سرمقاله
محمد عسلی
چرا چهل سال مرگ بر آمریکا؟
چهل سال زورآزمایی ایران و آمریکا، چهل سال تهدید، تحریم، زورگویی، فشار سیاسی و اقتصادی، چهل سال جوسازی‌های رسانه‌ای، چهل سال ترور شخصیت‌های نظام، چهل سال حمایت از مخالفان و دشمنان داخلی و خارجی انقلاب اسلامی، چهل سال توطئه برای به راه‌اندازی جنگ‌های داخلی و منطقه‌ای در جهت تضعیف انقلاب و نظام برای سرخوردگی مردم از مسئولان و نهایتاً چهل سال دشمنی‌های پنهان و آشکار آمریکا و متحدان منطقه‌ای‌اش نه تنها ملت شجاع، شریف و جهادگر ایران را از پای درنیاورد بلکه موجب تقویت بنیه دفاعی کشور و تلاش در جهت خودکفایی شد فشاری که تحمل آن برای بسیاری از ملت‌ها ناممکن می‌نمود.
و اما بعد:
بعضی از تحلیلگران داخلی و خارجی را عقیده بر آن بوده و هست که اگر مسئولان ایران در همان ابتدای انقلاب با آمریکا سر سازش می‌داشتند وضعیت اقتصادی و روابط تجاری ایران با غرب و شرق بهتر پیش می‌رفت و متحمل این همه خسارت‌های مالی و جانی نمی‌شدیم.
بعضی‌ها پای را فراتر گذاشته و گفته‌اند و می‌گویند که ما را چه به در افتادن با آمریکای ابرقدرت جهان که بزرگترین زرادخانه‌های اسلحه‌سازی را دارد و پیشرفته‌ترین ارتش مکانیزه جهان را به لحاظ سخت‌افزاری و نرم‌افزاری در اختیار دارد که ما در هیچ جنگی با او پیروز نخواهیم شد.
از آن گذشته صدای ما به گوش مردم جهان نمی‌رسد اما صدای آمریکا به لحاظ در اختیار داشتن بزرگترین و قوی‌ترین شبکه‌های خبری جهان گوش و چشم همگان را در اختیار گرفته و اذهان مردم جهان را بر علیه ما تحریک می‌کند. (ادامه…)

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
تا چه بازی رخ نماید
خبر دیدار سلطان قابوس با نتانیاهو به زعم برخی از رسانه‌ها غیرمنتظره تلقی و تفسیر شد در حالی که اگر رویدادهای رخ داده ظرف چند سال گذشته را در منطقه و جهان را مرور کنیم درمی‌یابیم که چنین اتفاقی قابل پیش‌بینی بوده است. سال‌هاست که بحران‌ها و چالش‌های خاورمیانه با محوریت و نقش‌آفرینی اسرائیل دنبال می‌شده و چنین روندی با سیاست‌های آمریکا و اغلب کشورهای توسعه یافته که نگاهی اقتصادی به سیاست خارجی رویدادها دارند همخوانی داشته و دارد چرا که اسرائیلی‌ها نبض اقتصاد جهان را از طریق سرمایه‌گذاری در کمپانی‌های بزرگ نفتی و صنعتی و اسلحه‌سازی در دست دارند به طوری که تأثیر لابی‌های یهودی بر تصمیمات جهانی و نهادهای بین‌المللی را نمی‌توان انکار کرد. در واقع اسرائیل را نباید در برگیرنده‌ی جمعیتی ۹ میلیونی در نظر گرفت که اکثرا در چارچوب یک باور دینی خواستار اقامت در سرزمینی هستند که آن را مقدس و متعلق به خود می‌دانند. اصولاً تأسیس کشور اسرائیل با هدف حل مشکل اروپایی‌ها کلید خورده و اغلب ساکنان یهودی آن شهروندان درجه دومی هستند که باورشان شده به آرزوی تاریخی خود رسیده‌اند در حالی که شهروندان درجه یک یهودی در آمریکا و اروپا به دور از غوغای جنگ ساکن هستند و اغلب به فعالیت‌های کلان تجاری و علمی و سیاسی اشتغال دارند و نیازی هم به سکونت در شهرک‌هایی که دائم در معرض تهدید است ندارند! قبل از ورود به موضوع صلح خاورمیانه باید بگوییم تمامی توفیقات اسرائیل ظرف ۷۰ سال گذشته ریشه در ضعف اعراب و مسلمانان داشته است و اما ماجرای طنزآمیز صلح! (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
اقتصاد و مردم
ادموند برک “Edmund Burk” می‌گوید: «عصر سلحشوران گذشته و عصر سفسطه‌گران، اقتصاددانان و حسابگران جانشین آن شده است…»
صرف‌نظر از اینکه این سخن در روزگار ما پذیرفته شود و یا پذیرفته نشود مردم ما در زندگی روزمره خود می‌باید اقتصاد را فهم کنند و به کار بندند. فرهنگ اقتصاد سنتی در دوره‌های مختلف تاریخی از شبانی گرفته تا کشاورزی، خدماتی و صنعتی بر اساس ایدئولوژی‌های دینی و مذهبی و تحت نظارت حاکمیت‌های قومی، قبیله‌ای، فئودالی و اینک سرمایه‌داری در کشورهای مختلف با توجه به موقعیت‌های کشاورزی و آب و هوایی پیوسته در حال تغییر و تحول بوده است.
تحولات ساختاری در نظام‌های حکومتی بر اساس رشد، توسعه و فن‌آوری‌های جدید به گونه‌ای است که اقتصاد بر زندگی روزمره امروز سایه افکنده و سیاست، فرهنگ و رفتارهای اجتماعی را تحت تأثیر قرار داده است.
تا قبل از پادشاهی ناصرالدین شاه قاجار در ایران سخنی از نفت و درآمد آن به میان نیامده و مردم ما از طریق دامداری، کشاورزی و صنایع دستی روزگار می‌گذراندند. نفت در مناطقی از جنوب آن قسمت که به صورت گاز فوران می‌کرده آتشکده‌هایی را پیوسته روشن نگاه می‌داشته و آن آتش مقدس بوده است.
اما در یک قرن و نیم گذشته به مرور چشم امید حاکمیت‌ها و مردم ایران به درآمد نفتی دوخته شده و دولت‌ها حساب و کتاب و بودجه‌بندی خود را بر اساس درآمدهای نفتی تنظیم می‌کرده‌اند هر چند درآمدهای غیرنفتی ناچیزی هم در کنار آن بوده است.
و اما بعد: (ادامه…)