سرمقاله
محمد عسلی
ملت‏ها و هم‏سرنوشتی‏ها
هنوز هم در علوم اجتماعی می‏خوانیم که مرزبندی ملت‏ها با مرز جغرافیایی، پرچم، زبان، قومیت، فرهنگ، دین، نژاد و امثالهم تعیین می‏شود، اما امروز واقعیتی دیگر بر سایر شاخصه‏های مذکور سایه انداخته و در بسیاری کشورها از جمله کشورهای اروپایی مرزهای جغرافیایی چندان تعیین کننده نیستند و می‏توان با یک ویزا از همه این مرزها گذشت و مکتب کاسموپولیسم «جهان وطنی» را در خانه خود هم مشاهده کرد وقتی جنگ‏هایی که هزاران کیلومتر از مرزهای جغرافیایی ما دورترند خواهی نخواهی دودشان به چشم ما هم می‏رود.
اندوه و غم پنهان و آشکار ملت‏های جهان که ناشی از جنگ، خشونت، فقر، جهل، استبداد، استعمار و قوه قهریه طبیعت و یا جنگ‏افروزان است تقریباً برای بشریت امروز اشتراک در تأثیرگذاری را رقم زده است که در این میان فرانسه و آلمان و بلژیک و سایر کشورهای اروپایی هم با حصارهای پیدا و پنهان از آن بی‏نصیب نمانده‏اند.
هم‏سرنوشتی به این معنی که همه در یک کشتی روی امواج خروشان جنگ قرار گرفته‏اند و هرگونه خللی در کشتی و یا انحراف از مسیرهای بی‏خطر همه را به کام نابودی می‏برد امری اجتناب‏ناپذیر است. پس تفاوت سلایق سیاسی و جناحی و خواسته‏های قومی و منطقه‏ای و سهم‏خواهی‏های پستی و کرسی‏طلبی‏های بجا و نابجا اگر منجر به تضعیف ناخدا و یا تخریب کشتی گردد که به مسیر اشتباه رود، سرنوشت همه در جنگ سیاسی، اقتصادی، نظامی یکی است و تر و خشک با هم خواهند سوخت.
پس اختلافات جناحی و حزبی هر چه باشد نباید به تضعیف مدیران و نیروهای اجرایی منتهی شود، بلکه باید به منظور پیشگیری از انحراف و اصلاح باشد. اصلاح با دید کارشناسانه و محققانه و نه به زعم سلایق شخصی بدون اطلاعات موثق و آگاهی‏های لازم. (ادامه…)