سرمقاله
محمد عسلی
غفلت مسئولین و تکرار حوادث تلخ دانش¬آموزی
همیشه اینگونه است؛ خبرهای تلخ، خبرهای بد، خبرهای زشت و خبرهایی که همگان را به سوگواری و غم و اندوه می¬برد، اما حیف که چه زود فراموش می¬شود و هیچکس مسئولیت علل این حوادث را عهده¬دار نمی¬شود.
خبر رسید: اتوبوس حامل دختران دانش¬آموز نخبه بندرعباسی که از طریق داراب عازم شیراز بودند واژگون شد. به ساعت «۴ صبح ۹ نفر مردند و ۳۴ نفر مصدوم شدند؛ حال بعضی¬ها هم وخیم است…»
اما نمی¬شنویم که اگر علت حادثه خطای انسانی راننده بوده چرا این خطاها مدام تکرار می¬شوند آن هم برای اتوبوس حامل دانش¬آموزان.
به راستی ما هنوز به این فهم نرسیده¬ایم که وقتی بیش از ۳۵ نفر از بهترین عزیزان و نخبگان کشور را راهی سفر می¬کنیم باید وسیله نقلیه مطمئن و راننده سالم و سرحال و باتجربه انتخاب کنیم؟
تا کی باری به هر جهت برای اعزام دانش¬آموزان اقدام می¬کنیم؟
آیا زمان آن نرسیده که سازمان اتوبوسرانی کشور پاسخگوی اینگونه وقایع تلخ باشد؟
آیا هر وسیله نقلیه¬ای با هر زمان کارکرد و بدون معاینه فنی کوتاه¬مدت مجوز مسافربری دارد؟
آیا در این اندیشه هستیم که تا یک دانش¬آموز به این سن و سال برسد چه میزان نیروی انسانی و هزینه¬های مالی صرف شده است؟
آیا می¬توان پاسخگوی پدر و مادر و یا خواهر و برادر دانش¬آموزان فوتی در این حادثه تلخ و حوادث مشابه بود؟
آیا صرف عرض تسلیت و همدلی آن هم برای لحظاتی کوتاه مرهم دائمی بر دل¬های داغدار است؟
به راستی تا کی اینگونه وقایع تلخ و زشت تکرار می¬شوند؟ (ادامه…)

سرمقاله
اسماعیل عسلی
از حاشیه به متن
حاشیه نشینی اگر چه معضلی نیست که منحصر به جامعه ی ایرانی باشد اما باید اذعان داشت که در همه جا نمودهای یکسانی ندارد و در هر جامعه ای فراخور پراکندگی خرده فرهنگ ها، ویژگی های قومی و همچنین آسیب پذیری های رایج در هر منطقه می توان با صحنه های متفاوتی مواجه شد.
حاشیه نشینی خصوصاً در کلانشهرها می تواند ناشی از اجبار و فقر و ناداری باشد، اما همیشه این گونه نیست بلکه گاه در حاشیه ی شهرها با خانواده هایی مواجه می شویم که بر اساس میزان درآمد زیر خط فقری به حساب نمی آیند و اتفاقاً درآمد بالایی هم دارند اما چون درآمد آنها به زندگی در حاشیه ی شهر پیوند خورده ترجیح می دهند که عطای سکونت در مناطق برخوردارنشین شهر را به لقایش ببخشند. قاچاقچی ها، سازمان دهندگان کارهای خلاف، توزیع کنندگان مواد مخدر، اشخاص آلوده به عادات غیرمتعارف و… از جمله کسانی هستند که زندگی در حاشیه شهر را ترجیح می دهند.
گاه می بینیم که کوچ یکپارچه اهالی یک روستا موجب گردهمایی آنها در حاشیه شهر می شود با این هدف که در بحث تعاملات اجتماعی و همچنین احساس راحتی در حفظ آداب و سنن با مشکلی مواجه نشوند و از همپوشانی لازم در هر زمینه ای برخوردار باشند. چنین رویکردی می تواند ریشه در تعصبات قبیله ای داشته باشد. (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
چه کسانی ترور می¬کنند و چه کسانی ترور می¬شوند؟
به بهانه روز مبارزه با تروریسم
در طی سه دهه اخیر حدود ۱۷۰۰۰ کشته و چند هزار مجروح حاصل ترور گروهک¬های مخالف با نظام جمهوری اسلامی است. اولین قربانی ترور بعد از پیروزی انقلاب اسلامی توسط گروه فرقان ولی¬الله قرنی رئیس ستاد ارتش جمهوری اسلامی بود که در سوم اردیبهشت ۱۳۵۸ به شهادت رسید بعد از آن ترور شهیدان مطهری و مفتح بود که به دستگیری اعضای گروهک فرقان انجامید.
با دستگیری اعضای گروه فرقان و اعترافات آنان ترور شخصیت¬ها به پایان نرسید و سازمان¬ها و گروهک¬های دیگری با جمهوری اسلامی به مخالفت پرداختند و دست به ترورهای کور و وحشتناک زدند از جمله ترور ائمه جمعه، انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی، انفجار ساختمان نخست وزیری و ترور آیت¬الله خامنه¬ای در حین سخنرانی و نیز ترور دانشمندان هسته¬ای ایران که توسط تروریست¬های اسراییلی، سلفی و امثالهم انجام شد.
و اما بعد:
هدف تروریست¬ها و اربابانشان ایجاد وحشت و ترس، تهدید مردم و دولت، انتقامجویی، از میان برداشتن شخصیت¬های سیاسی به منظور ایجاد خلأ نیروهای مدیریتی کارآمد و با حسن سابقه و تأثیرگذار و نهایتاً یأس و نا امیدی در مرم برای ضربه زدن به وحدت ملی است.
روش¬های ترور، استفاده از اسلحه¬های متنوع، انفجار مقرها و یا راندن اتومبیل به روی جمعیت….
و اما مشهورترین ترورها در آمریکا ترور آبراهام لینکلن ریاست جمهور فقید آمریکا، ترور جان¬اف کندی و ترور رهبر سیاه¬پوستان آمریکا مارتین لوترکینگ است که آثار و تبعات مهمی در عرصه بین¬المللی به جای گذاشت.
متأسفانه عملکرد نابخردانه آمریکا و ایادی آن کشور مانند عربستان تحت فرمان امپریالیسم در ایجاد نفاق و برادرکشی در کشورهای مسلمان، سازمان¬ها و ارتش¬های تروریستی عجیب و غریبی را به وجود آورده مانند طالبان، القاعده و داعش که نه فقط دست به ترور شخصیت¬ها و رجال سیاسی در کشورهای پاکستان، افغانستان، سوریه، عراق، لبنان، فلسطین، یمن و دیگر کشورهای اسلامی زده و می¬زنند بلکه با تهاجم گسترده دست به ترور مردم عادی اعم از زن، کودک و پیر و جوان هم زده¬اند.
وقایع تلخی را که در این کشورها در طول دهه¬های اخیر شاهد بوده¬ایم حکایت از آن دارد که تروریست¬های فعلی روی سیاه سپاهیان چنگیز را هم سفید کرده¬اند چنانکه تاریخ از ذکر جزئیات آنها شرم دارد.
و اما بعدتر: (ادامه…)