سرمقاله
محمد عسلی
رویش گل شیطان در گلستان
بچه که بودیم ما را از شیطان می‌ترساندند. اگر کار بد یا خلافی انجام می‌دادیم می‌گفتند شیطانی نکنید، شیطان همیشه در فکر و ذهن ما به یک موجودی ماننده بود که باید از آن فرار کنیم و اگر گاه و بیگاه حتی یک میل طبیعی می‌داشتیم، ترس داشتیم مبادا وسوسه شیطان باشد.
بالاخره خواه و ناخواه در ذهن و زبان، شیطان را همراه داشتیم تا قد کشیدیم و بزرگ شدیم و به این سن و سال رسیدیم، هم اینک هم از شیطان و وسوسه‌های آن می‌ترسیم و چه بسا بعضی اعمالمان را شیطانی بدانند و یا شیطانی بخوانند.
درست به یاد دارم حدوداً ۱۸ ساله بودم که به سینما رفتم برای تماشای فیلمی به نام گل شیطان. گل شیطان بیانگر آثار شوم تریاک از کاشت، داشت تا برداشت بود و نحوه قاچاق آن به کشورهای مختلف. آنچه آن روز از گل شیطان در ذهنم ماند و پیوسته از آن هراس داشتم همین مواد مخدر بوده که ماده اولیه آن در آن روزگاران تریاک بود.
و اما بعد: (ادامه…)