سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
افتادن از هر دو سوی بام
یکی از اشتباهات نابخشودنی که بعد از پیروزی انقلاب پس زمینه‌ی ذهنی برخی از انقلابیون بود بی‌توجهی به اهمیت اقتصاد در حراست از ارزش‌های معنوی بود. علت آن هم این بود که آنها سال‌های متمادی فعالیت‌های مذهبی خود را در سایه‌ی حمایت‌های بازاریان انجام داده بودند و طبیعتاً برای چنین افرادی ایجاد ارتباط منطقی بین فعالیت اقتصادی در چارچوب مناسبات تعریف شده‌ی بین‌المللی و باورمندی نسبت به اقتصاد به عنوان یک دانش تخصصی دشوار بود. در حالی که برخی از همین افراد برای تهییج مردم به منظور مشارکت دادن آنها در پیشبرد انقلاب و سرعت بخشیدن به پیروزی، روی فقر، حاشیه‌نشینی، رواج فساد و اعتیاد که در زمان پهلوی دوم به دنبال مهاجرت روستاییان رواج پیدا کرده بود دست می‌گذاشتند و تا مدت‌ها پس از پیروزی انقلاب نیز فیلم وضعیت رقت‌بار مردم را در حلبی آبادها، دروازه غار و روستاهای دورافتاده نمایش می‌دادند که البته واقعیتی غیر قابل انکار بود به هر تقدیر مردم در انقلاب ایفای نقش کردند و تا زمانی که آنها به میدان نیامدند هیچ اتفاقی نیفتاد. (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
راهکار عبور از بحران اقتصادی
همه کسانی که دستی بر قلم دارند و در رسانه‌های بیگانه خارجی و داخلی نقطه نظرات موافق و مخالف دولت را قلمی می‌کنند به نقد از عملکرد دولت می‌پردازند و می‌نویسند و می‌گویند که دولت باید این کار را بکند و فلان کار را نکند. گویی دولت یک منبع لایزال قدرت و اختیار است که هر کاری اراده کند به انجام آن نائل می‌شود.
اینک کار به جایی رسیده که بسیاری از وعاظ، مداحان و خطیب‌های گوشه و کنار کشور به انتقاد از دولت و عملکرد آن پرداخته و هر کس به زعم خود نسخه‌نویسی می‌کند.
متأسفانه همه از اینکه ملت باید چه کار کند و در چه موضعی بایستد کمتر قلم می‌زنند و کمتر سخن می‌گویند. در صورتی که مشکل اقتصادی و مسایل اصلی و حاشیه‌ای آن بیشتر به دست ملت قابل حل است تا دولت. هر چند ساختار اداری و به ویژه اقتصادی دولت دارای آفت‌ها و فسادهایی است که نیاز به ساختارشکنی دارد و باید کار را به کاردان بسپارند و اجازه دهند توصیه‌طلبی، قوم‌گرایی، تصمیمات محفلی و پیرگرایی‌های سنتی جای خود را به انتخاب اصلح از طریق نگاه علمی توأم با پاک‌دستی بدهد. متأسفانه تغییراتی که اخیراً در بعضی از مدیریت‌ها ایجاد شده و به نوعی در بعضی از مسایل اقتصادی جوانگرایی هم شده با عملکرد و بی‌تجربگی مواجهیم. مثل اینکه کشتی طوفان زده اقتصاد مملکت را به دست ناخدایی بسپاریم که باید دیگران فرمان آن را در اختیار داشته باشند. آن هم دیگرانی که بیشتر منافع خود را مدنظر دارند تا منافع ملی.
تبلیغات و فشارهای روانی که از طرق مختلف اعمال می‌شود و سیاه‌نمایی‌هایی که مرسوم و متداول شده جز این پیامی ندارد که کشتی نشستگان برای نجات خود کشتی را سوراخ کنند و آن را غرق نمایند و دل به طوفان بلا بسپارند.
و اما بعد: (ادامه…)

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
ستون پنجم در جنگ اقتصادی
به جرأت می‌توان گفت که هیچ پدیده‌ای مانند قاچاق تار و پور یک اقتصاد را دچار گسستگی و پوسیدگی نمی‌کند زیرا قاچاق را می‌توان گونه‌ای ناهنجاری در رفتار اقتصادی توصیف کرد که مصوبات اقتصادی مجلس و برنامه‌های چند ساله‌ی دولت برای دستیبابی به توسعه پایدار را دچار اختلال می‌کند و به کاهش تولید داخلی می‌انجامد و از قدرت رقابت کالای تولید داخل می‌کاهد ضمن این که به بیکاری دامن می‌زند و نهایتاً پیامدهایی نظیر کاهش سرمایه‌گذاری مولد و کاهش درآمدهای عمومی دولت را به دنبال دارد. این که قاچاق ظرف سه دهه‌ی گذشته در کشور رشدی نزدیک به ۱۶ برابر داشته قابل تأمل است. هر چند باید اذعان داشت که گستردگی مرزهای آبی، خاکی و هوایی ایران، قرار گرفتن کشور ما در حد فاصل اروپا و آسیا و ایفای نقش حلقه‌ی اتصال بین شمال و جنوب، آشفتگی و جنگ‌های خانمانسوز در کشورهای همسایه که استانداردهای زندگی را در آنجا به حداقل رسانیده از جمله عواملی هستند که برای قاچاقچیان بسترآفرینی و ایجاد انگیزه می‌کنند.
رتبه‌ی اول ایران در مبارزه با قاچاق مواد مخدر و رتبه دوم در مبارزه با قاچاق کالا از یک سو بیانگر جدیت نیروی انتظامی در این امر و از سوی دیگر بیانگر حجم بالای قاچاق می‌باشد و در عین حال وجود کالای قاچاق در بازار نیز مؤید این واقعیت است که تمامی اجناس و کالاهای قاچاق کشف و توقیف نمی‌شوند! زیرا قاچاقچیان هر روز به شگرد و روشی تازه روی می‌آورند.
قاچاق اشکال گوناگونی دارد و متناسب با ویژگی‌های جغرافیایی، موقعیت اقتصادی و همچنین نیازمندی‌ها و داشته‌ها و نداشته‌های یک کشور متفاوت است. برای نمونه اگر چه ایران و اروپا هر دو با پدیده‌ی قاچاق انسان مواجه هستند اما کیفیت و کارآیی افرادی که از افغانستان به ایران قاچاق می‌شوند با کیفیت و کارایی افراد متخصصی که به اروپا قاچاق می‌شوند متفاوت است. (ادامه…)