سرمقاله
اسماعیل عسلی
تاب آوری در سایه ی احساس هم سرنوشتی
تاب آوری، قدرت هضم فراز و نشیب های زندگی و پتانسیل عبور از بحران و توانایی تبدیل تهدیدها به فرصت هاست. از جمله دغدغه های مطرح در شرایط کنونی کشور موضوع پایین بودن ظرفیت تاب آوری جامعه در برابر بحران هاست و در پاسخ به این پرسش که چرا جامعه ی ما از تاب آوری بالایی برخوردار نیست حرف های زیادی برای گفتن وجود دارد که می توان فهرست وار بدان ها اشاره کرد.
اصولاً جامعه ی در حال گذار تاب آوری بالایی ندارد چرا که شرایطی بینابینی را تجربه می کند. ظرف سه دهه ی گذشته بخش قابل توجهی از روستائیان به دلایل گوناگون شهرنشین شده اند و بیش از نیمی از جمعیت مهاجر روستایی در عین سکونت در شهرها و اطراف شهرها هنوز با الزامات شهرنشینی کنار نیامده اند. این عده زمانی که در روستا بودند قدرت تحمل بالایی در برابر افت و خیزهای گوناگون داشتند. اکنون دیگر چنین پتانسیلی که قابل مقایسه با اوایل دهه ی شصت باشد وجود ندارد و مصرف گرایی و راحت طلبی با محوریت مطالبات صرفا معیشتی به صورت یک سونامی مهاجرین شهرنشین را در نوردیده و شدیداً تحت تاثیر قرار داده است.
نکته ی بعدی که نباید از آن غافل شد و روی کاهش تاب آوری جامعه تاثیر زیادی داشته، تزریق شعارهای بلندپروازانه توسط کارگزاران و مسئولین و اداره کنندگان کشور به جامعه ظرف ۴ دهه اخیر است که تناسب چندانی با بضاعت اقتصادی، کیفیت مدیریت کشور و ظرفیت های فرهنگی و اجتماعی ندارد و صرفاً منجر به مطالبه آفرینی های سریالی می شود و دست آخر هم به بدهکاری گردانندگان امور می انجامد. (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
آسیب‌شناسی مفاسد مدرسه‌ای
سال ۱۳۵۲ به کسوت معلمی درآمدم و اولین سال معلمی را در روستایی از توابع فارس تجربه کردم.
روستایی که کل جمعیت دوره ابتدایی و راهنمایی آن به ۵۰ نفر نمی‌رسید. در یکی از روزها وقتی وارد کلاس سوم راهنمایی شدم با تعجب دیدم بیش از نیمی از دانش‌آموزان کلاس غایب بودند، وقتی علت را از دانش آموزان حاضر سؤال کردم همه ساکت بودند جز یکی که با لبخندی معنی‌دار گفت: آقای مدیر ما می‌دانیم کجا؟ چه کار زشتی می‌کنند.
بقیه بچه‌ها همگی خندیدند و من گفتم ساکت که دیگر صدایی از کسی در نیامد…
وقتی متوجه شدم چه اتفاقی افتاده به همراه مدیر و خدمتگزار مدرسه به دنبال دانش‌آموزان به صحرای پشت مدرسه رفتیم و با کمال تعجب صحنه‌ای را مشاهده کردیم که ذکر آن هر چند ما را به عمق مسائل جنسی نزدیک می‌کند اما بیانش در شأن این نوشتار نیست. خلاصه اینکه دانش‌آموزان مذکور به نوبت در حال تجاوز به یک ماده الاغ بودند…
و اما بعد؛
از آن زمان تا به اینک ۴۵ سال گذشته است. (ادامه…)

سرمقاله
اسماعیل عسلی
سانسور زیر تیغ کج فهمی
دامنه ی بایدها و نباید ها گسترده است زیرا ما همواره با گزینه های گوناگونی در رفتار و گفتار روبرو هستیم که معمولاً یک گزینه را بهتر تشخیص می دهیم. اینکه می گوییم به هرجایی نباید رفت، هر حرفی را نباید زد و هر چیزی را نباید دید نشان می دهد که ما انتخابگر هستیم و به دستاوردهای گزینش خود اهمیت می دهیم. چنین بایدها و نبایدهایی در گفتن و نوشتن و به تصویر کشیدن که با هنر و دانش و اندیشه پیوند دارد نیز مطرح است. این که جوامع گوناگون در شرایطی خاص به سانسور تن می دهند می تواند سر در آبشخور منافع ملی، پاسداشت حریم شخصی و امانتداری، بازخوردهای امنیتی و مصالح اقتصادی و سیاسی و فرهنگی داشته باشد اما چنین دستاویزهایی نباید مانع گردش آزاد اطلاعات، شفاف سازی، تعامل سازنده، نقد و تحلیل و همچنین سدی در مقابل درک درست واقعیت ها و ابراز عقیده باشد چرا که توسعه در تمامی ابعاد آن در گرو تأمین تمامی این موارد است. (ادامه…)