی گذشت که جایگزین کلیه قوانین و مقررات قبلی مؤسسه شد و در حال حاضر نیز قانون اصلی این سازمان می‌باشد.» (ادامه…)

یادداشت
محمد عسلی
عشقت رسد به فریاد
«به بهانه یادروز حافظ»
پیوند زمین و آسمان ریشه در عشق دارد. عشق جوهره همان امانت است که به لحظه‌ای پرتو آن در جسم بی‌جان انسان تابید و او را به حرکتی وا داشت تا چشم گشاید به زیبایی‌هایی از جنس  همان عشق. چرا که از ابر و باران و برف و آفتاب و آب گرفته تا طوفان و باد و نسیم و رعد و برق و آتش و خاک همه مولود و محصول عشقند.
همان که حافظ را بدان اشارتی رندانه است:
«در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد
عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد…»
این گرمی ناشی از آتش عشق که خورشید یکی از چراغ‌های روشن آن است، جسم بی‌جان خاک را نیرویی داد و حرکتی تا عشق را تکثیر کند در دانه و دام. دانه را به روییدن و رویش و دام را به عشق صید و این دو در تضادی با همدیگر همکاری دارند که اگر درد نمی‌بود دوایی پیدا نمی‌شد و انسان از خداوند آموخت که عشق را چگونه به کار گیرد و با آن کوه‌ها را بشکافد، راه‌ها پدید آورد، آسمانخراش‌ها را استوار کند و بر بال پرندگان آهنین بنشیند و جهان پیرامون را درنوردد و آرزو کند که به سرچشمه خورشید رسد با این همه فناوری‌های نو در نو و تو در تو. اما حافظ را عشقی دیگر در سر است، عشقی که گر چه از دل تنگ و گرمگاه سینه بیرون می‌آید و چون چراغی به چشم جا خوش می‌کند، اما نور در نور است و بالا و بالاتر را نظاره‌گر است که همان کُنه و جوهره جان امانی اوست و آن را وصلی و پیوندی است با خالق که اگر کسی چون حافظ بدان جایگاه دسترسی باشد آن وقت می‌شود صیادی شناگر در دل اقیانوسی پرمخاطره برای صید مرواریدهای غلتان چنانکه او را بدان اشارتی است: (ادامه…)

یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
بیا تا گل برافشانیم
از جمله رموز وجود رابطه‌ی عاطفی مردم با حافظ در طول صدها سال شاید یکی این باشد که حافظ بدون سرکوفت زدن و تحقیر کردن و با پرهیز از فضل‌فروشی و نگاه از بالا به پایین به مخاطب با او ارتباط برقرار می‌کند و خیلی ملایم تصویری متعادل و حقیقی از هستی پیش چشمش به تصویر می‌کشد، چنین تصویری موجب می‌شود کسانی که خیلی به دنیا چسبیده‌اند و آن را جدی گرفته‌اند از آن فاصله بگیرند و کسانی که از دنیا توسری خورده و مأیوس شده‌اند، فردا را روشن‌تر از امروز ببینند. حافظ در خیلی از موارد خودش را به جای مخاطب می‌گذارد و همین امر موجب گونه‌ای هم‌ذات‌پنداری می‌شود. (ادامه…)