سرمقاله
اسماعیل عسلی
برنده ی بازی سلفی گری
تا پیش از فوریه ۱۹۷۹ عموم مسلمان از نضج گرفتن یک نظام سیاسی با بن مایه ی اسلامی که بتواند به عنوان نقطه عطفی الهام بخش و دستاویز قابل اعتنایی برای تغذیه جنبش های دینی باشد مطمئن نبودند و با توجه به خاطره ی تلخی که از پیشینه ی توطئه گری ابرقدرت ها در راه اندازی حرکت های شبه انقلاب به منظور تخلیه ی عقده های فروخورده شده و پتانسیل های متوقف گردیده پشت سد دیکتاتوری های جهان سومی داشتند‏،‏ حداکثر انتظار آنها این بود که انقلاب ایران به جابجایی قدرت بیانجامد و در خوشبینانه ترین وضعیت‏،‏ دولتمردان ایرانی به دنبال ترمیم ساختار اقتصادی کشور خود و توسعه ی فرهنگی به موازات تغییر سبک زندگی با رویکرد به ارزش های اسلامی باشند و روند الگوسازی برای تحت تأثیر قرار دادن سایر کشورها منوط به عبور از بازه ی زمانی چند ده ساله باشد که با واکنش تند کشورهای منطقه مواجه نخواهد شد‏.‏ به همین دلیل برقراری مناسبات معمولی با جمهوری اسلامی ایران از بدو امر در دستور کار دستگاه سیاست خارجی اکثر کشورها قرار گرفت‏.‏ حضور نیروهای نفوذی متمایل به غرب و شرق در بدنه ی تشکیلاتی اولیه انقلاب‏،‏ گمانه زنی ها در خصوص عدول ایران از چارچوب های متعارف بین المللی را به حداقل می رسانید اما با بروز اختلاف و ایجاد شکاف معنادار بین جریان های تأثیرگذار در اداره کشور شاهد وقوع ریزش ها و رویش هایی بودیم که در نهایت مردم به جریانی که شرق و غرب را توامان نفی می کرد پیوستند و از این منظر انقلابی متفاوت را به نمایش گذاشتند و جبهه ای به وسعت تمامی مرزهای جغرافیایی‏،‏ اقتصادی‏،‏ سیاسی و فرهنگی را به روی خود گشودند‏.‏ (ادامه…)

جایزه بزرگ
روز دوشنبه چند دقیقه مانده به افطار صداهای تکراری آشنایی که بیشتر به عربده  ی مستانه شباهت داشت برصدای بوق ماشین ها غلبه کرد و حدود ۱۰ دقیقه توجه رهگذاران و کسبه و ساکنان محل را به خود معطوف داشت که اگر به دوربین های کاشته شده در سر چهارراه مراجعه شود هویت رانندگانی که با ناسزاهای چهارپارداری رکیک ترین چیزها را به بستگان سببی و نسبی  یکدیگر حواله می دادند، مشخص خواهد شد‏.‏ این داستان تکراری مانند  یک نمایش مهیج روزی چند بار در سر چهارراه ملاصدرا به روی صحنه می رود و کسی هم به کسی نیست‏.‏ ظرف این ۱۰ دقیقه  یک نفر پیدا نشد که به این رانندگان تذکر قانونی بدهد که شما اول به چه حقی در اینجا مسافر سوار می کنید و دوم چرا می خواهید در عرض خیابان ۴ متری که برای عبور اتوبوس و تاکسی های در حال حرکت تعریف شده دور بزنید‏.‏ دعوای اغلب رانندگان که به صورت غیر قانونی دقیقاً سر چهارراه ملاصدرا
توقف می کنند و همین جا نیز با فریاد رهگذران را به سوار شدن ترغیب می نمایند‏،‏ سبقت گرفتن از  یکدیگر برای سوار کردن مسافر است‏.‏ ضمن این که اغلب بر سر این که کدام راننده باید وارد کوچه بن بست ۳۳ شود و دور بزند نیز اختلاف نظر که چه عرض کنم بلکه گاه زد و خورد پیش می آید‏.‏ داستان وارد شدن به کوچه ۳۳ هم این است که وقتی صف تاکسی ها برای ایستادن طولانی می شود برخی از راننده ها ترجیح می دهند تا زمانی که نوبت مسافر سوار کردنشان برسد در کوچه ۳۳ توقف کنند! از همه  ی این ها مضحک تر و تأسف بارتر این که وقتی معرکه بالا می گیرد چند راننده دیگر نیز از خودرو پیاده شده و وارد پروسه  ی جانبداری و پا در میانی می شوند و معلوم نیست این وسط زنان و مردانی که اتوبوس واحد را برای جابجایی در شهر انتخاب کرده اند چه تقصیری دارند که باید شاهد این نمایش مسخره باشند که در واقع نمایش بی قانونی است‏.‏ (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
نقش امام علی (ع) در تداوم روح دینی
به بهانه شب¬های قدر
«هان! سوگند به خدایی که دانه را شکافت و انسان را آفرید، اگر نبود حضور این جمع حاضر و تمام بودن حجت بر من به خاطر وجود یاور، و نیز عهدی که خداوند از عالمان گرفته که بر شکمبارگی هیچ ستمگر و گرسنگی هیچ ستمدیده¬ای تاب نیاورند، لگام این شتر (خلافت) را بر کوهانش می¬افکندم و پایان آن را با پیمانه تهی اولش سیراب می¬کردم، و می¬دیدید که دنیای شما نزد من از عطسه بزی ناتوان بی¬ارزش¬تر است…» امام علی علیه¬السلام(۱)
و اما بعد:
بر هیچ تاریخ¬نویس و مسلمان محققی پوشیده نیست که امام علی (ع) در پیروزی و موفقیت و اشاعه اسلام نقشی بی¬بدیل داشته است.
