سرمقاله
اسماعیل عسلی
طنز تاریخی
پس از جنگ دوم جهانی ضرورت شکل‌گیری نهادهای بین‌المللی در راستای پیشگیری از فجایع انسانی ناشی از ناسیونالیسم افراطی، نژادپرستی و توسعه‌طلبی‌های چالش‌برانگیز و همچنین با هدف تسهیل مناسبات بین‌المللی در زمینه‌های گوناگون بیش از هر زمان دیگری احساس شد و از همان ابتدا به دلیل میدان‌داری کشورهای پیروز در جنگ، بنیانی تبعیض‌آمیز داشت به طوری که از حق وتو ویژه برخی کشورها گرفته تا تعیین محل استقرار این نهادها و همچنین قابلیت بیشتر غربی‌ها برای استفاده از تسهیلات ایجاد شده در سایه همکاری ملت‌ها، جانبدارانه بود. اگر مفاد و دستاورد قطعنامه‌ها، بیانیه‌ها و احکام صادره در این نهادها را از ابتدا تاکنون مورد ارزیابی قرار دهیم در می‌یابیم که دولت‌های غربی خصوصاً آمریکایی‌ها و همچنین روسیه و چین همواره نگاهی ابزاری به موقعیت خود خصوصاً در سازمان ملل و شورای امنیت داشته‌اند به طوری که سرمنشأ بسیاری از مشکلات فعلی در مناطق گوناگون جهان را می‌توان در نقش این کشورها جستجو کرد هر چند نمی‌توان سهم سازمان ملل و برخی دیگر از نهادهای بین‌المللی را در ایجاد هماهنگی و جلوگیری از فجایع انسانی نادیده گرفت اما برآیند کلی فعالیت این نهادها هرگز تضمین کننده‌ی صلح و امنیت جهانی و برقراری عدالت و احترام به فرهنگ ملت‌ها نبوده است. اینکه پس از تأسیس سازمان ملل متحد و شورای امنیت شاهد گسترش بیش از پیش زرادخانه‌های هسته‌ای و کارخانجات تولید سلاح‌های مرگبار و کشتار جمعی و جنگ‌های منطقه‌ای بیشمار بوده‌ایم نشان می‌دهد که قدرت بازدارندگی سازمان ملل و خصوصاً شورای امنیت برای ایجاد جهانی عاری از جنگ زیاد نیست ولی در عین حال چون تنها ملجا بین‌المللی برای کشورها در شرایطی که حقوق به رسمیت شناخته شده‌ی آنها ضایع می‌شود تلقی می‌گردد، عضویت در آن مفید است. (ادامه…)