یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
همدلی با طبیعت
ایران به استثنای بخش هایی از آن، سرزمینی خشک و نیمه‌خشک به حساب می آید و ساکنان این سرزمین از دیرباز خود را با چنین آب و هوایی دمساز کرده بودند. وجود قنات های بسیار قدیمی، آب انبارها و برکه ها و ساز و کارهایی که برای کشاورزی با این شرایط داشته اند و نحوه آبرسانی قطره ای با استفاده از کوزه، شگردهای خاصی که برای آبخیزداری مورد استفاده قرار می گرفته و پرورش و کاشت درختان مقاوم در برابر کم آبی و آیش و استراحت دادن به زمین و حفر چاه با عمق‌های کم و آبکشی با دلو، تقدیس آب در فرهنگ عامیانه و توصیه های اخلاقی مؤکد در راستای پرهیز از آلوده کردن آبها، مراقبت از درختان برای حفظ رطوبت هوا و ممانعت از تبدیل شدن باران‌های موسمی به سیل، ساختن اغلب زیارتگاه ها در کنار چشمه ها که زمینه ساز حفاظت و استفاده مطابق عهدنامه های بومی از آنها می گردیده ، گره زدن فرهنگ بهره گیری از آب با باورهای مذهبی برای جلوگیری از انواع هدررفت ها، تأکید بر سنت دیرپای حفر قنات و وقف آن برای مصارف عموم و همچنین غرس درخت و وقف عام آن در راستای صیانت از عرصه های طبیعی، گناه تلقی شدن قلع و قمع درختان سبز و ثمربخش، نقش تبرک بخش آب در برخی از آیین های ایرانی، کاشت درختان سایه دار در کنار جویبارها برای جلوگیری از تبخیر آن، انتخاب افراد امین برای انجام وظیفه به عنوان میراب و تقسیم کننده آب، آبیاری کشتزارها و باغ ها در شب و ساعات اولیه صبح به منظور ممانعت از تبخیر آب، پرهیز از افزایش سطح زیر کشت در سال های کم باران و تبعیت از یک سنت باستانی که پس از آزمایش زمینه باردهی چند نوع بذر در اسفندماه، بذر مناسب برای کشت غالب سالیانه انتخاب می‌شده که بعدها به سنت تهیه سبزه برای سفره هفت سین تبدیل شد، ایجاد بند با استفاده از سنگ و ساروج در مسیرهای سیلابی، مراقبت از دشت ها و مراتع و حراست از حوزه‌های چرای گوسفندان که معمولاً با فرهنگ ایلی و عشایری و روستایی گره خورده بود، کندی آهنگ رشد جمعیت که به تنظیم رابطه انسان و طبیعت کمک می کرد که به صورت غیرارادی و به دلایل فقر بهداشتی صورت می‌گرفت ولی در عمل موجب ثابت ماندن مصرف آب می شد، ثبات نسبی تولیدات و صادرات محصولات باغی در روستاها که بعضاً پس از تبدیل به خشکبار قابلیت انتقال به شهرها را پیدا می کرد، پایبندی کشاورزان هر منطقه به کشت محصولات مناسب با آب و هوای بومی، لایروبی و مراقبت از قنات ها و… همه ی این موارد کمک می کرد که در طول هزاران سال هیچگاه شاهد نشست زمین به دلیل افت سفره-های زیرزمینی با این شدّت نباشیم و قنات ها حتی در شرایط خشکسالی نیز به طور کامل از حیز انتفاع ساقط نشوند و کشاورزان فعالیت های خود را با آهنگ و میزان بارندگی ها تنظیم نمایند.
