سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
اگر سر بچرخانیم
لذت زندگی در فهم مقتصدانه و مبتنی بر بهره‌وری که به کیفی‌سازی آن منجر می‌شود نهفته است. برای نزدیک شدن به مفهوم این گزاره‌ی کوتاه کافی است نقبی بزنیم به خاطرات کسانی که از گذشته‌های نه چندان دور سخن می‌گویند و با آنچنان احساس رضایتمندانه‌ای از خوردن غذایی ساده حرف می‌زنند که هر کس نداند فکر می‌کند بر سر سفره‌ای می‌نشسته‌اند که انواع اطعمه و اشربه و حبوبات و بقولات و میوه‌جات به وفور در سفره بوده و خوانی سرشار از لذیذترین خوردنی‌ها را پیش رو داشته داشته‌اند اما وقتی دقیق می‌شوی می‌بینی که نان و ماست و خرما یا نان پنیر یا ترید کشکی بیشتر بر سر سفره نداشته‌اند اما همین خوردنی‌های مختصر و ساده را با نشاط و احساس رضایتمندی و سرخوشی نوش جان می‌کرده و سپس با انگیزه‌ای بالا به کار و تلاش و فعالیت می‌پرداختند و از چربی بالا و دیابت و گرفتگی عروق و نقرس و ام‌اس و هزار کوفت و زهر مار دیگر هم بی‌خبر بوده‌اند و آسوده خاطر!!
به راستی که تمام لذت دنیا در همین احساس خرسندی و رضایتمندی از داشته‌ها پنهان است. گاهی چنین احساس و برداشتی از زندگی با کمترین امکانات حاصل می‌شود و در اغلب اوقات نیز افزون‌خواهی و آزمندی، مانع بزرگی بر سر راه احساس خشنودی از زندگی است. (ادامه…)