زیر باران شادی
ما در جریان زندگی روزمره بارها از واژه ی خوش بودن
استفاده می کنیم. معیار اصلی ما از انتخاب رشته ی تحصیلی، انتخاب شغل، انتخاب همسر، تعداد فرزند، مکان زندگی، تفریح، مسافرت، دور هم نشینی، بازی، خوردن، پوشیدن، انواع معاشرت ها، خواب و استراحت و حتی پناه بردن به خلوت تنها یک چیز است و آن رسیدن به اوج خوشایندی است. تا آنجا که می توان گفت نیروی محرکه ی همه ی انسان ها در خوش بودن نهفته است. حتی آداب دانی اخلاق مداران مذهبی نیز نهایتاً برای رسیدن به بهشت است که آرمانی ترین سرچشمه ی خوشی و راحتی است و همه در آنجا شاد هستند و از گریه خبری نیست و ساکنانش نه ترسی دارند و نه اندوهی. به قول حضرت مولانا:
این همه عالم طلبکار خوش اند
وز خوش تزویر اندر آتش اند
اما چه اتفاقی می افتد که ما علی رغم تلاش های زیادی که برای خوش بودن داریم باز هم راه را گم می کنیم؟! شاید داستان بر سر این است که خوشی را تنها برای خودمان می خواهیم. تردیدی نیست که هزینه ی خوشی همگانی خیلی کمتر است. خوشی همگانی در گرو این است که شادی یکی به اندوه دیگری نیانجامد! به قول آن بزرگمرد:
آفت این در هوا و شهوت است
ورنه اینجا شربت اندر شربت است (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
چرا شهید قلب تاریخ است؟
باران گلوله¬ها، توفانی از وحشت و غرش هواپیماهای جنگی چشم را از آسمان باز می-داشت، حمله از چهار جهت موی در میان حصار داشت و خاک کوفته چنان تیرگی می¬افزود که هیچ چیز دیده نمی¬شد جز روشنای عبور گلوله¬ها از دهانه گرم تفنگ¬ها، در این میان قامتی راست از فراز و نشیب¬های دشتی پر از بدن¬های تیر خورده بالا و پایین می¬شد چون پروانه¬ای که به دور شمع وجود یاران می¬چرخد و ابایی از شهادت نداشت.
سیاهی شب چتر شوم خود را بر سر میهن گسترده و مرزهای گسترده بی¬سامان ولع دشمن را برای عبور از خط تحریک می¬کرد، پاکسازی¬های ارتشی که با زیرساخت¬های حفاظت از شاه، در برابر هجوم مردم همه چیز را در پرده ابهام برده بود و کسی نمی¬دانست که از این بازمانده-های مردد چه قوتی به جای مانده و تانک¬های زنگ زده تا چه زمان قدرت پرتاب گلوله دارند و هواپیماهای به جای مانده با کدام توش و توان تدارک می¬شوند؟
مام میهن از تهاجم موشک¬ها زخمی عمیق بر تن داشت و راه برای ورود به دروازه¬های شهر باز بود.
دستی به غارت دراز شده بود در لانه کندوها و دهانی باز برای حس مداوم طعم شیرین تجاوز.
مردی بر فراز قله اعتماد چراغ هدایت را از آن ارتفاع بلند روشن در دست داشت. همه نگاه¬ها به آن سمت نشانه رفته¬اند و قدم¬های ثابت در یک راستا حکم جهاد می¬طلبند. تنها یک کلام کافی است تا شیپور بیدارباش به صدا درآید و فوج فوج جوانان انقلابی سلاح بردارند و راهی جبهه¬ها شوند «یک سیلی به صدام بزنم که از جای خود بلند نشود» و چنین شد که یک سیلی کار را تمام کرد و دشمن به خاک مذلت افتاد و تاریخ دوباره ورق خورد اما این سیلی بهای سنگینی داشت. (ادامه…)

ریشه ها را دریابید
با توجه به وجوه مشترک ادیان ابراهیمی اعم از یهودیت، مسیحیت و اسلام پیرامون حجاب و رواج آن در آیین های شرقی و همچنین فطری بودن شرم و حیا در زن نمی توان گفت که حجاب ارمغان دین خاصی است. تنها تفاوت بین اسلام و سایر ادیان ابراهیمی پیرامون حجاب کاهش سختگیری های رایج در آن از سوی اسلام است. زیرا علمای یهود در گذشته های دور از لحاظ حجاب زنان را به اندازه ای در تنگنا قرار داده بودند که بهترین گزینه از نظر آنها خانه نشینی زن بود. برخی از رفتارهای افراطی پیرامون حجاب نظیر برقع پوشی نیز از رسوبات بر جای مانده از دین یهود است. در مسیحیت نیز اگر چه به اندازه ی یهود سختگیری در باره ی حجاب دیده نمی شود اما از آنجایی که حضرت مسیح هیچ تغییر اساسی در احکام تورات به وجود نیاورد حکم حجاب با کمی تعدیل توسط رومی های ساحل نشین که حجاب شش دانگ یهودی را برنمی تافتند کماکان به قوت خود باقی ماند و سختگیری ها بیشتر متوجه دخترانی می شد که دیرنشینی و تجرد را انتخاب می کردند. در انجیل آمده است: “زنان خویشتن را بیارایند به لباس مزین به حیا و پرهیز نه به زلف و طلا و مروارید” (ادامه…)