سرمقاله اسماعیل عسلی ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۹
همان آش و همان کاسه
اوج گیری بحران های طبیعی که در اشکال گوناگون خودنمایی می کند توجهی ویژه را در تمامی عرصه ها می طلبد که مهمترین آن لزوم توجه به بافت های مسکونی آسیب پذیر است . ظرف چند سال گذشته کشور ما با سیل ، زلزله ، آتش سوزی جنگل ها ، پراکنده گی ذرات معلق در هوا ، فرونشست زمین و اخیرا هم کرونا مواجه شده است . این که ما در کوتاه مدت و در زمان وقوع سوانح طبیعی چه واکنشی داریم در چارچوب دفاع غیر عامل مطرح می شود و جایگاه خود را دارد اما این که برای مقابله با بحران های طبیعی در راستای کاهش خسارات جانی و مالی آن در دراز مدت چه تمهیداتی خواهیم اندیشید بحث دیگری است که از جهات گوناگون می تواند مطمح نظر قرار گیرد .
اخیرا خبری مبنی بر ایجاد راه آتش بر در مناطق جنگلی در فارس برای جلوگیری از پیشروی آتش توجهم را جلب کرد و طبیعی بود که چنین اقدامی صورت گیرد چرا که با توجه به بارش مناسب باران و قد کشیدن علف ها در مناطق جنگلی ، احتمال وقوع آتش سوزی در تابستان زیاد است . نظیر همین اقدام نیز در بافت های قدیمی شهر که کوچه های باریک و تنگ اجازه خدمات رسانی در زمان وقوع آتش سوزی و زلزله را نمی دهد لازم است .
تاسیسات برق و آب و گاز و فاضلاب و تلفن در بافت تاریخی آش شلم شوربایی است که عمق آشفتگی آن در صورت وقوع زلزله های بالای ۶ ریشتر در شیراز مشخص می شود .
پتانسیل خسارت بار بودن بافت قدیمی و تاریخی شیراز در صورت وقوع زلزله بسیار زیاد است هر چند هم اکنون نیز به دلیل تبدیل شدن بخش هایی از این منطقه به محل سکونت خلافکاران ، افراد معتاد و دپوی اجناس قاچاق سهم قابل توجهی در ویرانگری در ابعاد دیگر دارد .
آنچه مانع ایجاد تغییرات اساسی در این منطقه می شود ، غیر از عدم وجود هماهنگی بین شهرداری ، اداره اوقاف و میراث فرهنگی ، مناسبات مبتنی بر رانتی است که سر در آبشخور بازارهای پیرامونی دارد . در برخی از این خانه ها که به کارگاه تبدیل شده اند ، کالاهای غیراستانداردی تولید می شود که بعضا خوراکی هستند و بسته بندی مناسبی هم ندارند .از لواشک و تخمه و انواع بامیه گرفته تا سمبوسه و فلافل و رب گوجه و ساندویچ که تشخیص کیفیت پایین آن چندان دشوار نیست !
کارهای زشت دیگری هم در برخی از نقاط این منطقه صورت می گیرد که خبر آن حتما به گوش متولیان امور رسیده است .
ظرف چند دهه ی گذشته هزاران خانواده از این منطقه ی ۳۶۰ هکتاری به سایر نقاط شهر کوچ کرده و در مقابل هزاران خانواده آسیب دیده و کم بضاعت و بعضأ غیر ایرانی در خانه های تنگ و نمور و فاقد امکانات آن سکنی گزیده اند .
سهم در آمدی قاچاقچیان مواد مخدر از این منطقه کم نیست چرا که برخی از خانه های بافت قدیم کانون خرده فروشی و دپوی انواع مواد مخدر است ضمن این که اغلب منقل خانه های فعال در سطح شیراز در بافت قدیم کارسازی شده که به امور خلاف دیگر نیز می پردازند .
جالب اینجاست که همجواری چنین کانون هایی با ده ها امامزاده و مسجد ، حساسیت و اعتراض هیچ طیفی را برنمی انگیزد و هر کس به کار خود مشغول است . صبحگاهان می بینی که تنها از یک خانه ۲۰ تا ۳۰ کارگر مهاجر به قصد رسانیدن خود به محل کار بیرون می آیند. کارگرانی که با پرداخت اجاره ای زیر قیمت مسافرخانه به خوابی قناعت می کنند . پاکسازی های فصلی و غافلگیر کردن خلافکاران نیز تاکنون تاثیر تعیین کننده ای روی روند و کم و کیف تخلفات نداشته و در بر همان پاشنه می چرخد .
فاصله ی بین حسینیه ها و مساجد و تکیه های مذهبی و امامزاده ها و حوزه ها و مدارس قدیمی که در بافت تاریخی شیراز متراکم شده اند و در گذشته بر مبنای محله محوری احداث شده اند ، تناسب چندانی با میزان کشش و خواهنده گی و رغبت ساکنان فعلی آن برای بهره مندی ندارد و ساکنان سایر نقاط شهر نیز بعضا با توجه به شرایط حاکم بر فضاهای پیرامونی این مراکز به استثنای تاسوعا و عاشورا انگیزه ای برای گردهمایی و حضور در این منطقه ندارند . تنها عاملی که پای برخی از خانواده ها را به این منطقه باز می کند پاساژهای تازه تاسیس خیابان احمدی و مغازه هایی است که اجناس خارجی عمدتا قاچاق را به قیمتی مناسب تر از سایر نقاط شهر می فروشند .
برخی از این مغازه ها با خرید و اجاره ی خانه های قدیمی آنها را به انباری تبدیل کرده اند که گاه مورد استفاده های حاشیه ای دیگر نیز قرار می گیرد .
آنچه بیش از همه مصیبت بارتر است این که تکلیف سبک و سیاق ساخت و ساز در این منطقه هم روشن نیست چرا که برخی مبادرت به احداث خانه های مدرن و تراس دار کرده اند ، برخی خانه ها هنوز به همان سبک و سیاق قدیمی است و نقاطی از بافت قدیم نیز به علت تخریب به پارکینگ عمومی یا بوستان محلی تبدیل شده است . دیوار پشتی برخی پاساژها به خانه های نیمه ویرانه ای چسبیده که راه مناسبی برای عبور و مرور ندارند . بخشی از کوچه ها پس از تخریب خانه ها عریض شده و برخی ها هنوز تنگ و باریک است . استقرار شورای شهر شیراز در دل بافت تاریخی هم نتوانسته به انگیزه ی اعضای شورای شهر برای رسیدگی به معضلات این منطقه بیفزاید .
توسعه ی فضای پیرامونی حرم احمدابن موسی نیز موجب رهایی این کانون مذهبی از مشکلات عدیده اش نشده است .بعضی معتقدند که اگر محدوده ی شاهزاده قاسم تا فلکه ی خاتون و از آنجا تا فلکه ی مصدق و از آنجا تا سه راه احمدی و از آنجا تا شاهزاده قاسم تملک شود و تبدیل به حوزه ی علمیه و فضای سبز و متعلقات و حواشی آن گردد و این مجموعا از هر چهار سمت به خیابان های عریض منتهی شود شاید بتوان ضمن حفظ برخی آثار تاریخی و فرهنگی ، به دلپذیری بخشی از بافت تاریخی امیدوار بود وگر نه آش همان آش و است و کاسه همان کاسه
- شنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۹
- سرمقاله

سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۹