سرمقاله اسماعیل عسلی ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۹
این سخن پایان ندارد والسلام
بعضی از شخصیت های تاریخی که در دوران حیات با دشواری ها و ناکامی های فراوان روبرو می شوند پس از مرگ و به دنبال کشف زوایای تاریک و نهفته ی زندگی آنها مورد تجلیل قرار می گیرند و از آنها رفع اتهام می شود . اغلب شخصیت های علمی در این جرگه قرار می گیرند .
بعضی از شخصیت ها که در دوران حیات به دلیل برخورداری از قدرت و ثروت و شهرت توانسته اند با تبلیغات و در سایه ی مداحی های گزافه گویان از خود قهرمان بسازند پس از مرگ و زدوده شدن آثار قدرت آنها و حامیانشان و عقب رفتن ابرهای سیاهی که چهره ی حقیقت را پوشانیده اند توسط مورخین شناسانده می شوند و آینده گان به عمق جنایت آنها پی می برند . کسانی نظیر سلطان محمود غزنوی ، خود را شاه غازی و جنگجو معرفی می کرد که توانسته عده ی زیادی از بت پرستان را به یکتا پرستی دعوت کند . ولی بعدها معلوم شد که این جنایتکار چه تعداد از مردم هند را برای غارت بت کده های آنها و تصاحب طلاهایی که با تبر آن را قطعه قطعه می کردند قتل عام کرد.
هر چند قصایدی که در مدح این پادشاه سروده شده هنوز هم قابل دسترسی است اما هیچ کس آنها را باور نمی کند زیرا کسانی نظیر ناصر خسرو قبادیانی ماهیت دروغین او را برملا کرده اند .
اما شخصیت هایی هم در تاریخ پیدا می شوند که هم در دوران حیات و هم پس از مرگ و شهادت همچنان مظلوم هستند چرا که در زمان حیات تحت تاثیر تبلیغات مسموم دشمنان مورد داوری های بغض آلود قرار گرفتند و پس از زندگی نیز به دلیل توصیفات اغراق آمیز و نگاه ابزاری مدعیان دوستی مظلوم واقع شدند .
علی (ع) از جمله شخصیت هایی است که حقیقت وجودی اش هم در زمان حیات و هم پس از شهادت از چشم اکثریت مردم پنهان ماند.
دلایل زیادی وجود داشت که عده ای مانع از عرض اندام ایشان در عرصه های علمی و اجتماعی باشند . مسئله ی شیخوخیت که میراث جاهلیت بود و کینه های قبایلی و ماجرای تسویه حساب هایی که به بعد از رحلت پیامبر (ص) موکول شد در مجموع مانع از ایجاد زمینه ای برای بهره مندی مردم از وجود ذی قیمت ایشان شد . به هر تقدیر در همین زمینه هم شاهد اغراق ها و زیاده گویی هایی هستیم که معنایی جز تحریف تاریخ ندارد .
علی (ع) در میان مردمی که خود را علوی می دانند نیز غریب است چرا که اکثریت شیعیان با مفاهیم بلندی که در نهج البلاغه آمده آشنایی ندارند و از منظر آنها علی (ع) کسی است که تنها با دوست داشتن او می توان راهی به بهشت گشود در حالی که خود ایشان چنین ادعایی نداشت و کیست که نداند ادعای دوستی بدون معرفت و پیروی هیچ ارزشی ندارد؟ اگر بنا باشد ارادت به یک شخصیت دینی و تاریخی توجیهی برای انواع و اقسام خطاها به امید شفاعت او باشد پس تکلیف نقش هدایتی ایشان چه می شود؟
تفاوت بسیار زیادی وجود دارد بین کسی که در سایه ی عمل صالح از حب علی دم می زند با کسی که شغلش و حقوقش در گرو دم زدن از حب علی است .
بعضی ها به گونه ای از عدالت علی (ع) سخن می گویند که گویی دارند داستانی افسانه ای را تعریف می کنند و بنا نیست رفتار ایشان الگوی ما باشد . برخی به گونه ای از شخصیت علی (ع) سخن می گویند که گویی شناخت ایشان غیر ممکن است . برخی که ایشان را به جای خدا می نشانند در عمل از علی (ع) حرف شنوی ندارند و تعریف آنها هیچ ارزشی ندارد .
پیامبر اسلام (ص) نیز از این جهت پس از رحلت مظلوم واقع شدند . مظلومیت از این بالاتر که گروه هایی که مدعی پیروی از ایشان هستند هر کدام پرچمی برافراشته و یکدیگر را به تکفیر و الحاد متهم می کنند و به قتل و غارت و تجاوز به نوامیس یکدیگر مشغولند !
کسی که بویی از عدالت نبرده حق ندارد از حب علی دم بزند . کسی که بیت المال را غارت می کند نمی تواند خود را شیعه ی علی (ع) بنامد . این افتخار نیست که کسی بگوید ما نمی توانیم مانند علی (ع) باشیم زیرا قادر به شناخت عظمت او نیستیم. این گنده گویی ها راهی برای گریز از مسئولیت شیعه بودن است .
دفاع از چنین مظلومیتی بسیار دشوار است . به جرات می توان گفت که علی (ع) آن اندازه که پس از شهادت مورد ظلم و ستم قرار گرفتند آنهم بیشتر توسط شیعیان خود در زمان حیات به ایشان ظلم نشد چرا که دشمنان ایشان در زمان حیات ادعای دوستی نداشتند . اما کسانی که به نام پیروی از علی (ع) توصیه ها و آموزه های ایشان را مورد بی اعتنایی قرار می دهند و به باورمندی خود نگاه ابزاری دارند در روز قیامت باید در کنار ابن ملجم بایستند و پاسخگوی رفتار خود باشند . از دست برخی دشمنان می توان سر در گریبان چاه کرد و گریست اما از زخم هایی که مدعیان دوستی بر پیکر حقیقت علی وارد می کنند چه باید کرد ؟ این سخن پایان ندارد والسلام
- چهارشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۹
- سرمقاله

سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۹