سرمقاله
اسماعیل عسلی
امان از همنشین بد
عصر جمعه خیلی ها کار و بار خود را ول کرده و چهارچشمی به صفحه ی جادویی تلوزیون خیره شده بودند تا ببینند تیم ملی فوتبال در چه گروهی قرار می گیرد و ترکیبی که ما باید از دل آن به دور دوم صعود کنیم متشکل از چه کشورهایی است. از بخت بد ظاهراً یک تیم شگفتی ساز آفریقایی و دو تیم تمام عیار اروپایی از جام های بلورین بیرون آمدند و اینطور که پیداست جناب آقای کی روش باید خیلی حرفه ای باشد و بی اعتنا به دلبستگی های ملی تا حتی یک تساوی از پرتقال بگیرد. این هم از بخت بد ایرانی هاست که همواره در گروه مرگ قرار داشته اند. همین کشورهای همسایه و خاورمیانه که ما در گروه آنها قرار گرفته ایم را در نظر بگیرید که یا دچار جنگ داخلی هستند یا مثل خودمان از عقب ماندگی فرهنگی و سیاسی و اقتصادی رنج می برند که همیشه یا به ما خسارت وارد کرده اند یا از ما باج گرفته اند و علیرغم خدمات زیادی که به طرق گوناگون به آنها ارائه داده ایم و دلسوز آنها بوده ایم و حتی لقمه ی مردم خودمان را به دهان آنها گذاشته ایم اغلب چشم دیدن ما را هم ندارند مثل این که ارث پدرشان را طلبکارند. در جریان جنگ جهانی دوم هم بیشترین سود را به متفقین رساندیم و برای آنها نقش پل پیروزی را بازی کردیم و دست آخر هم حق ما را کف دستمان گذاشتند. همین غربی ها و در رأس آنها آمریکا چند سالی است که از ما لولو ساخته اند و عرب ها را می ترسانند و می دوشانند و در عین حال می گویند ایران چنین است و ایران چنان و بی نهایت قدرنشناس و نمک به حرام هستند. همین قطر نیم وجبی چندین و چند سال است که مشغول استخراج گاز از منابع مشترک است و حالا که کلاهش پس معرکه افتاده دست به دامن ایران شده است. عراق هزاران نفر از جوانان ما را شهید یا زنده به گور کرد و میلیاردها دلار خسارت به زیرساخت های اقتصادی ما وارد نمود و هم اکنون نیز مشغول پرداخت اقساط خسارت جنگ به کشور کویت است که پس از قرارداد صلح ۵۹۸ با ایران به آنجا حمله کرد ولی از پرداخت خسارت به ایران هیچ خبری نیست و کسی هم به کسی نیست. (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
گرانی کاغذ، حذف یارانه
خداحافظ روزنامه
آقای وزیر گرانی کاغذ روزنامه¬ها را زمین¬گیر کرده است و عنقریب بخش قابل توجهی از نشریات بخش خصوصی که تاکنون با چنگ و دندان در تدارک کاغذهای گران وقت صرف کرده¬اند رو به تعطیلی می¬روند و مدیران روزنامه¬ها با بدهی¬های کلان به کاغذفروش¬ها و چاپخانه¬ها عنقریب وارد زندان می¬شوند. این سخن گر چه به مذاق مسئولین چندان خوش نمی-آید لیکن یک حقیقت است که امروز به واقعیت پیوسته است.
وقتی همگان شاهدند که ما روزنامه¬نگاران و صاحبان رسانه در یک جنگ نابرابر با رسانه-های بیگانه مخالف انقلاب دست و پنجه نرم می¬کنیم به سربازی بسیجی می¬مانیم که در پشت سنگر فشنگی برای شلیک ندارد. چگونه می¬توان در این جنگ حداقل در حالت دفاعی قرار گرفت و خوراک لازم را برای آگاهی مخاطبان فراهم نمود؟
زمانی بود که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بودجه¬ای داشت؛ خود کاغذ می¬خرید و حواله می¬داد به حسب نیاز به روزنامه¬ها و یا برای چاپخانه¬ها مواد مصرفی مانند فیلم و یا زینک از خارج خریداری می¬کرد و سهم روزنامه¬ها را می¬داد تا دست واسطه¬ها را کوتاه کند.
سیاست توزیع یارانه¬ها تغییر کرد و یارانه به صورت نقدی به مسئولین نشریات پرداخت شد تا خود هر نوع کاغذ مصرفی را خریداری نمایند. اما متأسفانه این سیاست به دلایلی تغییر کرد و گفتند برای افزایش تیراژ و کمک به مخاطب ۵۰ درصد بهای هر روزنامه را مشروط به اینکه به دست مخاطب برسد پرداخت می¬کنند و یارانه به حساب مؤسسه نشرآوران واریز شد که نتوانست چندان دوام آورد و روز به روز به دلایلی که وصف آن در کوتاه نوشتار نمی¬گنجد شرکت کنندگان در طرح نیم بهاء عطایش را به لقایش بخشیدند و اینک آب باریکی بیش از آن نمانده که آن هم در حال خشک شدن است و سهمی از یارانه¬ها به روزنامه¬ها و دیگر نشریات نمی¬رسد متأسفانه حدود یکسال و نیم است که از یارانه نقدی و غیرنقدی خبری نیست. (ادامه…)

سرمقاله
اسماعیل عسلی
از همین امروز
باز هم زلزله و این بار برای چندمین نوبت در کرمان. هرچند فاصله شهرهای آسیب دیده با کانون اصلی زلزله از میزان تلفات کاسته اما جایگاه کرمان را در زلزله خیزی ارتقاء داده است. به نظر می رسد که تمامی دولت ها از این پس تا زمانی که تمامی سازه های شهری و روستایی در برابر زلزله مصونیت پیدا کنند باید ردیفی را در بودجه ملی برای بازسازی خانه های مسکونی در شهرها و روستا هایی که ظرف نیم قرن گذشته چندین زلزله را تجربه کرده اند در نظر بگیرند و برای ترمیم این نقیصه منتظر وقوع زلزله نباشند. وجود وضعیت نابسامان خانه های روستایی و بعضاً شهری و آسیب پذیری آنها در برابر زلزله ریسک زندگی را در ایران بالا می برد و این مسأله روی اقتصاد، گردشگری، نشاط عمومی و همچنین برنامه ریزی های کلی برای اداره ی کشور تأثیر منفی برجای می گذارد. اصولاً یکی از مصادیق رعایت حقوق بشر تأمین امنیت او با توجه به سهمی است که از ثروت ملی دارد. آیا شایسته است در کشوری نفت خیز و ثروتمند که دومین صادرکننده ی گاز جهان نیز هست و معادن و منابع فراوانی دارد با وقوع یک زلزله ی ۷ ریشتری نزدیک به ۵۰۰ کشته و چند هزار مجروح و ده ها هزار خانه خراب داشته باشد؟ اگر در راستای اجرای طرح هادی روستایی که تحت عنوان روان بخشی روستاها کلید خورد بحث مقاوم سازی خانه های روستایی نیز در دستور کار قرار می گرفت تاکنون به نتایج ارزشمندی دست یافته بودیم. (ادامه…)