سرمقاله
محمد عسلی
آزادی و مقاومت اسلامی
انسان ذاتاً خداجوست، این اصل نهادینه شده هستی را می‏توان در جای جای کره زمین و در میان ملت‏های گوناگون با هر رنگ و نژاد و موقعیت جغرافیایی مشاهده کرد.
ظهور و تکامل ادیان اعم از ادیان الهی و شرقی مبتنی بر نگرش‏های حکیمانه نشانه دیگری از این واقعیت است زیرا انسان جدا شده از یک قدرت لایزال و نیرو گرفته از یک وجود بی‏انتها پیوسته به دنبال گمشده‏ای است که او را می‏جوید، صدا می‏زند و در باور خود ترسیم می‏کند.
به هر میزان که فهم از هستی و دانش انسان‏ها از خلقت بالا می‏رود خدایشان در ذهن و زبان متفاوت درک می‏شود.
سعدی به عنوان یک پژوهشگر اسلامی پس از جستجوهای علمی و اخلاقی زیاد و سفرهای پی‏در پی و نشست و برخاست با بزرگان دین و عرفان و دانش و اخلاق با تأسی از امام علی (ع) در نهج‏البلاغه به این نتیجه می‏رسد که نتوانسته است به وصف خدای خود بپردازد و نهایتاً زبان حال خود را در این شعر کوتاه بیان کرده است:
«ای برتر از خیال و قیاس و گمان و وهم
وز هر چه خوانده‏ایم و شنیدیم و دیده‏ایم
مجلس تمام گشت و به آخر رسید عمر
ما همچنان در اول وصف تو مانده‏ایم»
و در شعر دیگری نیز اعتراف کرده است که ایشان از وصف خدا عاجز است:
«وصف خدای را که تواند شمار کرد
یا کیست آنکه شکر یکی از هزار کرد…»
با درک این واقعیت پاسخ به یک سؤال ما را به موضوع اصلی که همانا دین‏باوری اسلامی است بازمی‏گرداند و به شرحی که خواهد آمد آثار و برکات آن بیان می‏شود. (ادامه…)