سرمقاله
محمد عسلی
برای طارمی که در دل ها ماند
زنده یاد یدا… طارمی را از پیش ترها می شناختم. قبل از آنکه یکی از اشعار او توسط استاد حسن صفری در قالب اثری موسیقایی عرضه شود تحت عنوان «گفتم هونونوی کردی»
طارمی در اندک زمانی توانست در شعر شیرازی با آن گویش خاص و لهجه ای که به سادگی در شعر نمی گنجد به شهرت فراسرزمینی برسد.
ایرانیان مقیم در کشورهای خارج از طریق اینترنت شعرهای محلی او را دنبال کرده و دوست داشتند و از آن دور دورها او را ستایش می کردند.
یدا… طارمی نمونه ای از یک شیرازی اصیل بود که با واژه های فراموش شده الفتی مثال زدنی داشت.
یادم هست شانزده ساله بودم که در مغازه خیاطی دایی رفت و آمد می کردم. دفترچه یادداشتی از زنده یاد بیژن سمندر روی میز کار خیاطی جا مانده بود. من آن را برداشته و به مطالعه اشعاری که با خط خوش نوشته شده بود مشغول شدم. اولین صفحه آن غزل معروف از فروغی بسطامی بود که مطلع آن مرا جذب کرد.
«چه خلاف سر زد از ما که در سرای بستی؟ (ادامه…)