سرمقاله
اسماعیل عسلی
تحلیف ملی
تحلیف و پیمان های ملی خاستگاهی آرمانی دارد و تقدس آن به امیدی باز می گردد که در همگان برای آینده ای بهتر ایجاد می شود. تحلیف، چارچوبی را در بر می گیرد که ملت و دولت برای تنظیم مناسبات بین خود اعلام می کنند تا با ایجاد بستری که در سایه ی تفاهم ایجاد می شود، در مسیری مشخص برای رسیدن به اهداف و آرمان های ملی حرکت کنند. آبشخور مراسم تحلیف رئیس جمهور که هر چهار سال یکبار پس از برگزاری گسترده ترین انتخابات برگزار می شود قانون اساسی است و به همین دلیل از اهمیت بالایی برخوردار است. حضور گسترده نمایندگان اعزامی از سراسر جهان در این مراسم از یک منظر نشان دهنده توفیق دولت دوازدهم در ترمیم و سمت دهی به مناسبات ایران با سایر کشورهای جهان است که افقی متفاوت را پیش روی دولتمردان ترسیم می کند. در عرف سیاسی تأکید بر حقوق ملت و پافشاری بر اصولی که محور هم سرنوشتی دولت و ملت است از مشخصه های این مراسم محسوب می شود به طوری که تمامی مفاد آن برای طرفین پیمان الزام آور تلقی می گردد. معمولاً تمامی تحلیل ها و داوری هایی که پیرامون عملکرد هر دولتی در محافل عمومی و خصوصی و همچنین رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی صورت می گیرد ناظر بر مفاد این پیمان نامه است. پیشینه ی برگزاری مراسم تحلیف اگر چه به گذشته های دور باز می گردد اما از زمانی که نظام های مردم سالار فراخور بن مایه های تمدنی و فرهنگی هر ملت پا به عرصه ی وجود گذاشته اند و رئیس جمهور تبلور قدرت ملی تلقی گردیده، مراسم تحلیف نیز هویتی مبتنی بر اراده ی جمعی پیدا کرده و از منظر افکار عمومی همواره باید بتوان رابطه ای معنادار بین عملکرد رئیس جمهور و وعده های و شعارهای انتخاباتی او برقرار کرد چرا که شخصیت و شعارهای رئیس جمهور و همچنین دیدگاه او پیرامون مسائل اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و اقتصادی نقش تعیین کننده ای در انتخاب او و پیشی گرفتنش از سایر رقبا داشته است. (ادامه…)

سرمقاله
اسماعیل عسلی
چیزی از جنس محبت
در همین شیراز خودمان خانه های زیادی را سراغ داریم که به خانه ی سالمندان شباهت پیدا کرده است، با این تفاوت که یک یا دو نفر بیشتر ساکن آن نیستند. پیرمرد و پیرزنی که اغلب با یادآوری ایام گذشته اوقات خود را سپری می کنند. در خانه ی آنها چندین وسیله ی برقی از یخچال و تلوزیون و لباسشویی و اتو و پنکه وکولر وجود دارد که تنها دو نفر از آن بهره می برند. این دو نفر مالیات و عوارض و آبونمان می پردازند، آب و برق و گاز مصرف می کنند و بر دوش دل خود بار تنهایی را نیز حمل می کنند و دائم چشم به راه هستند تا فرزندان و نوه های خود را ببینند. اما فرزندانشان با وجود آن که بیشترین درآمد خود را صرف پرداخت اجاره بها و هزینه برق و آب و گاز و تلفن می کنند حاضر نیستند مانند گذشته در کنار پدر و مادر خود زندگی کنند. این سبک زندگی اگر چه قانوناً مورد ایراد نیست اما هزینه بر است و موجب فرسایش روح می شود. با این وصف به جرأت می توان ادعا کرد که کل جمعیت ساکن در شیراز را می توان در نیمی از خانه ها و آپارتمان ها جای داد اما به شرط مهربانی و رعایت اصل همزیستی مسالمت آمیز. در توجیه شرایط کنونی خیلی چیزها می شنویم. می گویند نسل جدید عاقل تر شده است! تفاوت سبک و سیاق زندگی، همراهی و همزیستی نسل ها را ناممکن ساخته و نمی توانند یکدیگر را تحمل کنند. دایره حریم خصوصی تنگ تر شده به طوری که حتی گاه زن و شوهرها نیز سرکشی به زوایای نهفته ی زندگی یکدیگر را برنمی تابند! اما با قبول تمامی این فرض ها این سئوال مطرح است که با این همه هزینه ای که صرف سبک جدید زندگی می شود، کیفیت آن چقدر است؟ نسل جدید مدعی است که طول زندگی مهم نیست بلکه باید به عمق آن توجه کرد. مثلاً برای آنها اهمیت ندارد که در چه سن و سالی ازدواج کنند بلکه آنچه مهم است این است که تا چه اندازه با یکدیگر تفاهم داشته باشند. طبیعی است که با این فرض پس از احساس عدم تفاهم نیز طلاق می گیرند. نسل قدیم، سبک و سیاق زندگی نسل جدید را به باد تمسخر می گیرد و مدعی است که با وجود این همه درگیری و ناسازگاری و طلاق و جدایی چگونه می توان از تفاهم دم زد؟ نسل جدید هم استدلال می کند که زندگی به سبک قدیم با وجود وسعتی که داشته اما عمق نداشته است و زن و شوهرها بیشتر یکدیگر را تحمل می کرده اند و اگر چه ناگزیر زیر یک سقف زندگی را همگام با یکدیگر به پایان برده اند اما هرگز آن طور که دوست داشته اند زندگی نکرده اند! (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
صلح مسلح و جنگ مفرح
چشم امید قدرت¬های فرامنطقه¬ای به خاورمیانه به علت ویژگی¬های قومی و مذهبی برای ایجاد اختلاف و شکاف بین همسایگان بعد از جنگ جهانی دوم تا به امروز در جهت حفظ منافع و رقابت در فروش اسلحه ادامه داشته و برای دسترسی به گنجی نهان و آشکار هر یک از قدرت¬های مادی و نظامی با ترفندهای سیاسی توانسته¬اند خود را در حفره¬های عمیق این اختلافات پنهان کنند.
از این رو از دیرباز تاکنون امپریالیسم شرق و غرب در رقابتی چندسونگرانه توانسته¬اند خاورمیانه را به بازاری پررونق برای فروش اسلحه تبدیل نمایند و سیاست¬های نفاق¬افکنانه خود بین کشورهای این منطقه را اعمال نمایند.
صلح مسلح که در جریان جنگ جهانی دوم، عنوانی برای آماده¬سازی و تجهیز نظامی کشورهای متخاصم دو گروه متفقین و متحدین بود اینک در خاورمیانه شاهد آنیم با این تفاوت که رجزخوانی به جنگی لفظی و سرد تبدیل شده و کشورهای افتاده در دامن اختلاف و دشمنی هر کدام به دیگری با ارائه آماری از جنگ¬افزارهای پیشرفته نیش دندان نشان می¬دهند.
و اما بعد: (ادامه…)