سرمقاله
اسماعیل عسلی
بازار آزاد اندیشه
از جمله دستاوردهای عصر ارتباطات، کوچک شدن جهان است که زاییده ی سهولت دسترسی است. اگر شرایط و امکانات فعلی در گذشته وجود داشت شاهد بسیاری از رویدادهای تلخ تاریخی و کشتارهای وحشیانه نبودیم، هر چند در زمانه ی کنونی نیز سانسور و قلب واقعیت و همچنین تحلیل های جانبدارانه از رویدادها، نعمت وجود وسایل ارتباطی را در مواردی به نقمت تبدیل کرده است. ولی همین که پس از بازتاب یک رویداد تلخ، موجی از واکنش ها و دلجویی ها به راه می افتد و از سنگینی مصیبت تا حدود زیادی می کاهد، جای شکر دارد.
زمانه ی ما، زمانه ی جلوه گری و میدانداری چهره ها به مدد وسایل ارتباطی است. توضیحا باید گفت: در گذشته که رادیو و تلوزیون و شبکه های ماهواره ای و تلفن همراه نبود، در هر شهر و روستایی، خطیبی، هنرمندی، صنعتگر یا ادیبی که بومی همان شهر و روستا بود تأثیرگذاری و نفوذ بالایی در شهر و دیار خود داشت. اما هم اکنون تلویزیون و سایر وسایل ارتباط جمعی بر اساس سلیقه و رویکرد خود، بخشی از وقت پخش یک شبکه را با میلیون ها مخاطب در اختیار سخنوران و هنرمندان و ادیبان و مفسرین و تحلیل کنندگان نشان شده و خاص قرار می دهند. اگر در گذشته سخنور بومی با گویشی ویژه ی زاد و بوم خود حرف میزد هم اکنون سخنوران با زبان معیار حرف می زنند و همان چیزهایی را می گویند که باید بگویند. طبیعتاً با این شیوه هدایت و سمت دهی به افکار عمومی خیلی راحت تر است و از آنجایی که تمامی سخنوران در یک چارچوب هماهنگ شده حرف می زنند این تصور برای مخاطب پیش می آید که واقعیت همان چیزی است که از همین چند سخنور می شنوند.
در گستره ی جهان نیز همین روند دنبال می شود به این معنا که امپراتوری های رسانه ای با هماهنگی یکدیگر موضوعی را نشانه می روند و پیرامون آن در چارچوبی خاص به ارائه ی تحلیل و توضیح و خبررسانی و گزارش و مصاحبه می پردازند و میلیاردها نفر که مخاطب این رسانه های جهانی هستند تدریجا برای پذیرش ایده ای خاص مهیا می شوند. همان گونه که پس از وقایع ۱۱ سپتامبر افکار عمومی جهان را برای پذیرش حمله به افغانستان و عراق آماده کردند! پر واضح است ایده و اندیشه ی کسانی که در چنین شرایطی به رسانه های پر مخاطب دسترسی ندارند، به محاق می رود. بی تردید چنین شیوه ای مزایا و معایب خاص خود را دارد و بسته به این که اداره کنندگان رسانه های پر مخاطب تا چه میزان دغدغه ی تنویر افکار عمومی و روشن کردن مردم و خرافه زدایی و ارائه ی تبیین واقع بینانه ی وقایع و رویدادها را داشته باشند، سازنده و یا مخرب خواهند بود. (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
آمریکا و چالش¬های پیش رو
امنیت فرصت و امتیازی است که آمریکا روز به روز بیشتر از دست می¬دهد. واقعه تیراندازی اخیر در لاس¬وگاس که منجر به کشته شدن بیش از ۶۰ نفر و مجروح شدن ۵۰۰ نفر گردید برای رئیس جمهور و مردم آمریکا چند پیام دارد.
یکم اینکه حتی یک نفر ناراضی اسلحه به دست می¬تواند فاجعه¬ای به این بزرگی بیافریند و به هر دلیل افراد بسیاری را راهی قبرستان کند.
همان¬گونه که روزانه به صورت میانگین ۱۵ نفر در اثر تیراندازی¬های پراکنده ایالات متحده جان خود را از دست می¬دهند که مدارس و دانشگاه¬ها را هم در بر می¬گیرد.
دوم فاصله طبقاتی، یأس و ناامیدی، فساد اخلاقی که در یک جامعه سرمایه¬داری مانند آمریکا رو به افزایش است تبعاتی دارد که نارضایتی عمومی را دامن می¬زند و وقتی یک نفر اوضاع را مناسب حال خود نمی¬بیند و ده¬ها اسلحه مجاز هم در اختیار دارد به بهای از دست دادن جانی که دیگر برای او ارزشی ندارد جان صدها نفر دیگر را با خشم و نفرت در معرض نابودی قرار می¬دهد تا روان ¬پریشان و زخم¬خورده خود را برای دمی با یک انتقامجویی بزرگ آرام کند و نهایتاً دست به خودکشی بزند.
سوم، از آنجا که نتیجه چنین اعمال خشونت¬باری انتقامجویی است فرقی با عمل یک داعشی ندارد. با این تفاوت که به نظر دولتمردان آمریکایی جنبه سیاسی ندارد هر چند آنها در اشتباهند. زیرا فشار روانی جامعه از چنین اعمال جنایتکارانه بازتاب سیاسی هم خواهد داشت.
و اما بعد: (ادامه…)

سرمقاله
اسماعیل عسلی
احترام به تولید ملی و فرهنگ ایرانی
دانش آموزان به طور تقریبی ۹ ماه از سال را با انواع نوشت افزار سر و کار دارند. از دفتر و خودکار و خط کش و پرگار گرفته تا مدادپاک¬کن، کیف و کلاسور و مدادتراش. ارتباط چشمی کودکان و نوجوانان با رنگ ها و نقش و نگارهایی که برای جلب توجه آنها روی انواع نوشت افزار حک و چاپ می شود و همچنین محتوای نوشته ها تأثیر زیادی روی شکل گیری شخصیت آنها دارد. به همین دلیل کارگاه ها و کارخانجات تولید نوشت افزار در سراسر جهان به این موضوع مهم بی توجه نیستند و در بسیاری از کشورها، نهادهای فرهنگی، زیست محیطی، ورزشی و تشکل های مردم نهاد فعال در زمینه های گوناگون سعی می کنند ضمن ایجاد ارتباط هدفمند با روابط عمومی مؤسسات تولیدی آنها را متقاعد کنند که نوشته ها و نقش و نگارهایی جذاب و در عین حال برخوردار از پیام های سازنده را روی نوشت افزارها حک کنند. برخی از شرکت های تولید کننده ی نوشت افزار با استفاده از تصویر شخصیت های کارتونی یا ورزشی مورد علاقه ی کودکان صرفاً به دنبال بالا بردن فروش خود هستند اما همه ی کارخانجات چنین رویه ای ندارند بلکه سعی می کنند در بحث استفاده از نقش و نگار روی نوشت افزارها، خود را با نهادهای فرهنگی و اجتماعی هماهنگ کنند. فرضاً اگر کشوری با پدیده ی خشکسالی مواجه است دانش آموزان را با اصول استفاده صحیح از آب آشنا می سازند یا پیام های بهداشتی و زیست محیطی را در نوشته ها و نقاشی ها می گنجانند. (ادامه…)