یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
بزرگداشت اهل دانش و هنر
با گذشت زمان نوبت به پیری و کهنسالی نسلی می رسد که سالها به هنرنمایی و تدریس و تألیف و تکاپو در میادین گوناگون دل مشغول بوده و استخوان ساییده اند و فراوانند هنرمندان، ادیبان، استادان و ورزشکاران جوانی که بر تنه ی ستبر و پر چین و چروک آنها جوانه زده اند و زیر سایه ی آنها بالیده اند. نسلی که غالباً در بازه ی سنی ۶۵ تا ۸۵ الی ۹۰ قرار دارند. هر چند رنج ها و فشارهای روحی ناشی از فعالیت هنری و ادبی و ورزشی، بسیاری را به ورطه ی پیری زودرس می کشاند و در میانسالی و گاه جوانی از پا در می آورد. از آنجایی که فرهنگوران و هنرمندان سالخورده گنجینه هایی به شمار می آیند که با هویت ملی گره خورده اند و مردم به هر نسلی که تعلق داشته باشند با آنها و کارها و نوشته ها و آثار و افتخاراتشان خاطره دارند، کمتر کسی را می توان یافت که با اشعار و آثار هنری و ترانه ها و نمایشنامه ها و فیلم ها و دست ساخته های مفاخر پا به سن گذاشته ی این مرز و بوم خاطره ای نداشته باشد. ربنای شجریان و تأثیر معنوی اش که در لحظه های پر تب و تاب افطار، جان های تشنه را با خود به سرچشمه ی ملکوت می برد برای نسلی که چندین دهه از این مائده ی آسمانی بهره برده اند فراموش شدنی نیست. و کیست که بتواند مانند استاد فرشچیان با اندیشه و قلم سحرانگیزش بر بوم های عاری از نقش و نگار، هنر و تاریخ و عشق و عرش را به یکدیگر پیوند زند. همین محمدعلی کشاورز که اکنون یارای ایستادنش نیست زمانی دست ما را می گرفت و با هنرمندی از کوچه پس کوچه های تاریخ و گردنه های باریک می گذرانید تا دو بار از یک سوراخ گزیده نشویم. همین عباس کیارستمی بود که نشانه ی خانه ی دوست در یک فیلم به یاد ماندنی را برای تمامی مخاطبانش پیامک زد.
بسیاری از استادکاران بی بدیل که با چوب و فلز و گچ و خاک و سنگ همان می کنند که طبیعت با گل و گیاه و پروانه ها انجام می دهد، اکنون با عبور از مرز بازنشستگی با دیدگان کم سو و دست های لرزان، چشم به تکریم و بزرگداشت خود دارند. (ادامه…)