سرمقاله
محمد عسلی
حج، عربستان و ما
وقتی من دانش‏آموز کلاس دهم دبیرستان بودم، در خیابان فرح «حائری» که خیابان خلوت و مصفایی بود درس می‏خواندم. منزل مشجر و وسیع «یاسایی» مدیر سابق سینما کاپری در اجاره رایزن فرهنگی عربستان سعودی بود.
دانش‏آموز همکلاسی من گهگاهی لباس عربی می‏پوشید و در آن رایزن رفت و آمد می‏کرد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نامش در کتاب ۳۳ هزار ساواکی منتشر شد و از آموزش و پرورش اخراج گردید.
معلوم بود که به عنوان جاسوس دوجانبه عمل می‏کند، آن هم در آن سن و سال که کسی به او شک نکند.
این مقدمه را از آن رو آوردم تا به این مطلب مهم اشاره کنم که گر چه در زمان شاه روابط ایران و عربستان ظاهراً روابطی حسنه بود و هر دو کشور از کشورهای دوست و هم‏پیمان آمریکا بودند اما در رقابتی تنگاتنگ در خرید اسلحه و فروش نفت و هم جاسوسی از یکدیگر گوی سبقت هم می‏ربودند.
و اما بعد:
پس از پیروزی انقلاب اسلامی که زائران ایرانی موضع ضد سیاست آمریکا را به هنگام حج هم در عربستان حفظ کرده و در مراسم برائت از مشرکین فریاد مرگ بر آمریکا سر دادند شاهان عربستان که سرسپرده آمریکا بوده و هستند از ترس ارباب کار را به جایی رساندند که با حمله به زائران ایران بسیاری از آنان را شهید، جمعی را مضروب و تعدادی هم مفقود کردند.
از آن تاریخ تاکنون روابط حسنه‏ای بین این دو کشور نبوده هر چند تا قبل از حمله به سفارت عربستان در تهران که به نظر می‏رسد آن هم یک فریب و دام بوده هر دو کشور سفارتخانه‏های خود را در ایران و عربستان باز داشته‏اند.
ناگفته پیداست که امیران عربستان از بدو پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون از مواضع سیاسی و نظامی ایران در هراس بوده و مدام دست به دامان آمریکا شده‏اند. (ادامه…)