یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
لطیفه‌ی نهانی
همان‌گونه که هنر زینت تمدن است، پژوهش نیز زینت‌بخش و مقوم دانش است و هیچ پژوهشی به فرجام نمی‌رسد مگر این که متکی بر دانایی باشد. هنگامی که آدمی به دانش آراسته می‌شود پرسش‌های فراوانی به ذهنش خطور می‌کند که پاسخگویی به آنها را برای رسیدن به سکون و آرامش درونی لازم می‌بیند. کسانی که اهل مطالعه هستند و با کتاب و تتبع در زندگی الفت دارند از این که بیشتر بخوانند و بیشتر بدانند نه تنها احساس خستگی نمی‌کنند بلکه نشاط و انبساط خاطری به آنها دست می‌دهد که نظیری برای آن قابل تصور نیست. البته چنین لذتی برای کسانی که در فضای کشف و درک شگفتی‌ها سیر و سلوکی نداشته‌ اند باورپذیر نخواهد بود و آنها همواره با نگاهی آمیخته با اعجاب به اهل تحقیق و پژوهش می‌نگرند و از آنجایی که در دنیای کوچک و عاری از پرسش خودشان، کنکاش در طبیعت و تلاش برای بیشتر دانستن مفهومی ندارد، سهمی در ایجاد دنیاهای نوین ندارند، چرا که تمدن کنونی بشر دستاورد پژوهش‌های انسانی است. در زمانه‌ی ما که اغلب فعالیت‌ها و دلمشغولی‌ها بدون توجیه اقتصادی دنبال نمی‌شود، پژوهش نیز صرفاً در راستای پاسخگویی به ذهن نقاد و کنجکاو آدمی به کار گرفته نمی‌شود بلکه در خدمت توسعه قرار می‌گیرد و به تولید علم و تکنولوژی، کارآفرینی و ایجاد ارزش افزوده و درآمدزایی و تولید ثروت و استحکام مؤلفه‌های قدرت اختصاص می‌یابد.
بدیهی است تا زمانی که تفکر در خدمت پژوهش و تحقیق و تجربه قرار نگیرد، خروجی ارزشمندی با قابلیت کاربری و بهره‌برداری مفید نخواهد داشت. آثار مکتوب، اکتشافات، اختراعات، سازه‌ها و بناهای رفیع، ساختارهای اداری و چارچوب‌های فکری و… همه و همه محصول و میوه‌ی پژوهش به حساب می‌آیند. (ادامه…)