سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
کمیسیون تحلیل
شاید در تمامی سالهایی که نوع بشر روی کره خاکی زندگی را تجربه کرده با پدیدهای نظیر کرونا مواجه نشده است زیرا بیماری کرونا در عصر ارتباطات و مهاجرتها و حمل و نقل سریع ظرف کمتر از چند ماه همهی کشورها را درنوردیده و به همه جا رسوخ کرده و روی تمامی برنامهها و سبک زندگی و نحوهی تعاملات اقتصادی و فرهنگی تأثیر منفی گذاشته و گزینههای ناگزیری را در برابر همگان قرار داده است. اگرچه منطقیترین گزینه رعایت پروتکلهای بهداشتی است اما این امر به سادگی گفتن آن نیست. وقتی اقتصاد زمینگیر می شود بسیاری از افراد ترجیح میدهند خطر ابتلا به این بیماری را بپذیرند ولی ارتباطشان با کار و فعالیت اجتماعی و فرهنگی قطع نشود. به همین دلیل اعمال قرنطینه و ممنوعیت حضور مردم در محل کار و تعطیلی مدارس و دانشگاهها در درازمدت تضمینکنندهی اهداف تعیین شده برای آن نیست ضمن اینکه طبقات اجتماعی گوناگون به یک نسبت پروتکلهای بهداشتی را رعایت نمیکنند به طوری که خطر ابتلا به کرونا مانند خطر تصادف جادهای دوطرفه است و هر چند عدهای در هر شرایط رعایت میکنند اما عدهای دیگر با بیتوجهی حاصل زحمات آنها را به باد میدهند.
حتی تصور اینکه تداوم جولان دادن این ویروس در درازمدت تا چه اندازه میتواند بحرانآفرین باشد هم نگرانکننده است. شاید روزی برسد که خسارت ناشی از بیاعتنایی به ویروس کرونا کمتر از پذیرش قرنطینه و تعطیلی کانونهای کار و فعالیت باشد.
درک تأثیر ویرانگر کرونا بر اقتصاد از دید کسانی که در جامعهای تحریم شده و کمارتباط با جهان زندگی میکنند چندان ساده نیست کما اینکه اگر گزارش خسارت وارد شده بر اقتصاد برخی کشورها را با کشور خودمان مقایسه کنیم متوجه میشویم که چه اتفاقی در حال رخ دادن است. نباید فراموش کرد که ما در شرایطی با کرونا مواجه شدیم که روند فروش مهمترین کالای صادراتی ما که نفت باشد در حداقل میزان ممکن قرار داشت و بسیاری از کارخانجات و کارگاههای ما یا تعطیل شده بودند یا با کمتر از نصف ظرفیت خود فعالیت میکردند. صنعت گردشگری ما منهای شاخهی زیارتی آن که طیفهای فقیر کشور عراق و افغانستان و پاکستان را جذب میکرد تقریباً توان بهرهگیری از پنج درصد پتانسیل خود را هم نداشت و بسیاری از کشورها مجاز به تعامل اقتصادی و فرهنگی و حتی علمی با ما نبودند. در عین حال خسارت کرونا به مردم و صاحبان مشاغل آزاد به حدی بود که تأمین اجتماعی، بهزیستی، کمیتهی امداد، کانونهای خیریه و بسیاری از نهادها و سازمانها برای کمک به بیکاران، گرسنگان و ورشکست شدهها پای کار آمدند و هنوز هم کارهای انجام ندادهی بسیاری دارند! به همین قیاس باشگاههای ورزشی ما در مقایسه با باشگاههای پردرآمد جهان کمترین آسیب را دیدند و صنعت حمل و نقل هوایی و زمینی و دریایی کشور نیز هنوز اعلام ورشکستگی نکردهاند در حالی که وضعیت کانونهای تولید و تجارت و تبادل فرهنگ و فعالیتهای ورزشی در کشورهای توسعهیافته و در حال توسعه رقتبار است به طوری که ممکن است پس از فروکش کردن کرونا و یا پیدا شدن واکسن آن شاهد اقداماتی از سوی برخی کشورها برای جبران خسارت باشیم و پرواضح است که کشورهای واقع شده در منطقهی خاورمیانه بیشترین زمینه را برای تبدیل شدن به بازار مصرف کالاهای گوناگون و کانون جنگ و برادرکشی دارند چرا که با درآمد نفتی اسلحه میخرند و در سایهی وفور دکانهای دو نبش اختلافات مذهبی و فرقهای با هم میجنگند!!
کرونا کوه یخی است که تنها نوک آن را میتوان دید. تاریخ، جنگهای فرسایندهای را به دنبال بحرانهای اقتصادی تجربه کرده و دور نیست که به زودی شاهد راه افتادن جنگ بقا در پساکرونا باشیم، کما اینکه نشانههای آن از هم اکنون هویداست!
با یک نگاه دوراندیشانه میتوان حدس زد که ترمیم موضعگیریها در مسائل منطقهای و جهانی برای دور کردن کشور از چالشهای احتمالی پس از کرونا یکی از اولویتهای مجلس یازدهم باشد. چرا که تغییر واقعیتهای تلخ جامعهی ما نیازمند نگاهی متفاوت به تجارب چهل ساله است. ارزیابی نتایج حاصل شده از انتخابات ظرف ۴ دههی گذشته با فرمولها و معیارهای متعارف و شناخته شده امکانپذیر نیست زیرا در مواردی شاهد جابهجایی مهرههایی هستیم که در بازهای خاص از گردونه خارج شدهاند. بنابراین بعید نیست که نگاه متفاوت به چهل سال گذشته نیز تابع فرمولهای جا افتاده در نگرشهای شناخته شده نباشد.
اگر نخواهیم توصیفی شاعرانه از فرصتها و تهدیدها و عملکردهای به ثبت رسیده داشته باشیم باید اعتراف کنیم که دستاوردها تناسبی با هزینهها نداشته است. چنین تحلیلی را میتوان از دل موضعگیریها و نقد و نظرهای صورت گرفته توسط کسانی که رجل سیاسی قلمداد میشوند استخراج کرد. به هر حال بسیاری از نمایندگان با چنین تحلیلهایی از مردم رأی گرفتهاند و حالا باید پاسخگوی دورنمایی که ترسیم کردهاند باشند!
اگر کمیسیونی مشابه کمیسیون تلفیق در مجلس داشتیم که وظیفهی اصلیاش تحلیل دادهها و نتایج و دریافتیها و هزینهها و دستاوردها بود مشخص میشد از کجا به کجا رسیده و در چه موقعیتی هستیم تا ضمن تقویت نقاط و مواضع مثبت، خود را برای تجدید نظر در مواردی که به خطا رفتهایم آماده کنیم. به هر حال مجلس وظیفه دارد کشور را به سوددهی برساند. این گوی و این هم میدان.
- شنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۹
- سرمقاله

سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۱۱ خرداد ۱۳۹۹