سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
شعبده ی سیاست
علی‌رغم این که محافل سیاسی تلاش می‌کنند ماجرای قتل خاشقچی را یک تراژدی توصیف کنند به نظر می‌رسد این ماجرا بیشتر به یک طنز تاریخی شباهت داشته باشد چرا که روزانه هزاران یمنی و عراقی و افغانی و سوری و لبنانی و فلسطینی در جریان فجایع رقت‌باری که رخ می‌دهد با زندگی و تندرستی و آرامش وداع می‌کنند که صد البته سهم عربستان و آمریکا و نیروهای نظامی و جاسوسی غرب و ائتلاف‌های عربی و پیمان‌های نظامی در این فجایع کم نیست اما تنها قتل مرموز خاشقچی در این میان نظر همه‌ی اصحاب سیاست را به خود جلب کرده است! شاید چون برای همه اثبات گردیده که نقش بن سلمان ولیعهد بلندپرواز و قدرت‌طلب سعودی در این ماجرا بسیار پر رنگ است از ترکیه گرفته تا آمریکا و اروپا و روسیه با هدف سهم‌خواهی این موضوع را با ظرافت خاصی دنبال می‌کنند و همه در این آب گل‌آلود قلاب انداخته‌اند و به دنبال ماهی درشتی هستند تا بخشی از درآمد نفتی عربستان را که روزانه بیش از ۱۰ میلیون بشکه نفت تولید و صادر می‌کند را به عنوان حق‌السکوت از آن خود کنند. هر چه باشد غربی‌ها منابع سرشار نفتی را منابعی انسانی می‌دانند و باورشان این است که گوهری گرانبها به دست کودکانی افتاده که قدر آن را نمی‌دانند و عقل و فراستی که راهنمای آنها برای استفاده‌ی بهینه از این نعمت سرشار باشد را ندارند و اغلب درگیر منازعات قومی و قبیله‌ای و مذهبی هستند که صد البته منظورشان دفاع از دین و مرزهای عقیدتی‌شان نیست بلکه دعوا بر سر قدرت است که اگر غیر از این بود از دل تشکیلات آنها داعش و النصره و طالبان و القاعده و بوکوحرام و وهابیت و جریان‌های تکفیری و خودسر که هیچ دولت و حکومتی حاضر به قبول مسئولیت رفتار وحشیانه و قرون وسطایی آنها نیست بیرون نمی‌آمد. (ادامه…)