نسبت او با پیامبر اسلام (ص) در تمامی کارزارها و حضور معنوی او در گره¬گشایی از کارها همانند نسبت هارون به موسی است با این تفاوت که اشتباهی از او سر نزد و از همان ابتدا تا به انتها در صراط مستقیم بود.
رنجی که امام علی (ع) در دوران نوجوانی و کودکی و ایام جوانی و میانسالی به دلایل مختلف کشید و صبوری و تواضعی که در مسیر اسلام¬خواهی داشت و تحملی که چونان سنگینی کوه بر دوش او مدام سنگینی می¬کرد از جهل جاهلان و هتک زیاده¬خواهان و عهدشکنی ناکثان و دنیاخواهی مترفان و دورویی منافقان را هیچ انسانی نمی¬توانست تحمل کند.
او که در اوج قدرت حاکمیتی فرمود: «… دنیای شما نزد من از عطسه بزی ناتوان بی-ارزش¬تر است…» سخنی به صواب گفت و بدانچه می¬گفت باور داشت و آن باور را اجرایی می¬کرد.
علی (ع) فرزند ابوطالب و پسرعم پیامبر اکرم (ص) روح دینی را در دل و دیده و باور خود نهادینه کرده بود و به جز حقیقت و کمال در این مسیر اندیشه¬ای دیگر نداشت و در راهی جز این پای ننهاد.
امام علی (ع) که تاریخ¬نویسان او را خداوند علم و شمشیر نام نهادند و اولیاءالله او را قطب عالم امکان نامیدند و مسلمانان فخر اسلام دانستند و جنگاوران شیر میدان نبرد گفتند در زهد و تقوی و عبادت هم بی¬نظیر تمامی دوران¬های تاریخی است.
از این رو مولوی در وصف ایشان می¬گوید:
ای علی که جمله عقل و دیده¬ای
شمه¬ای واگو از آنچه دیده¬ای
انسانی این¬چنین نام¬آور و ماندگار که یادش نیرو دهنده و خاطره¬اش امیدوارکننده و عشق به باور او رهاننده از دوزخ دنیا و آخرت است و تولی به او هدایت و رهنمودهایش چراغ راه و تبری از مخالفان و دشمنانش نجات دهنده است؛ انسانی درخور ستایش و برای همیشه الگو است.
او که خطاب به فرزند ارشدش امام حسن (ع) فرمود: «ای فرزندم! نفس خود را چونان میزانی بین خود و دیگری قرار ده…»
او که پیوسته با تأسی از قرآن کریم می¬فرمود: «دشمن ظالم باشید و دوست مظلوم…» و برای این دوستی چه بهایی که پرداخت نکرد و چه ستم¬هایی که بر او نرفت و چه کوچک¬شماری¬هایی که ندید و چه سختی¬هایی که به جان نخرید!
و اما بعدتر:
با گذشت بیش از ۱۴ قرن از شهادت آن عزیز هر چند نام و یاد او و شرح زندگانیش در حافظه ما شیعیان حک شده و بارها و بارها توصیه¬ها و سفارشات او را خوانده و شنیده¬ایم اما هنوزا هنوز آنچنان که او بود و آنچنان که می¬نمود جایگزینی برای او نیافته¬اند.
چرا که انسان به هر اندازه مبرا از خطا و پاک¬نهاد و اهل زهد و تقوی و پرهیزگاری باشد و به هر مقدار از شجاعت و دانش و ایثار و مجاهدت برسد به مقام آن بزرگوار نخواهد رسید زیرا او را حکمتی الهی بود و قدمتی به تمام در صواب و همتی عالی که اجر و پاداش پایان عمرش را جز شهادت هدیه و مقامی متصور نیست.
زنده ماندن مکتب و راه او به نهالی می¬ماند سرسبز در چهارفصل زندگی ما که با خون شهید آبیاری شده و با روح او در پیوند است.
این مکتب که امروز نجات دهنده مسلمین در بند است و حبل¬المتین ستمدیدگان در شام و عراق، افغانستان و یمن، لبنان و فلسطین چونان آبی گوارا می¬ماند جاری از رودی که سرچشمه آن در ایران است و عطش تشنگان آزادی و ر هایی را رفع می¬کند.
آزادی از آن نوع که از درون می¬جوشد و در برون نمود می¬یابد.
فرازی از سخنان امام همام پایان¬بخش این مقال است:
«اگر دم زنم گویند: بر حکومت حریص است؛ و اگر خاموش بمانم گویند: از مرگ می¬ترسد. هیهات که پس از آن همه مخاطرات و فداکاری¬ها اکنون از مرگ بترسم!
به خدا سوگند، پسر ابی¬طالب به مرگ از کودک شیرخوار به پستان مادرش مأنوس¬تر است. بلکه سکوتم به خاطر آن است که اسراری پوشیده در سینه دارم که اگر بازگویم همه شما چون ریسمان¬های آویخته در چاه¬های عمیق به لرزه خواهید افتاد.»(۲)
والسلام
———————————-
منبع ۱ و ۲: نهج¬البلاغه سیّد رضی