سرمقاله
اسماعیل عسلی
دنیای شاعری
شاید تاکنون از این و آن در محافل خصوصی و مجالس عمومی شنیده باشید که شیرازی ها شاعرانه حرف می زنند، بی گمان این تصور سر در آبشخور گونه ای حسن ظن نسبت به مردم این دیار دارد و هرگز به معنای رویکرد عامه مردم این دیار به خیالپردازی نیست، هر چند شعر هر چه زیباتر باشد خیال انگیزتر و غیرواقعی تر است. این ویژگی سرچشمه ای جز نازک خیالی و گرم اندیشی ندارد. اصولاً هنگامی که دو نفر به اوج صمیمیت می رسند، سخنانی که بین آن دو رد و بدل می شود فراتر از انتقال درک واقعیت های ملموس از طریق زبان است بلکه آمیخته به آرزوها و عواطف و حرف و حدیث هایی است که در حالتی رها از رودربایستی و تکلف بر زبان جاری می شود و از آنجایی که جنوبی ها و به ویژه شیرازی ها خونگرم هستند ضمن این که در برقراری ارتباط کلامی راحت هستند، بیانی گرم و دلنشین دارند. این که اغلب شاعران و داستان نویسان ایرانی یا جنوبی هستند یا ریشه در جنوب دارند نیز به همین ویژگی بازمی گردد.
خیال سکوی پرتاب برای پرواز است و هر ایده و کشف و اختراعی پیش از آن که جامه ی واقعیت بر تن بپوشد در قالب خیال به سراغ انسان می آید. لذا نباشد شعر را دست کم گرفت، شعر اگر جوششی و نه سفارشی باشد، حرکت ایجاد می کند و دست آدمی را می گیرد و او را در عوالمی شگفت انگیز سیر می دهد. (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
نماز و روزه هدف یا وسیله؟
از لحظه¬ای که ذات ذیجود اراده را بر آن خواست استوار کرد که پرتویی از وجود را به دمی نثار موجود کند و انسان برترین موجودات خلقت گردد پیوسته سؤالاتی چند فلسفه وجودی یافت و آن اینکه: من کیستم؟ از کجا آمده¬ام؟ برای چه خلق شده¬ام؟ به کجا می-روم؟
همین سؤالات اول راه خداشناسی را هموار کرد تا بدانجا که انسان در پی این فهم برآمد که از خاک و گل و سنگ و ستاره¬پرستی به یکتاپرستی برسد و برای ابراز محبت خود نسبت به خدا به ستایش او پردازد.
این ستایش همزمان با فهم و عقل درونی و بیرونی تکامل یافت تا بدانجا که پیام پیامبران و رهبران دینی را کلاس به کلاس و مقطع به مقطع پشت سر گذاشت و به سطح غایی دانشگاه خداشناسی رسید.
هر چند اسلام به عنوان دین آخرین و برترین، انتخابی آسان را برای مؤمنین رقم زد اما پذیرش آن برای ادیان یهود و نصاری که صاحب کتاب و آیین و سنت خود بودند سخت کرد تا بدانجا که امروز شاهدیم و تفاوت¬ها را در پذیرش این یا آن دین درک می¬کنیم.
