یادداشت
محمد عسلی
روز کارمند و کارمندان امروز
کارمندان در تقویم روزی دارند و در هر ماه روزی میگیرند چونان آب باریکی، که گر چه کم است، اما مداوم است.
اگر روز کارمند به معنای تقدیر از ارزشهای یکساله کارمندان است این تقدیر چگونه انجام میگیرد؟
آیا در تمامی ادارات دولتی دستورالعملی یکسان برای تقدیر ابلاغ شده یا همانند بزرگداشت بسیاری از روزها از جمله روز زن، روز معلم، روز دختر، روز مرد و دیگر روزهای بامسمی و بیمسمی سلیقهای و باری به هر جهت است؟
از طرفی اگر نیک بنگریم هر روز روز کارمند است. یعنی باید بموقع در محل کار حاضر شود، شرح وظایفش را از حفظ باشد و پاسخگوی مدیر و ابواب جمعی مرتبط و ارباب رجوع هم باشد، بعد از فراغت از کار هم باید پاسخگوی خرج و مخارج و نیازهای روزمره خانه و خانواده باشد. گاهی هم همه روز پس از فراغت از کار پشت فرمان اتومبیل مسافرکشی کند یا شاگرد بنگاههای معاملاتی شود به صورت پورسانتی و یا بعضی وقتها هم برای شندرغاز پول بیشتر این در و آن در بزند شاید شیفت دوم یا سومی پیدا کند و به هر کاری که لازم با شد روی آورد، بلکه فرجی شود و روزش بگذرد.
یادم هست آنوقتهایی که ما دانشآموز بودیم فاصله درآمدی کارگران و کارمندان به نسبت اعتبار خیلی بیشتر بود. همه دلشان میخواست دامادشان کارمند یا معلم باشد. برای شغل معلمی و کارمندی پز میدادند، اما امروز کار برعکس شده، میگویند حقوق معلمی و کارمندی حقوق بخور و نمیری است. البته کارمند داریم تا کارمند. بین درآمد بعضی کارمندان ادارات و سازمانها و نهادها فاصله طبقاتی هم هست. چه بسا کارمندانی بین ۵ تا ۱۰ برابر حقوق کارمندان دیگری درآمد حاشیهای یا افزایش حقوق و اضافه کاری دارند. فرق میکند که شما کارمند کدام وزارتخانه و در چه سیستمی باشی، فرق میکند که تا چه میزان شرافت کاری داشته باشی و اهل رشوه و زد و بند و واسطهگری و رانت نباشی.
فرق میکند که به درآمد و حقوقی که دریافت میکنی قانع باشی و گرفتار قرض و وام نباشی و حرمت کار را حفظ کنی.
بالاخره روزی روزگاری بود که تعداد کارمندان در حد نیاز و توان دولت برای تأمین حقوق مکفی بود. اما امروز اینگونه نیست، در ساختمانهای چندین و چند طبقه داخل هر اتاقی چند کارمند نشستهاند با میزهای به هم رسیده و تلفنهای به گوش چسبیده. بسیاری از مکالمات تلفنی ارتباط و کاری با وظایف اداری ندارند و دلمشغولیهای دیگری را دنبال میکنند.
بارها شاهد بودهام که بعضی تلفنهای شخصی و طولانی در مقابل ارباب رجوع حرص مراجعین را در آورده، اما از ترس طولانی شدن و دیر راهاندازی کارها کسی دم بر نیاورده.
اگر به واقع و از روی عقل سلیم بخواهیم قضاوت کنیم و راه چارهای بیابیم بهترین روش دخیل کردن بخش خصوصی در خدمات اداری است تا یک نفر به جای سه نفر کار انجام دهد و اعلام نشود که ساعت مفید یک کارمند اداری در روز کمتر از یک ساعت است. آیا تقسیم کار در تمامی ادارات دولتی و حتی بعضی سازمانها، نهادها و یا بخشهای خصوصی یکسان است؟ خیر بعضی از کارمندان آنقدر سرشان شلوغ است که روی پاسخگویی و کیفیت و کمیت کارشان اثر گذاشته و متأسفانه بعضیها هم فقط از امکانات دولتی برای وقتگذرانی استفاده میکنند.
شرکت در جلسات صبحگاهی سلیقهای که گاهی به صرف نان و آش در نمازخانه هم منجر میشود، شرکت در بعضی جلسات مناسبتی و یا جلسات طولانی بدون نتیجه که ارباب رجوع را چند ساعت پشت در معطل میکند جزو وظایف اداری نیست، متأسفانه این جلسات که تمام شدنی هم نیستند آنقدر عادت شده که مراجعین قبل از ورود به اتاق مدیر سؤال میکنند، جلسه هست؟
سؤال: اگر شرح وظایف هر یک از مدیران و کارمندان و میزان اختیارات و مسئولیتهای آنها بر اساس آییننامهها، بخشنامهها و قوانین مصوبه روشن است، چرا باید هر کار ساده و روزنامه را در جلسات طولانی مصوب کنند و پیوسته ارباب رجوع برای انجام یک کار امضاء جمع کند و یا نامه در دست اتاق به اتاق برود تا بعد از سرگیجه و خستگی به هر تحقیری تن دهد؟
اصلاح این روند امروز یک ضرورت است زیرا زمان به گونهای تغییر کرده که در بسیاری از کشورها هیچ ارباب رجوعی قدم به ادارات نمیگذارد؛ بلکه تقاضای خود را از طریق اینترنت ارسال و پاسخ آن را میگیرد.
این همه صرف وقت و هزینه و ایجاد ترافیک کاری و غیرکاری در ادارات و خیابانها که گذشته از صرف عمر گرانمایه و به هدر دادن وقت هزینههای مالی و جسمی و روانی گزافی را به ما تحمیل میکند، آیا ضرورت دارد؟
و اما بعد.
روز کارمند، روز ارباب رجوع هم باید تلقی شود، آن روز روزی است که توانسته باشیم از این وضعیت و شرایط نامطلوبی که نارضایتی طرفین را به دنبال دارد خارج شویم و فرهنگ چانهزنی، التماس، عجز و لابه، دور زدن قانون، رانتخواری، واسطهتراشی و توصیهطلبی را به فرهنگ قانونگرایی و بها دادن به وقت یکدیگر تبدیل کنیم.
اگر این همه دستگاههای عریض و طویل کامپیوتری پاسخگو هستند و به کارها سرعت میبخشند، پس این همه کارمند و ارباب رجوع که هیچ دولتی قادر به تأمین نیازها و حقوق مکفی آنها نیست به چه منظور است؟
آیا ما نباید کار و فرهنگ آن را برای امروز تعریف کنیم و قالبهایی داشته باشیم که هر کس قادر باشد در این قالبها جای گیرد استخدام شود و نه اینکه برای هر توصیهدار و یا متقاضی یک قالب تعریف کنیم؟
اگر چنین است بهتر است برای سالهای آتی روز کارمند را به گونه دیگری تعریف کنیم.
والسلام
- چهارشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۴
- سرمقاله
