سرمقاله
اسماعیل عسلی
ساز و کارهای گوناگون برای پاسخگویی به مطالبات مردمی
همان گونه که در جهان طبیعت نیاز موجب حرکت می شود، پویایی جامعه نیز در گرو زایش و پیگیری مطالبات است؛ از این رو جامعه ی فاقد مطالبه مرده است. حتی در توسعه یافته ترین و مرفه ترین جوامع نیز شاهد زایش مطالبات جدیدی هستیم که به اقتضای نیاز در دانشگاه ها، سازمان های مردم نهاد، مجالس قانونگذاری و مراکز پژوهشی و تحقیقاتی پی ریزی و مطرح می شود. در جوامع بسته ای که همواره افرادی محدود خود را متولی طرح مطالبات و پیگیری آن می دانند ساز و کاری هدفمند برای پاسخگویی به نیازهای مبتنی بر ذائقه ی عمومی و یا نشأت گرفته از اقتضائات زمانی وجود ندارد و در نتیجه به دلیل انباشت مطالبات پشت سد موانع گوناگون، شاهد نافرمانی مدنی، بحران های فزاینده و هزینه بر و انسدادهایی هستیم که روند توسعه را کند یا متوقف می کنند. پرسشی که من در این یادداشت به دنبال پاسخگویی به آن هستم این است که آیا شیوه ی تحقق تمامی مطالبات مردم یکی است؟ اصولاً پاسخگویی به برخی مطالبات نیازمند قانون است، پاسخگویی به برخی مطالبات نیازمند ایجاد ظرفیت فرهنگی و گذشت زمان است، پاسخگویی به برخی مطالبات نیازمند بودجه است. گاهی مشکل قانونی وجود ندارد اما ظرفیت های اقتصادی کشور اجازه ی تحقق برخی مطالبات را نمی دهد و گاهی نه مشکل قانونی وجود دارد و نه مشکل بودجه ای اما مؤلفه های اصلی اداره کننده کشور به هر دلیل زیر بار آن نمی روند و در مواردی نیز قانون و بودجه و اراده ی جدی مسئولین به عنوان شرط لازم همراهی می کنند اما سنت های دست و پا گیر که ظرف صدها سال در این کشور نهادینه شده ظرفیت پذیرش برخی تغییرات را ندارند. در برخی موارد خاص نیز باید در انتظار جابجایی نسل ها بود ضمن این که برخی مطالبات نیز به دلیل اولویت داشتن مطالبات دیگر مسکوت می ماند! (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
حادثه کشتی سانچی از شایعه تا حقیقت
ما در جامعه¬ای زندگی می¬کنیم که خبرهای بد دروغ یا راست، دهان به دهان می¬گردند و همانند گلوله برف¬های انباشته، بهمنی می¬شوند روی ذهن و روانمان تا یکی بیاید و اثبات کند که اصلاً برفی نبوده و بهمنی در کار نیست.
همیشه اینگونه است که حس بدبینی خشم می¬آفریند و خشم حادثه¬جوست به گونه¬ای که اگر چند کارخانه بزرگ ماشین¬سازی همزمان در گوشه و کنار کشور تأسیس و راه¬اندازی شوند انعکاس خبر آن کمتر از ربودن یک کودک است که حتی بعد از آزادی بعضی¬ها چندان التفاتی به پایان ماجرا نمی¬کنند.
و اما بعد:
تصادم کشتی سانچی همانند آتش¬سوزی ساختمان پلاسکو که منجر به مرگ شهادت¬گونه هموطنان عزیز شد برای تمامی ایرانیان تلخ و غمبار بوده و هست و دل هر انسان با احساسی را به درد می¬آورد.
وقتی خبر تصادم کشتی اعلام شد شاید کمتر کسی فکر می¬کرد تمامی سرنشینان آن با آتش و گاز سوخته و جان به جان¬آفرین تسلیم کرده¬اند چون همیشه نقطه امیدی برای رهایی از حوادث هست. متأسفانه به مرور که شعله¬های آتش بیش و بیشتر می¬شد و خبر انفجاراتی از آن دست از رسانه¬ها شنیده شدند اندیشه سلامتی کارکنان کشتی بیش از خود کشتی و محموله-های آن احساس برانگیز بود.
در فرهنگ تعاملات فردی و اجتماعی ما ایرانیان پیوسته این قاعده عادت شده است که خبر مرگ هیچ عزیزی را به خانواده و دوستان همانند بعضی جوامع اروپایی فوری و سریع اعلام نمی¬کنیم. حتی پزشکان بیمارستان¬ها هم این اخلاق را رعایت می¬کنند که شوک وارد نکنند و چنین خبرهای بدی را آنی اعلام نکنند. (ادامه…)

سرمقاله

اسماعیل عسلی

شیشه­ی آویزان

بر اساس اظهار نظرهای جسته گریخته ای که توسط هیأت های تحقیق و تفحص و برخی از مسئولین صورت گرفته، بخشی از وجوه اختلاس شده و وام های میلیاردی در بخش مسکن هزینه شده است. شواهد و قرائن نیز گواه این واقعیت است که گرانی در بازار مسکن بی ارتباط با هجوم اخلالگران اقتصادی به این حوزه نیست و از آنجایی که نرخ گذاری ها به گونه ای صورت گرفته که انبوه سازان موفق به فروش آپارتمان ها نشده اند طبیعتاً قادر به بازپرداخت اقساط خود نبوده اند و همین موضوع به ورشکستگی برخی بانک ها و عدم توانایی آنها در پرداخت سود به سپرده گذاران و متعاقباً اعتراض مالباختگان منجر گردیده است. هر چند نمی توان با قاطعیت گفت که تمامی وام های میلیاردی در همین راستا هزینه شده زیرا با توجه به رواج بازار قاچاق در ایران و همچنین بحث پولشویی مسلماً بخشی از وام گیرندگان ممکن است سرمایه های خود را در سایر بخش ها به جریان انداخته باشند. توجیه آن نیز چندان دشوار نیست زیرا کسانی که در فضای رانت تنفس می کنند چه بسا با گمانه زنی های مبتنی بر خبرهایی که به آنها رسیده، نقدینگی خود را در بازار ارز، قاچاق دارو، خرید و فروش زمین و باغ یا حتی مواد مخدر به جریان انداخته باشند. به هر تقدیر آنچه مسلم است بخش قابل توجهی از وام های دریافتی از بانک ها در بخش مسکن به کار گرفته شده و شمار میلیونی آپارتمان های خالی در سطح کشور نیز گواه آن است. (ادامه…)