سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
بزرگراه حق دو طرفه است !
از جمله نشانه‌های توسعه یافتگی فرهنگی، نهادینه شدن حقوق دو طرفه بین آحاد مردم از یک سو و بین مردم و شخصیت‌ها و نهادهای حقوقی از سوی دیگر است. این که افراد جامعه انتظارات یک طرفه‌ای نسبت به هم داشته باشند هرگز به فایده‌مندی مناسبات اجتماعی نمی‌انجامد. این که من از همسایه‌ام توقع داشته باشم تمامی حقوق همسایگی را نسبت به من رعایت کند اما خودم هیچ وظیفه‌ای نسبت به همسایه برای خود قائل نباشم به شکنندگی روابط همسایگی ختم می‌شود. حتی خدا و بنده نیز بر یکدیگر حق پیدا می‌کنند و این گونه نیست که چون خداوند خالق و مالک همه چیز و قهار و مقتدر است برای بندگان در برابر خود حقی قائل نباشد. در آموزه‌های دینی حتی بین انسان و حیوان و انسان و طبیعت نیز رابطه‌ای دوطرفه برقرار است که عدم رعایت آن منجر به بر هم خوردن معادلات موجود می‌شود کما این که شاهد برخی از جنبه‌های آن در بحث محیط زیست و آب و هوا هستیم.
شاید باور آن برای بسیاری از مردم دشوار باشد اما باید اذعان داشت که یکی از دلایل عمده‌ی آشفتگی اجتماعی و بی‌ثباتی اقتصادی و حتی بن‌بست‌های سیاسی و ناکامی‌ها، عدم رعایت حقوق متقابل است که گاه این حقوق توسط افراد حقیقی و شهروندان زیر پا گذاشته می‌شود و گاه شخصیت‌ها و نهادهای حقوقی از زیر بار مسئولیت خود نسبت به مردم و افراد شانه خالی می‌کنند. وظیفه‌ی مردم پرداخت مالیات و عوارض و رعایت قانون است و وظیفه‌ی دولت و نهادهای حقوقی ارائه‌ی خدمات مرتبط با موضوع کارشان است. این که شما عوارض و مالیات خودرو را بپردازی ولی هیچ اداره و سازمان و نهادی خود را در قبال آسیب‌های وارد شده به خودرو شما به دلیل وجود چاله چوله‌های متعدد مسئول نداند مفهومی جز این ندارد که در چنین شرایطی حق یکطرفه دیده شده است در صورتی که حق دوطرفه است. (ادامه…)