سرمقاله محمد عسلی ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۹
آسیب شناسی دروغ و ریاکاری
روز شنبه گذشته موضوع سرمقاله روزنامه عصرمردم با عنوان «از خود بیگانگی دینی» قلمی شد یکی از خوانندگان فرهیخته طی پیامی درخواست کرد که بنویسیم چرا دروغ و ریاکاری رواج پیدا کرده.
براساس مطالعات روانشناسانه و دیدگاه های روانشناسی کیفری و نیز روند تاریخی تحولات و تغییرات سیاسی و اقتصادی می توان مواردی از این دست را که علت دروغ و ریاکاری است عنوان نمود.
یکم: روش های آموزش در خانه و مدرسه که هر چند مربیان در آموزش های دینی و تربیتی دروغ و ریاکاری را برای دانش آموزان زشت، گناه و بدفرجام جلوه می دهند اما به هر دلیل بعضی از گفته ها و رفتارهای دروغین معلمان، مربیان و اولیاء دانش آموزان بیشتر از نصایح و آموزش های دینی در عمل تأثیر منفی می گذارند و از همان آغاز در آموزش و اعمال روش های تربیتی، دانش آموزان را دچار تضاد می کنند و این سیر تربیتی مستقیم و غیر مستقیم در کوچه و بازار و مدرسه و دانشگاه استمرار می یابد تا بدانجا که دانش آموختگان ما در مشاغل مختلف علمی و تجربی و فنی و حتی خدماتی و کارگاهی دروغ را وسیله رهایی از پرسش و پاسخ هایی می دانند که در واقع پاسخی به دروغ های شنیده و ناشنیده شان است.
دوم: ترس، ترس از مجازات و پاسخگویی برای کتمان عمل انجام شده ای که خلاف، گناه یا جرم تلقی می شود به دلیل اینکه در جامعه به ندرت شاهد پذیرش نقد هستیم نیز عاملی برای دروغگویی تلقی می شود.
سوم: تعصب ورزیدن در اجرای بعضی احکام دینی که هنوز به باور قلبی نیامده اند نیز زمینه دروغ و ریاکاری را فراهم می کنند و گاه وسیله نمایاندن و نمایش شخصیت هایی می شوند که صاحب آن به آنچه می گوید و می نماید اعتقاد و باور ندارد اما برای کسب منافع و حفظ موقعیت های شغلی اقدام به ریاکاری و دروغگویی می کند. متأسفانه هیچ شغل و منصبی بری از این عمل نیست.
چهارم: عادت، عادت کردن به دروغگویی گاه نتایج مثبت می دهد و عامل آن به اهداف خود می رسد و طرف خود را نیز در این روش شریک می کند. چنین به نظر می رسد که پذیرش راست و صدق گفتار هزینه اش بیشتر از دروغ است.
مسلماً وقتی کار خلاف یا گناه و یا جرمی اتفاق افتاده عامل آن داوطلبانه و به راحتی اقرار به عمل خود نمی کند. هرچند دروغ در قرآن نهی شده اما در قوانین موضوعه و عرف جاری دروغ جرم تلقی نمی شود مگر موجب ضرر و زیان یا وسیله گناه و خلاف و جرم واقع شود.
پنجم: سست بودن ایمان و باور به روز بازپسین «روز قیامت» که هر کس در گرو عمل خود است هر چند باورهای دینی بازدارنده گناهند و زمانی که این باورها به عادت درنیامده باشند و صرفاً اسم و رسمی باشد و نام و نشانی که فلان مسلمان، یهودی، مسیحی و زردشتی است و همه او را به این نام می شناسند و نه به عمل. دروغگویی و ریاکاری پلی برای عبور از پاسخگویی و رسیدن به اهدافی می شوند که اگر پای راست در میان آید رسیدن به آن هدف به سادگی امکان پذیر نیست.