ما هرگز نمی توانیم فراموش کنیم که در کشوری خشک و نیمه‌خشک زندگی می کنیم. شیوه‌های عبور از خشکسالی که تابع یک سلسله عوامل طبیعی و بعضاً تحمیل شده به طبیعت است در مناطق پرباران، کوهستانی و صحرایی متفاوت است و در مناطق خشک و نیمه‌خشک نظیر فارس و کرمان و یزد و سیستان و بلوچستان و سمنان و اصفهان با حفر چاه عمیق و نیمه‌عمیق نوعی دهن‌کجی به راهکارهایی است که طبیعت به ما الهام کرده است. عملکرد طبیعت، سازواره ای و سیستماتیک است. این نوع عملکرد از جهات گوناگونی مثبت است و یکی از جهات مثبت آن توجه دادن انسان ها به ارزش آب و تربیت آنها برای روزهای بی آبی است. گذشتگان ما صدها خشکسالی یک تا چند ساله را از سر گذرانیده اند و بدون این که توانایی کشیدن آب از اعماق زمین با فشار تلمبه های برقی را داشته باشند توانسته اند سال-های بی باران را پشت سر بگذارند و بعضاً حتی تا صد سال عمر کنند.
اگر سری به روستاها خصوصاً در مناطق نیمه خشک فارس بزنیم متوجه افزایش سطح زیر کشت انواع محصولات غرقابی و باغات گوناگون طی سال های اخیر می شویم که در امر آبیاری تابع الگوهای سنتی نیستند و صرفاً به اتکای توانایی برای حفر چاه عمیق و نیمه عمیق و تخلیه سفره های زیرزمینی موفق به افزایش سطح زیر کشت شده اند. شیوه ای که حتی برای سال های پرباران نیز در مناطق نیمه‌خشک توصیه نمی شود. نتیجه ی در پیش گرفتن چنین شیوه ای خشک شدن قنات ها و باریک شدن آب های سطحی و از بین رفتن برکه های طبیعی و تالاب ها گردیده و کسانی که زمانی با شیوه های سنتی قادر به آبیاری مزارع و باغات خود بودند نیز با فرونشست آب ناچار به حفر چاه عمیق و نیمه‌عمیق شده اند!!
اخیراً در یک حرکت ناگزیر دستور پر کردن چاه های غیرمجاز صادر گردیده که هر چند اقدامی نابهنگام و از سر ناگزیری است اما از اسفبارتر شدن اوضاع جلوگیری می کند. طبیعی است که به دنبال چنین اقدامی شاهد کاهش سطح زیر کشت و خشک شدن درختان برخی باغ ها خواهیم بود و برخی از کشاورزان متضرر می شوند. برای جلوگیری از این ضرر و زیان ها رویکرد به شیوه های آبیاری ویژه مناطق کم آب می تواند تا حدودی گره گشا باشد. تولید گلخانه ای صیفی‌جات با تناژ بالا و تغییر نوع کشت با بهره گیری از مشاوره کارشناسان می تواند تا حدود زیادی به جبران خسارت کمک کند اما در مجموع ادارات منابع طبیعی و جهاد کشاورزی باید در مناطق خشک و نیمه‌خشک بدون تردید و تذبذب در خصوص نهایی کردن میزان سطح زیر کشت هر منطقه و نوع کشت و کار و نحوه دسترسی به آب حرف آخر را با کشاورزان بزنند و با نظارت شدید که حمایت قضایی را نیز به دنبال داشته باشد از ته مانده سفره‌های زیرزمینی حراست کنند و کار را به جایی نرسانند که مناطق خشک به مناطق کویری تبدیل شوند و مناطق نیمه‌خشک به خشک و در شرایطی که کشور مشغول مطالعه روی تنظیم هرم جمعیتی است شاهد تخلیه ی روستاها از سکنه باشیم.
اصولاً یکی از راه های کم هزینه برای بهره گیری مستمر از نعمت های طبیعی درک و همدلی با طبیعت است. این اصل مهم در آموزه های دینی جایگاهی ویژه دارد که شکر نعمت استفاده صحیح از آن است و ناگفته پیداست که استفاده درست از طبیعت جز با درک و همدلی با آن امکان پذیر نیست. ترک برداشتن زمین و فرونشست آن در برخی از مناطق بیانگر این واقعیت است که زمین با ما سخن می گوید و به ما هشدار می دهد که باید بیش از پیش از او مراقبت کنیم. ما باید به اصل تعامل با طبیعت پایبند باشیم تا این داد و ستد همیشگی باشد، شرط تأمین نیاز ما از سوی طبیعت، پاسخگویی به نیازهای او از سوی ماست و این امر محقق نمی شود جز این که شرط دوستی را به جای آوریم و هوای یکدیگر را داشته باشیم.