سرمقاله
محمد عسلی
اگر انقلاب ایران پیروز نمی¬شد؟
در شرایطی انقلاب ایران پیروز نمی¬شد که رژیم شاه یکی از گزینه¬های زیر را به اجرا می-گذاشت.
الف: با یک کودتای نظامی تمام¬عیار دست به کشتار مردم و دست¬اندرکاران انقلاب از جمله امام راحل می¬زد که در این صورت شاهد یک جنگ داخلی خونین بین نظامیان از یک سو و از دیگر سوی تجزیه¬طلبان، گروهک¬های سیاسی قدرت¬طلب و نهایتاً جنگ خیابانی خانه به خانه می¬بودیم که ایران هیچ روی خوشی نمی¬دید و به احتمال قوی دست تجاوز خارجی را به حمایت از رژیم یا یکی از نیروهای اپوزسیون خارجی یا داخلی باز می¬گذاشت.
قطعاً ایران تجزیه می¬شد و مرزهای ایران از طریق عراق، افغانستان، کردستان و حتی ترکیه ناامن و مورد تجاوز قرار می¬گرفت.
اینک سؤال این است که علیرغم میل باطنی طرفداران رژیم در ارتش بویژه سران نیروهای هوایی، زمینی و دریایی چرا کودتا عقیم ماند و از اندیشه و بیان فراتر نرفت؟
با توجه به تمامی اسناد به جای مانده و مرور خاطرات بسیاری از رجال سیاسی و دست-اندرکاران داخلی و خارجی و حتی به اعتراف سولیوان سفیر آمریکا در ایران، سرعت انقلاب ایران و تدبیر رهبری آن به گونه¬ای بود که نیروهای رده¬های پایین ارتش و به ویژه افسران و سربازان به مردم پیوستند و از خواسته رهبر انقلاب تبعیت کردند به نحوی که وقتی برای سران ارتش از جمله ارتشبد قره¬باغی مسلم شد که راه گریزی جز کودتا نیست در برابر سؤال فرمانده نیروی زمینی که چرا دستور کودتا صادر نمی¬کند گفت: با کدام نیرو «سرباز»
پس کودتای نظامی عملاً ناممکن بود نه اینکه نخواستند بدان متوسل شوند.
و اگر به صورت جدی در شرایطی احتمال این عمل نابخردانه میسر بود بدون حضور شاه هیچ انگیزه¬ای در نیروهای ارتشی برای پیروزی کودتا، متبادر به ذهن نمی¬شد. (ادامه…)

یادداشت سردبیر ” اسماعیل عسلی”

عنوانی فراخور گذشته و حال شیراز
اگر از ما بپرسند انتخاب شیراز به عنوان پایتخت جوانان جهان اسلام چه تأثیری بر شاخصه  های کمی  و کیفی این شهر خواهد داشت چه پاسخی برای آن داریم؟ برای پاسخ به این پرسش باید پیش از آن نگاهی به بسترها و زمینه  های این انتخاب داشته باشیم! اصولاً  یکی از اهدافی که در انتخاب  یک شهر به عنوان پایتخت جوانان جهان اسلام دنبال می  شود، وحدت پذیری فرهنگ حاکم بر آن شهر است؛ از این رو باید نشانه  های این وحدت را که در قالب همزیستی مسالمت آمیز پیروان ادیان و مذاهب گوناگون جلوه گر می  شود در شیراز ببینیم. شیراز مرکز استانی است که اهل سنت در بخش  هایی از جنوب آن در کنار شیعیان زندگی می  کنند و با  یکدیگر تعاملات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دارند که البته دامنه  ی این تعاملات به شیراز نیز کشیده می  شود چرا که شیراز کانون همگرایی متولیان تدبیر امور استان است. فراتر از چنین ظرفیتی، در شهر شیراز در کنار صدها مسجد و حسینیه و امامزاده، کنیسه  یهودیان و کلیسای ارامنه و عبادتگاه ویژه زرتشتی  ها هم در بافت قدیمی  شیراز و هم در بافت جدید وجود دارد که محل تجمع و بجا آوردن آداب مربوط به آیین پیروان ادیان توحیدی است و این رویکرد محدود به زمانه  ی کنونی نیست بلکه شیراز از دیرباز چنین ظرفیتی داشته است. از منظری دیگر وقتی آثار حافظ و سعدی را که از مفاخر این دیار هستند مرور می  کنیم به نمونه  های فراوانی از تبلیغ همزیستی انسان  ها فارغ از سلایق و رویکردهای درونی شان برمی  خوریم تا آنجا که جهانیان نیز با کشف این ویژگی در آثار این دو بزرگوار، آنها را شخصیت  هایی جهانی و متعلق به جامعه  ی انسانی دانسته اند. از خاک عبیرآمیز شیراز هرگز شخصی چون ترامپ برنخواهد خاست که بگوید ما غیرمسلمانان را در این شهر تحمل نمی  کنیم. اینجا شهر سعدی است که جهان انسانی را به همگرایی فرا می  خواند و می  گوید: (ادامه…)

سرمقاله محمد عسلی

آفت  هایی که انقلاب ایران را تهدید می  کند

یکی از آفت  های مهم هر انقلابی پیری است. پیری به این معنی که نسل انقلابی جای خود را به نسل جدیدی می  دهد که اگر به درستی نتواند امانتداری کند و انقلاب را به پیش برد، انقلاب شکننده و پیر می  شود و قائم به شخص یا اشخاص.
نمونه  هایی از آن را می  توان هم در روسیه شوروی و هم در چین مثال زد. زیرا با مرگ مائو در چین انقلاب چین از اصول اولیه خود که تفکر سوسیالیستی و مقابله با سرمایه  داری بود دور شد و اگرچه هنوز مردم آن روحیه انقلابی خود را با کار کردن و به درآمد ملی افزودن حفظ کرده  اند اما شرایط کنونی چین با چین زمان مائو بسیار متفاوت شده است.
در مورد روسیه شوروی هم کم و بیش در به همان پاشنه چرخیده و دیگر مقابله با خرید به قصد انتفاع جایگاهی ندارد و اصلاحات اجتماعی «پروسترویکا» توسط گورباچف معادلات این اندیشه کمونیستی را تا حدود قابل توجهی تغییر داد.
اما در مورد انقلاب ایران هر چند نسل کنونی انقلاب اسلامی چندان آگاهی و ذهنیتی از شرایط قبل از انقلاب ایران ندارد و چونان نسل انقلابی سال ۵۷ علت مقابله با رژیم شاه را در حافظه ندارد، اما چند اصل مهم انقلاب که بیشتر جنبه باور دینی و اخلاقی دارد می  تواند نسل به نسل منتقل گردد و انقلاب را به صورت ریشه  ای حفظ کند هر چند به لحاظ شکلی تابع زمان و تغییرات آن باشد.
پایه اصلی و محتوای قوانین حاکم و رویه قضایی آن می  طلبد نگاه دینی به آن داشت.
تلاش مسئولین کنونی نظام هم که مردم را به رعایت قوانین و اخلاقیات دینی تشویق می  کنند ریشه در همین اندیشه و تفکر و باور دارد.
برگزاری مراسم دینی که مناسبت  های مهمی را در تقویم فارسی ما رقم زده است مانند مراسم محرم و صفر به تقویت اندیشه دینی و پذیرش بیشتر یک انقلاب دینی نسبت به یک انقلاب لائیک کمک کرده است. (ادامه…)