یادداشت
محمد عسلی
ببخشا بر کسی کش زر نباشد
باد آمد و ابر آورد، ابر آمد و گریست و باران سرزمین¬های خشک را تر کرد آنچنان خیساند که سیل شد و رودخانه¬ها را شست و زمین را از خوابی طولانی بیدار کرد.
دانه¬ها، کوچک و بزرگ به رویش امیدوار شدند و حیات عشق بدون را بار دیگر نوید داد تا بهار پربارتر از پار و پیرار سبزی و سبزینگی را به تماشا گذارد.
این کرامت بی¬چون و چرا و بی¬منت آنچنان سرازیر شد که جایی از میهن ما را بی-نصیب نگذاشت.
به پاس چنین رحمتی و به شکرانه خرمی¬ها و هوای پاکی که ریه¬های ما را تازه می-کند بهترین کار دستگیری از بینوایان است در آستانه نوروز و بهاری که ارزانی ماست.
باران کمک خود را هر چند ناچیز بر جان¬های محروم و تن¬های برهنه ببارانیم و از آنچه داریم اندکی به ناداران دهیم که «قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود…»
و اما بعد:
چه کسانی را دریابیم؟
متکدیان که خود به کوچه و خیابان راهی می¬شوند و مدام دستشان دراز است. جمع دوستان و یاران هم که بی¬نصیب از خوراکی¬ها و نوشیدنی¬ها نیستند؛ یک بار هم سفره¬ای برای بیچارگان پهن کنیم. همان¬ها که با عزت نفس در تلاشی عبث بی¬نَفَس شده¬اند و با سیلی روی خود را سرخ نگه می¬دارند. همان کسانی که بعضاً نام و نشانی دارند و با حداقل درآمد و حقوق فقط پاسخگوی نان و آب¬اند و شاید رخت و لباسی به سالی. (ادامه…)

سرمقاله
اسماعیل عسلی
کنگره ویران کنید از منجنیق
بعدازظهر پنجشنبه هر چه تلاش کردم به قصد مطالعه عینکم را که در یکی از اتاق ها گذاشته بودم پیدا کنم موفق نشدم ناچار رو به تلویزیون دراز کشیدم و کنترل را از این کانال به آن کانال حواله دادم تا این که دیدم آقای ولایتی در شبکه سه سیما با یکی از مجریان فرهنگور که معمولاً با دغدغه هایی از همین جنس برنامه هایی درخور تعمق را ساماندهی می کند مشغول گفتگوست. وقتی متوجه محتوای گفتگو که پیرامون شخصیت تاریخی ذوالقرنین دور می زد شدم صدایش را بلندتر کردم و گوش جان سپردم. سخن بر سر مصداق واقعی شخصیتی بود به نام ذوالقرنین که نامش در قرآن آمده و به عنوان یکی از صالحین و فرمانروایان باشوکت و خدمتگزار به مردم از او یاد شده است. ناگفته نگذارم آقای ولایتی از آن آدم های چند پیشه است که گاهی در خلوتی خودخواسته با کنجکاوی خاصی به سراغ موضوعات گره خورده تاریخی می رود و اگر چه رشته ی تخصصی ایشان پزشکی است، اما اگر کسی سخنان وی پیرامون برخی موضوعات تاریخی را با وسواس دنبال کند از این همه نکته سنجی ایشان در این حوزه دچار شگفتی می شود. چند هفته پیش نیز مصاحبه ای از ایشان دیدم که راجع به درصد نژاد آریایی های ساکن در ایران بود. (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
فاطمه، الگویی برای جمیع باورها
زمین را زایشی است در بهار به شکوفایی گل غنچه¬هایی که رنگ در رنگ رایحه دل-انگیزی را به هوا هدیه می¬دهند و مشام فضا را به عطر حیاتی نو تازه می¬کنند و خلایق از محصول و ثمره آن در تابستان استفاده می¬برند. پاییز را نیز که پایانی بر سبزی و سبزینگی است خبر از خواب زمستان می¬دهد تا انسان و دیگر جانداران در چهارفصلی متغیر به دگرگونی روندی منظم از پس هم بگذرند به عمری چند تا فردایی دیگر.
در این میان آدمیان را باورهایی همراهند به هدایتی که اگر نباشند به قول حافظ: گذر از ظلمات بی¬همرهی خضر گمراهی است و باید ترسید از این اراده آزاد که گر چه رحمت است گاه زحمت افزاید اگر مسیر هموار نباشد و ما مسلمانان چونان چهارفصل در حال و هوایی متغیر بهار را به تابستان و تابستان را به پاییز و پاییز را به بهار انتظار می¬کشیم با باورهایمان که امام را هادی و هدایتگر و پیامبر را رسول و پیغام¬آور و خود را مکلف و مسئول به تبعیت از آنها می¬دانیم تا میدانگاه وحدت قدرتی باشد برای همراهی و همدلی و دفاع از آنچه مقدسش می¬داریم در برابر تهاجماتی که گاه و بیگاه بر ما رفته و زندگی و مرگمان را رقم زده است.
مردان ما در این میدانگاه به زیور ایمان آراسته¬اند و زنانمان به زیور عفت و پاکدامنی آراسته¬اند. (ادامه…)