سرمقاله
اسماعیل عسلی
نهال آرزو
کسانی که دنیا را اداره می کنند و کارشان چینش مهره های سیاسی در عرصه ی شطرنجی و سیاه و سفید دنیاست می دانند سیل خون ناشی از کشتار آدم های نگون بخت، مظلوم و یا فریب خورده است که آسیای اقتصاد جهانی را می چرخاند و گندم آنها را آرد می کند. بنابر این از نظر آنها تحقق صلح کامل در جهان به منزله ی زهر قاتل برای اقتصاد مبتنی بر جنگ است. نه تنها اقتصاد جهانی بلکه بنای برخی از نظام های حکومتی نیز بر پایه ی جنگ استوار است و اگر جنگ در کار نباشد آنها باید بروند. در همین خاورمیانه ی خودمان اگر بین مسلمانان و اسرائیل صلح برقرار شود و به موازات آن اختلافات قومی و مذهبی فروکش کند و مسلمانان به توافق برسند و بگویند کتاب و دین و پیامبرمان یکی است و ما با تکفیر و کشتن یکدیگر و جنگ بر سر موهومات به جایی نمی رسیم، کشورهایی نظیر آمریکا باید عزا بگیرند. چرا که با همگرایی مسلمانان آنها دیگر نمی توانند تعیین کننده ی قیمت نفت باشند و مسأله ی فلسطین هم با توافق بر سر همزیستی مسالمت آمیز مسلمانان و یهودیان و مسیحیان در این منطقه ی باستانی حل می شود، کما این که همین چند روز پیش حماس با فتح ظاهراً آشتی کردند و غزه به سایر بخش های فلسطینی نشین مناطق خودگران نزدیک شد. حالا اگر دامنه ی صلح را گسترش بدهیم خیلی از دکان های دیگر هم تخته می شود و سفره های گسترده ای که عده ای شکمباره بر سر آن نشسته اند نیز جمع خواهد شد! به هر حال پایان جنگ یعنی آغاز تعاملات فرهنگی و رواج هنر انسان مدار و رواج بیش از پیش دانش و جوشش چشمه ی شادی و نشاط در دل انسان ها و نزدیکی آدم ها به یکدیگر در سایه ی وسایل ارتباطی و جمع شدن بساط خرافات و آیین های بی اصل و اساس و شرک آمیز و رفع اختلاف بین متولیان ادیان و مذاهب و فرقه های گوناگون که هم اکنون هر کدام برای خود بساط گسترده و پر هزینه ای دارند. صلح یعنی تحقق هم سرنوشتی آحاد بشر، مسلماً وقتی متولیان ادیان و مذاهب گوناگون دور هم بنشینند و حرفشان را هم بزنند معلوم می شود که هیچکدام حرف تازه ای برای دیگران ندارد و همه به دنبال یک هدف هستند و فقط نام ها و زبان ها متفاوت بوده، و در می یابند که هر کدام سال ها مردم دنیا را به امید تشکیل مدینه ی فاضله ای سازگار با فطرت انسانی به این طرف و آن طرف کشانیده اند و به جان هم انداخته اند. اینجاست که بسیاری از دکان ها تعطیل می شود و با برداشته شدن دیواری که پیرامون راه های گوناگون کشیده بودند مشخص می شود که راه یکی بوده است!
متعاقب چنین روندی همانگونه که در حال حاضر همه ی امور غیر عادلانه به نحو در هم پیچیده ای تنظیم شده اند، اصلاح جهان نیز به نحوی صورت می گیرد که همه چیز در مدار عادلانه ی خود باشد. در واقع این تصویر آرمانی از جهان همان چیزی است که در ادیان و مذاهب گوناگون در باره ی پایان کار جامعه ی انسانی ارائه شده است. (ادامه…)