سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
سرچشمه های قدرت
اگر آدمی می توانست به تنهایی برطرف کننده ی نیازهای خود باشد به زندگی اجتماعی روی نمی آورد و به قوانین و مقرراتی که باید بر انواع مناسبات حاکم باشد تن نمی داد. پیوستن به جامعه برای یک فرد به منزله پیوستن قطره ای به دریاست. یک قطره نمی تواند موج آفرین، چشم نواز و در بر دارنده خصوصیات دریا باشد اما همین که به دریا پیوست از تمامی امتیازهای دریا بودن برخوردار می شود.
تمامی انسان ها جدای از این که خواستار بهره مندی از امتیازات زیستن در اجتماع هستند قدرتی را جستجو می کنند تا در سایه ی آن خود را از ویژگی هایی که به آنها اعتبار و امکان به خدمت درآوردن دیگران را اعطا می کند برخوردار سازند.
انسان ها به تجربه آموخته اند که دانش، هنر، ثروت، اخلاقمداری و موقعیت ناشی از قبول مسئولیت، قدرت آفرین هستند. منظور از موقعیت نقطه ای است که هر کسی در آن قرار گیرد می تواند متناسب با نیازی که دیگران به او پیدا می کنند از آنها بهره برداری کند. فرضا به شخصی می گویند تو مسئول توزیع کود شیمیایی در روستاهای فلان منطقه هستی. همین موقعیت و مسئولیت کوچک می تواند او را در کانون توجه تمامی کشاورزان نیازمند به کود شیمیایی قرار دهد. طبیعی است که اگر این شخص به هر خانه ای در آن منطقه وارد شود از او به گرمی پذیرایی کنند و اگر انسان درستکاری باشد می تواند با عملکردی که رضایت همگان را به دنبال دارد به مقام های بالاتر برسد که قدرت بیشتری به او می دهد و اگر شخص خلافکاری باشد در همین مسئولیت بار خود را می بندد و از ثروتی که اندوخته است در جایی سرمایه گذاری می کند و ظرف چند سال به قدرت ناشی از ثروت دست پیدا می کند. (ادامه…)