سرمقاله
اسماعیل عسلی
احساس برخورداری
دلایل زیادی وجود دارد که ثابت می کند برخورداری را باید حس کرد چرا که مرز آن را نمی توان با توجه به رفتار انسان ها مشخص اما احساس برخورداری را رفتار ما مشخص می کند. گاهی می بینیم شخصی که از دید ما معلول و ناتوان و درخور ترحم به نظر می رسد، دست به کاری بزرگ می زند مثلاً اثری هنری خلق می کند یا به مقام قهرمانی در یک رشته ی ورزشی و علمی می رسد، کارآفرینی می کند و توجه همه را به خود جلب می نماید. چنین شخصی احساس برخورداری می کند، یعنی با وجود کاستی هایی که دارد اما نیمه ی پر لیوان را می بیند. برعکس کسانی هستند که اگر از امکانات گوناگون برخوردار باشند ولی گیر کوچکی در زندگی شان باشد، همان مشکل را دستاویز تنبلی و انفعال خود قرار می دهند و تسلیم می شوند و عقب می نشینند. بی شک کسی که برای اولین بار ورزش پینگ پنگ با پا را ابداع کرد و به اندازه ای آن را جا انداخت که قوانینش را نیز به تصویب رساند از جنس همان آدم هایی بود که متولیان برگزاری المپیک را برای راه اندازی بخش پاراالمپیک متقاعد ساختند.
برای درک دقیق احساس برخورداری و تأثیر آن بر سبک زندگی ناگزیر به مثالی دیگر متوسل می شویم. فرض کنید جای ایرانی ها را با ژاپنی ها عوض کنند. نتیجه این می شود که ایرانی ها با اختلاف ۴۰ میلیون جمعیت کمتر باید در ۶۸۰۰ جزیره که زمین چندان مناسبی هم برای کشاورزی ندارد و اغلب سنگ های آتشفشانی روی سطح آن را فراگرفته و نفت هم ندارد و فقیرترین کشور جهان از لحاظ منابع معدنی و زیرزمینی است مستقر شوند. آن هم در کشوری که اطراف آن را آب فراگرفته، رطوبت بالایی دارد، شمال آن زمستان های سرد و جنوب آن تابستان های گرم دارد و به طور متوسط سالانه ۱۵۰۰ بار در آن زلزله می آید. با این فرض به نظر می رسد که ایرانی ها احساس خواهند کرد مصیبت بزرگی را باید تحمل کنند. اما ژاپنی ها در همین کشور باریک بلند بالا که با طول بیش از ۳۰۰۰ کیلومتر از شمال به جنوب کشیده شده در ۳/ درصد خاک زمین مستقر شده اند اما سومین تولید کننده ی دنیا هستند با سهم ۲۴ درصدی از تولیدات جهانی. (ادامه…)

سرمقاله
اسماعیل عسلی
خبرنگاری هنر است
در دنیای کنونی که هر کسی می تواند با بهره گیری از امکانات پیشرفته ارتباطی نقش منبع خبر را صرف نظر از صحت و سقم آن ایفا کند، دیده شدن و شکار مخاطب کار بسیار دشواری است و در گذشته دشوارتر بود. نقل می کنند که حدود ۴۵ سال پیش زمانی که یکی از بازیگران مشهور سینمای ایران به دلیل صدور چک بی محل از سوی مأمور پلیس در یک کاباره دستگیر می شود، یکی از افراد عادی که ظاهراً برای گذران وقت و عیش و نوش در آن کاباره حاضر بوده از این موقعیت استفاده کرده و خود را به آن بازیگر مشهور می چسباند و محکم دست او را می گیرد و به مأمور پلیس می گوید: سرکار من و ایشان را کجا می برید و مأمور پلیس که متوجه سوء استفاده آن شخص از این موقعیت برای مطرح کردن خودش شده می گوید: ما با تو کاری نداریم و تو را هم نمی شناسیم اما این آقا باید با ما بیاید! این واقعه را از آن رو مورد اشاره قرار دادم تا خوانندگان برخی لوس بازی ها را که صرفاً با هدف مطرح شدن با قرار گرفتن در کنار آدم های مشهور صورت می گیرد درک کنند! بگذریم!
در این دنیا هیچ کس نیست که تمایلی برای دیده شدن نداشته باشد. اصولاً آدم ها همواره تشنه ی متمایز شدن و معرفی خود به دیگران هستند. اما این کار برای افراد عادی چندان ساده نیست چرا که آدم های عادی دیده نمی شوند همانگونه که ستاره ها در روز قابل رؤیت نیستند! از این رو برای دیده شدن شما ناگزیر باید جزو بهترین ها باشی. طبیعتاً اهل هنر بودن، دانش ورزی، جلوه گری در عرصه های ورزشی، کارآفرینی، ابتکار، ماجراجویی، قدرت کلام، بازیگری در عرصه ی قدرت، ثروت اندوزی و انجام کارهای خارق العاده و… همه و همه موجب می شود که آدم ها دیده شوند. اما کسانی هم هستند که در این میان نقش واسطه را ایفا می کنند و نقش غیر قابل تردیدی در مطرح کردن چهره ها دارند. این واسطه ها همان خبرنگاران هستند. (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
روزنامه¬نگاران و رسالت از یاد رفته
وقتی پیامبر اسلام (ص) آیات قرآن را به دیوار کعبه نصب می¬کردند هدف ایشان اطلاع-رسانی و خبردهی بود از محتوای دینی که آن را اسلام خواندند در آن زمان خانه خدا میعادگاه و محل تجمع مردم مکه بود. شعرای عصر جاهلیت اشعار خود را به دیوار خانه کعبه می¬چسباندند. زیرا در آن زمان نه روزنامه¬ای بود و نه رسانه¬ای که بتواند خبرها را به اطلاع مردم برساند.
و اما بعد:
ما در عصری زندگی می¬کنیم که رسانه¬های خبری متنوع با هزینه¬های بسیار و با هدف-گیری مخاطب¬ بر افکار عمومی مردم دنیا مدیریت می¬کنند.
در عصر قاجار که ما ایرانیان به دلیل فضای بسته سیاسی قریب به ۴۰۰ سال از مطبوعات و اطلاع¬رسانی روزنامه¬ای عقب بودیم. امیرکبیر وقایع اتفاقیه را که شامل اخبار دربار ناصرالدین شاه بود روی اوراق کاغذ با خط نستعلیق و چاپ سنگی که چاپی ابتدایی بود منتشر کرد هر چند عنوان شده اولین روزنامه¬نگار میرزاصالح شیرازی بود.
در آن دوران که به ندرت در بین مردم افرادی باسواد بودند که بتوانند بخوانند و بنویسند و وسایل و امکانات امروزی هم که در طرفه¬العینی اخبار و تصاویر وقایع را به اطلاع مردم می-رسانند نبود کار بی¬نظیر امیرکبیر و میرزاصالح شیرازی که هر دو به بهای جانشان تمام شد اقدامی متعهدانه و رسالت¬پذیر بود.
و اما بعدتر: (ادامه…)