مردی آمد از جنسی دیگر
مردی آمد نه از دورتر مرزها و نه از جنس ماشین، کسی آمد اما سینمای فردین را تقسیم نکرد؛ پپسی کولا و چکمه  های چکسلواکی را هم از یادها برد.
کسی آمد از فراز مسجد سبز مفتاحیان نه از فراز ابرها و رؤیاها، مردی از درون و برون مسلمانان که هر آنچه گفت کرد و هر آنچه نکرد نگفت به مقتضای زمان.
مردی آمد که قرآن را در حفظ داشت اما به شیوه پیشینیان آن را دستاویز هیچ خواسته  ای قرار نداد.
کلمات را برای بیان مقصود به کار گرفت آنچنان که همه فهم باشد به سنت پیامبران و ائمه که گرش باز خوانند هیچ از ابهام و پیچیدگی در آن نیابند. همانند آب در مصاف آهن که به سرعت هیچکس گمان نبرد راه به جایی برد اما زمانه آب را از دل آن راه عبور داد که دیدیم چنان شد.
بعضی  ها سحر و جادویش به حساب آوردند و بعضی که سابقه اعجاز گذشتگان را جز افسانه و رؤیا نمی  شناختند نیرویی فراتر از دیگران در چشم که هرگاه خواست بخنداند و هرگاه خواست بگریاند جمیع امت را.
و دیدیم تکرار وقایعی باور نکردنی همانند وقایع دوران بعثت که هیچ عاقل مردی گمان نبرد روزی محمد (ص) فرزند عبدالله نه فقط جهان را نتواند فتح کند که مکه را نیز نتواند.
مردی آمد آنچنان که گفت و بختیار بدان گفته پوزخند زد که: «من دولت تعیین می  کنم، من توی دهن این دولت می  زنم، من از آن جهت که ملت مرا می  خواهند دولت تعیین می کنم…»
امام آمد، چنانکه خلق چنین خواست و برای آمدنش دل و جان را راهگشای ورود کرد و امید به وجودش بست تا بارقه شادی از دل مرد و زن، پیر و جوان، عالم و عامی، حوزوی و دانشگاهی و انقلابی و… صحنه  های به یاد ماندنی را در تاریخ انقلاب اسلامی رقم زند.
بنیان  کنی آمد که ریشه نظام ستمشاهی (ادامه…)