سرمقاله
اسماعیل عسلی
برای ثبت در تاریخ
واقعیت های ملموس در جامعه ما نشان می دهد که جناح زدگی از سیاست زدگی زیانبارتر است. سیاست زدگی این ایراد را دارد که ما در تبیین رویدادها و اخبار تلاش می کنیم همه چیز را به ساختار قدرت و مکانیزمی که معمولاً درک واقع بینانه ای هم از آن نداریم ربط دهیم و زمانی که دامنه ی چنین تحلیل هایی به اقشار گوناگون جامعه تسری پیدا می کند با اغراق و تحریف و گمانه زنی و شایعه هم در می آمیزد که ضریب خطای آن را بالا می برد؛ اما جناح زدگی از یک سو ما را به سمت توجیه سوق می دهد و از دیگر به سو به تخطئه این و آن وامی دارد که با این توصیف، جناح زدگی بیش از سیاست زدگی ما را از مسیر درست منحرف می کند. چرا که از همان ابتدای ورود به بحث به دنبال غلط یا درست جلوه دادن یک رفتار هستیم. جناح زدگی ما را به سمت تحلیل های جانبدارانه سوق می دهد و این در حالی است که در جریان تحلیل روند امور قبل از هر چیز باید بپذیریم که سیاستمداران ما نه تنها مصون از اشتباه نیستند بلکه بعضاً حرفه ای هم رفتار نمی کنند، چون اکثراً نگاه آکادامیک به سیاست ندارند و استانداردها را نمی شناسند و مانند کسی که سخنرانی را پای منبرها یاد گرفته حرف هایی می زنند که گاه خودشان هم معنای آن را نمی دانند و از نحوه ی سخنرانی های کلیشه ای شان معلوم است از الگوهایی پیروی می کنند که سر در آبشخور منشورهای حزبی و برخی شعارهای نخ نما شده دارد. در جامعه ی سیاست زده ی ما دو جناح اصولگرا و اصلاح طلب بیش از سایر گروه ها میدانداری می کنند و به اصطلاح بر سر زبان ها هستند و به چشم می آیند، اعتدالیون نیز بین این دو جناح در نوسان هستند و تلاش می کنند با اتخاذ سیاستی کم هزینه از حجم افراط ها و تفریط ها بکاهند. حال اگر از یک اصولگرا بپرسید شما به چه اصلی اعتقاد داری که تاکنون آن را نقض نکرده ای و زیر پا نگذاشته ای؟ و یا اگر از یک اصلاح طلب بپرسید شما اساساً به دنبال اصلاح چه چیزی هستی؟ با پاسخ های مشابهی روبرو نمی شوی! و این پاسخ های متفاوت بیانگر این واقعیت است که احزاب عنوان دار ما هنوز موفق به تبیین همه جانبه ی دیدگاه های خود نشده اند و مانیفست مشخصی ندارند. راه پیش روی اصولگرایان خیلی ناهموار است چرا که آنها مدعی دفاع از ارزش ها هستند در حالی که گاه برای دفاع از یک ارزش، ارزش دیگری را نادیده می گیرند. اینجاست که وقتی برای حفظ موقعیت و تداوم بخشیدن به مقام و مسئولیت ناگزیر می شوند رفتاری متعادل تر از خود بروز دهند احساس می کنند که از چارچوب های مطمح نظر خود عدول کرده اند و دچار عذاب وجدان می شوند. اصلاح طلب ها به دلیل انعطاف پذیری بیشتر راه هموارتری پیش رو دارند و همین امر به سرعت آنها می افزاید اما از آنجایی که ظرفیت فرهنگی جامعه با سرعت آنها تناسبی ندارد در گذرگاه های تنگ و در جاده های پر پیچ و خم واژگون می شوند و نتیجتاً در برخی از مقاطع حساس سیاسی شاهد ریزش و منها شدن آنها از دایره ی قدرت هستیم! (ادامه…)