طنز انتخاباتی
اسماعیل عسلی- سردبیر
آخر و عاقبت جر و بحث سیاسی
وعده یا همان قول، گونه‌ای برات لفظی است که مثل سایه‌ای آدمیزاد را دنبال می‌کند. از کجا معلوم شاید بابا آدم به ننه حوا وعده‌ی دو تا فرزند سالم داده ولی با تغییر شرایط یکی از آنها خط‌خطی از آب در آمد و دیگری را کشت! از آن زمان تاکنون همین‌طور وعده پشت وعده به خورد بنی آدم داده‌اند. بچه به امید شیر مادر به دنیا می‌آید اما پس از مدتی او را به شیر گاو می‌بندند! ما هر وعده غذا را به امید بزرگ شدن می‌خوریم اما ناگهان یک پراید ترمز بریده همه‌ی حساب و کتاب‌ها را به هم می‌ریزد و ما را در همان کوچکی آرزو به گور می‌کند. تمامی سیستم‌ها و دولت‌ها بر اساس وعده روی کار می‌آیند. صحن مجلس هم با وعده پر می‌شود نه با نماینده. تمامی نمایندگانی که رأی آورده‌اند مدیون مشکلات و کاستی‌های کشور هستند زیرا اگر مردم کم نداشتند به آنها برای رفع کمبودها رأی نمی‌دادند. خودمانیم، اگر کم و کاستی نباشد و همه چیز سر جای خودش باشد مگر ما دلمان درد می‌کند افراد درستکار را کنار بگذاریم و عده‌ای که حکم هندوانه‌ی سر نبریده دارند را جایگزین کنیم؟ اینجاست که باید گفت: کارتن‌خواب‌ها، مبتلایان به فقر و اعتیاد و حاشیه‌نشین‌ها در واقع هیزم تنور وعده‌های انتخاباتی هستند و اقشار آسیب‌پذیر برای کسانی که وعده‌ی روزهای بهتر را می‌دهند حکم گنج و زیرخاکی را دارند! لذا باید قدر زیر خط فقری‌ها را دانست. این مردم خصوصاً آنهایی که دستشان به جایی بند نیست برای بعضی‌ها حکم نردبان را دارند. (ادامه…)