یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
شباهتی غیرقابل انکار
گاهی این پرسش به ذهن خطور می‌کند که آیا رابطه‌ای بین اقتصاد متکی بر نفت و مردم‌سالاری هم وجود دارد؟ البته پاسخ‌هایی که به این پرسش داده می‌شود یکسان نیست اما بی‌گمان نمی‌توان وجود پیوند بین مناسبات اجتماعی و سیاسی با اقتصاد را انکار کرد. رواج رانت، فساد اقتصادی، استیصال بخش خصوصی، نرخ پایین رشد، نفوذپذیری و مصرف‌گرایی از شاخصه‌های اقتصاد نفتی است که همه‌ی این موارد تأثیر غیرقابل انکاری بر رفتار دولت‌ها دارد.
ناگفته پیداست که آسودگی خیال دولت در خصوص تأمین بخش قابل توجهی از بودجه کشور از درآمدهای نفتی، ضرورت جمع‌‌آوری منابع از جامعه را به سایه می‌برد و تلاش دولت برای اخذ مالیات و اتخاذ راهکارهای قانونی برای جلوگیری از مالیات‌گریزی خیلی جدی نیست به همین دلیل تلاش‌هایی که برای تواناسازی بخش خصوصی صورت می‌گیرد با موانع زیادی روبه‌رو می‌شود. ضمن این که مشتریان خارجی نفت تلاش می‌کنند که درآمد حاصل از فروش نفت کشور صرف خرید کالاهای مصرفی شود نه کالاهایی که به فعال شدن کارگاه‌ها و کارخانه‌ها می‌انجامد.
دولت نفتی تلاش می‌کند که چرخه‌ی تولید و توزیع و مصرف را در انحصار خود بگیرد یا لااقل سهم قابل توجهی در مدیریت آن داشته باشد، طبیعی است که در چنین شرایطی این مردم هستند که خود را نیازمند دولت می‌دانند و بخش خصوصی نیز بیشتر در انحصار کسانی است که رابطه‌ی معناداری با اقتصاد نفتی دارند. (ادامه…)