سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
هویتی که کشور را می‌سازد
از جمله دلایل بیکاری، تعریف غلطی است که در جامعه‌ی ما از کار در اذهان جا افتاده و اغلب تصور می‌کنند که کار یا باید اداری باشد که مستلزم استخدام و به کار گرفته شدن در چارچوب خاصی است و یا اینکه فرد باید مغازه یا شرکتی داشته باشد و یا اینکه به عنوان کارگر و متخصص در کارگاه‌ها یا کارخانجات به کار گرفته شود. یا به کشاورزی و دامداری مشغول باشد. کسانی هم از طریق واسطه‌گری و خرید و فروش قاچاق امرار معاش می‌کنند تا بیکار نباشند. در حالی که اگر عموم مردم با تعریف علمی و منطقی کار آشنا باشند می‌توانند با توجه به تبحر، علاقه و سرمایه‌ی اندکی که دارند مثل بعضی از افراد خودشان را مشغول کنند. از منظر اقتصادی کار یعنی ایجاد ارزش افزوده. فرضاً وقتی شخصی یک قطعه چوب را به مجسمه تبدیل می‌کند ارزش چوب را افزایش داده هر چند از حجم و وزن آن کاسته است. وقتی چرم به کفش و پشم به قالی تبدیل می‌شود شاهد ایجاد ارزش افزوده هستیم. مسئله‌ی دیگری که در پیوند با کار خیلی مهم است اینکه مردم بدانند می‌توانند سهمی هر چند اندک در ایجاد ارزش افزوده داشته باشند. زمانی که هر قطعه‌ای از یک ساعت در خانه‌ای ساخته می‌شود نیز کاری صورت گرفته است. (ادامه…)