ششم: شرایط اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی نیز در ضعف و قوت می توانند جامعه را به سوی انحراف از معیار ببرند به عنوان مثال تحریم های آمریکا و کشورهای اروپایی در مدت طولانی موجب شدند سیاست های اقتصادی به سمت و سوی دور زدن برود این دور زدنها آسیب های فردی و اجتماعی نیز داشته اند و ضررهای اقتصادی هم به بار آورده اند که نمونه هایی از آنها را می توان فرار سرمایه، اختلاس، دزدی، تورم، گرانی و موارد مشابه دیگر مثال آورد.
انحراف از یک چرخش صحیح اقتصادی که موجب شده پول ملی مدام ارزش خود را از دست بدهد آسیب های اقتصادی و روانی بسیاری داشته است که برای فرار از این معضلات یکی از راهکارها دروغ و ریاکاری و نهایتاً اشغال بعضی پست های کلیدی توسط فرصت طلبان و ناکارآمدهاست. دروغ های سیاسی هم مانند زهری است که رودخانه ای را زهرآگین می کند و از آن رودخانه همه می نوشند.
این دروغ ها هرچند به مصلحت باشد عوارض آن دروغ را نهادینه می کند و مثل سرطان روح و روان مخاطبان را دربر می گیرد و می آزارد.
نتیجه آنکه دیوار بی اعتمادی را بلند و بلندتر می کند و حاصل آن یأس، ناامیدی و بریدگی و ناباوری است.
تاریخ هم گاه و بیگاه دروغ را به خورد ملت ها می دهد وقتی راست را دروغ و دروغ را راست جلوه دهد.
وقتی در مدارس و دانشگاه ها و حتی مجالس رسمی و دولتی و مذهبی شفاف سازی و نقد عملکردها با شجاعت و آگاهی رواج نداشته باشند و بیشتر برای خوش آمد این و آن تعریف و تمجید باب روز باشد دروغ رسمیت پیدا می کند.
حال فرق نمی کند در آمریکا رئیس جمهور دروغ بگوید یا در کشورهای جهان سومی. مهم آثاری است که به جای می گذارد با این تفاوت که در آمریکا و اروپا روزنامه ها دروغ های مسئولان دولتی را فاش می کنند و در کشورهای جهان سومی روزنامه و رسانه های برخط هنوز به آن مقام نرسیده اند. در مجموع فرقی نمی کند وقتی مردم در آمریکا دروغ های فاش شده را می شنوند اما رئیس جمهورشان بر مسند نشسته و ترکتازانه می تازد. یا در کشوری دروغ های مسئولان خبری نمی شوند و نهایتاً به هر دلیل این دروغ ها دانسته و ندانسته به مصلحت و یا به قصد فریب خلق استمرار می یابند.
هفتم: دروغ های تبلیغاتی که متأسفانه بیشتر درخصوص معرفی کالاها و یا خدمات رسانه ای می شوند.
آنچه مهم است روند تربیتی جامعه و میزان دین باوری و اخلاقمداری مردم است. اگر مسئولان مملکت یک کشور از میان مردمی انتخاب شده باشند که عرفاً و عملاً دروغ را ریشه کن کرده باشند که در شرایط و روزگار جهان فعلی، چندان امیدی به آن نیست و همه چیز نسبی است. آنها هم دروغ نخواهند گفت. ریا نخواهند کرد و به آنچه عادت کرده و پذیرفته اند عمل می کنند.
ما باید ریشه ها و عوامل دروغ و ریاکاری را از بین ببریم تا به فرصت طلبان، ریاکاران و دروغگویان اجازه ظهور و بروز ندهیم و آن زمانی است که همه کس و همه چیز در جای خودش باشد.
یعنی عدالت اجتماعی معیار و ملاک انتصابات و انتخابات باشد و آنچه خداوند در قرآن و امام علی(ع) در نهج البلاغه به ما امر کرده و یا سیره و سنت پیامبران و امامان بوده است انجام دهیم. راست بگوییم حتی اگر به ضررمان باشد.
والسلام
- یکشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۹
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۹