نماز و روزه که در اسلام فروع دین نام گرفته¬اند وسیله¬ای برای تقرب به خدا، خودسازی و آماده¬سازی تن و روان به حساب می¬آیند تا هدف اولیه خلقت که همانا خداشناسی، خدامحوری و خداجویی است بدین وسیله تحقق یابد. زیرا نماز نیازی است روحی برای تکیه بر خالقی که وصف آن از عهده بشر خارج است و پی بردن به چرایی وجود او با دانش، فلسفه و حکمت و اندیشه میسر نیست و به قول سعدی علیه¬الرحمه:
«ای برتر از خیال و قیاس و گمان و وهم
وز هر چه گفته¬اند و شنیدیم و خوانده¬ایم
مجلس تمام گشت و به آخر رسید عمر
ما همچنان در اول وصف تو مانده¬ایم…»
و اما بعد: (ادامه…)

سرمقاله
اسماعیل عسلی
قاتق نون یا قاتل جون
در گذشته های نه چندان دور اگر در محله ای‏،‏ زن یا مرد فضولی پیدا می شدند که به زندگی این و آن سرک می کشیدند یا زاغ سیاه آنها را چوب می زدند‏،‏ از سوی عموم اهالی همواره مورد طعن و لعن و نفرین بودند ضمن این که تعداد این گونه افراد نیز زیاد نبود و خیلی راحت می شد با توپ و تشر و دورگیری و دورنشینی از شر آنها خلاصی یافت‏.‏ اما از زمانی که تلفن همراه و مکمل های خدماتی اش نظیر وات ساپ‏،‏ تلگرام‏،‏ وایبر‏،‏ لاین‏،‏ اینستاگرام‏،‏ فیس بوک‏،‏ وی چت و امثال این کوره راه هایی که معمولاً در بلاد توسعه نیافته از لحاظ فرهنگی به ترکستان ختم می شود پا به منصه ی ظهور گذاشته اند‏،‏ خواب و آرامش و قرار را از خانواده ها گرفته اند. یکی از همکاران می گفت: خسته از سر کار آمده ای که ناگهان همسرت می گوید: از این به بعد گوجه فرنگی نمی خوری‏،‏ در وات ساپ خواندم که خوردن گوجه فرنگی مرض پیسی می آورد‏،‏ فلان فروشگاه پیامک زده و نوشته سیب زمینی کیلویی ۱۸۰۰ تومان آن وقت تو ۳ کیلو سیب زمینی خریده ای ۶۰۰۰ تومان‏،‏ فلانی رفته دماغش رو عمل کرده عکسش رو گذاشته تو تلگرام ببین آدم حظ می کنه‏،‏ اگه پول نچسبیده بود به گوشت تنت چهار پنج بسته از این زهرماری هایی رو که مثل چرک کف دست میمونه خرج دهن گشاد من می کردی که وقتی حرف می زنم دندونای عقلم پیدا نباشه‏.‏.. همین آقا تعریف می کرد و می گفت: از همه ی اینها گذشته بعضی ها که نمی دانند مالکیت معنوی برگ چه درختی هست از قول این دانشمند و اون پروفسور چیزهایی می نویسند که به عقل جن هم نمیرسد و گاهی اوقات هم برعکس حرف دیگران را به خودشان نسبت میدهند و جمله ی دلبرانه ای که مثلاً شوهر قمر خانم تو فلان کتاب عاشقانه خوانده و به زنش پیامک کرده و زنش هم با دوست و قوم و خویش و همسایه به اشتراک گذاشته را به شوهر نگون بخت خودشون نشان می دهند و با صد هزار تیر و طعنه به او می گویند یاد بگیر بدبخت ببین این پیامک غلامعباس قصابه اون وقت تو که هزار جور ادعای کشف و کرامات داری از زیر بار گفتن یک دوستت دارم ناقابل شانه خالی می کنی!… خلاصه مصیبت عظمایی شده این فضای مجازی که زن و مرد همه چیزشون رو به رخ هم می کشن و چه دروغ های شاخداری که رد و بدل میشه‏،‏ زنی که تا چند دقیقه ی پیش کهنه بچه را با وایتکس زیر و بالا می کرده زنگ می زنه به خونه ی جاری و میگه جای شما خالی ما الان با شوهرم و بچه ها نشستیم زیر سایه ی بید تو باغ ارم و پیتزا می خوریم! و با این تماس های مشکوک جیگر همدیگر را به آتش می کشند!! تا چند سال پیش مردهایی که حقوق آب باریکه شون برای خرید وسایل جدید قد نمی داد‏،‏ رفت و آمدشان را کم می کردند تا زن های قوم و خویش خریدهای جدیدشان را به رخ زن و بچه هاشون نکشند‏،‏ اما این روزها طرف هنوز قسط چیزی که خریده را نپرداخته عکسش را گذاشته تو وات ساپ که چشم این و اون را از حدقه در بیاره‏.‏.. (ادامه…)