سرمقاله
اسماعیل عسلی
چرا که نه
در میان شعارهای سال ترکیب وصفی «اقتصاد مقاومتی» جایگاه ویژه ای در چشم و دل مردم و مسئولین پیدا کرده و تاکنون کسی پیدا نشده که بر عدم ضرورت آن حتی اشاره ای تلویحی داشته باشد چرا که انصافاً نیازمند تحقق آن هستیم و اگرچه تمامی مسئولین و متولیان امر بر تحقق آن پافشاری کرده و برای آن جایگاهی ویژه در برنامه های خود در نظر می گیرند اما همه کم و بیش مطلع هستند که تا رسیدن به نقطه ی مطلوب فاصله ی زیادی داریم و اقتصاد مقاومتی از جمله آرمان هایی است که در کنار برنامه ریزی های دقیق نیازمند کار فرهنگی مستمر است به نحوی که کودکان امروز را از هر جهت برای قدم گذاشتن در این راه تجهیز کنیم و از نگاه مقطعی و گذرا به آن بپرهیزیم و بدون توجه به قبض و بسط هایی که در عرصه ی سیاسی رخ می دهد با جدیت آن را دنبال کنیم. به طوری که نه تشدید تحریم ها و نه گشایش های مبتنی بر دیپلماسی و چانه زنی های سیاسی تأثیری روی عزم و همت ما نداشته باشد و حتی اگر تمامی کشورهای منطقه و جهان نیز با ما در تعامل سیاسی و اقتصادی باشند از راهی که انتخاب کرده ایم باز نگردیم. باید باور داشته باشیم که اقتصاد مقاومتی ضامن استقلال سیاسی ما خواهد بود و قدرت بازدارندگی آن از مخوف ترین سلاح ها نیز بیشتر است.
اصولاً کشوری که زیرساخت های اقتصادی مستحکمی داشته باشد تمامی معاهده ها و پیمان های سیاسی و اقتصادی اش را به صورت برد – برد منعقد می کند و از عهدشکنی طرف مقابل نیز هراسی نخواهد داشت چرا که کارشکنی از سوی طرف مقابل در تعاملات برد – برد ریسک بالایی دارد و همواره جایگزینی برای آن وجود خواهد داشت! در همین راستا باید اذعان داشت که کشورهای توانمند از لحاظ اقتصادی همواره دریافت کننده ی انواع پیشنهادهای سودآور هستند و گزینه های زیادی برای انتخاب پیش روی آنها وجود دارد نمونه ی بارز آن بهره برداری غول های نفتی فعال در کشورهای توسعه یافته از رقابت کشورهای نفت خیز برای جلب مشتری است به طوری که راحت آنها را دور می زنند و ثروت آنها را به یغما می برند. در صورتی که اگر همین کشورها از توان بالایی برای فرآوری و تبدیل نفت خام به انواع مصنوعات و مشتقات برخوردار بودند می توانستند از هر بشکه نفت چند هزار دلار سود ببرند و سیاست های خود را نیز تحمیل کنند و به جای این که بازیچه ی این و آن باشند، همه را به بازی بگیرند. (ادامه…)