• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۱۹ خرداد ۱۳۹۹

سرمقاله محمد عسلی ۱۹ خرداد ۱۳۹۹
چرا مذاکره نکنیم؟
مذاکره فی‌نفسه به معنای برد یا باخت نیست. آنچه مذاکره را معتبر می‌کند شرایط زمانی، شرایط و موقعیت طرف مقابل و توانایی چانه زدن برای گرفتن امتیار است.
دیپلماسی روشی است که اگر به خوبی اعمال شود چه بسا طرف مقابل را با هر میزان قدرت سیاسی و اقتصادی تسلیم کند. برجام هر چند در اجرا با ناکامی‌هایی مواجه شد و آمریکا از زیر بار آن شانه خالی کرد اما برای دیپلمات‌های ایرانی یک موفقیت در چانه‌زنی و تنظیم توافقنامه‌ای بود که ۶ نفر مقابل یک نفر در جنگی تمام عیار قصد داشتند از ایران امتیاز بگیرند بدون آنکه امتیازی بدهند. در واقع مذاکره‌کنندگان برجام با همدلی و هماهنگی یکدیگر ایران را در محاصره سیاسی، اقتصادی و دیپلماسی قرار دادند. اما نمایندگان ما در برجام قدرت چانه‌زنی خود را نشان دادند و برجام یک قرارداد یکطرفه شد.
آمریکایی‌ها تصور نمی‌کردند مجبور باشند یک ایران اتمی را قبول کنند اما مشروط پذیرفتند و چون ترامپ در تبلیغات انتخاباتی مذاکره با ایران را یک دستاورد برای دموکرات‌ها می‌دید سعی کرد با نگاه منفی و توجیه اینکه این توافق به ضرر آمریکا و اسرائیل است از آن خارج شود و کشورهای دیگر را نیز تحریک و تهدید کند که از آن خارج شوند.
اینکه با گذشت قریب به ۵ سال از امضاء آن و عدم توفیق ترامپ در حذف کلیت برجام که در واقع امتیازات ایران را نادیده گرفت به قدرت دفاعی و دیپلماسی ایران پی برده و خسارت‌های ناشی از مخالفت خود را برآورد کرده است و خود را در شرایطی می‌بیند که باید برای رسیدن به یک موفقیت در سیاست خارجی با ایران کنار بیاید. این یک بخش است و طرفدارانی هم در داخل و خارج دارد.
تحلیل دوم اینکه ترامپ بازنده‌ی انتخابات ریاست جمهوری دور دوم آمریکاست و اگر مذاکره‌ای در میان نباشد با روی کار آمدن دموکرات‌ها می‌توان از آمریکا امتیازات بیشتری گرفت و درسی از مقاومت ایرانیان و دولتمردان ایرانی به جهانیان داد.
پس شرایط فعلی می‌طلبد تا ما با آمریکا هیچ مذاکره و یا معامله‌ای نکنیم. به نظر می‌رسد هر دو تحلیل حلقه‌های مفقوده‌ای دارند که مذاکره را بی‌اعتبار می‌کند و یا حداقل تصمیم به مذاکره را با تردید همراه می‌سازد.
آنچه مهم است و کمتر به آن توجه می‌شود این است که آمریکا فقط اوباما یا ترامپ یا جو بایدن نیست. آمریکا حتی در ید قدرت حزب جمهوریخواه و یا دموکرات هم نیست.
آمریکا کشوری است با توانایی‌های سرمایه‌ای و قدرت و نفوذ دیپلماسی جهانی که همانند رودی بزرگ و عریض و طویل شاخه‌های خود را چونان اختاپوس به اطراف جهان گسترانیده و با طعم سیاست‌هایی که خاصیت آن را با ذائقه‌های مردمان مختلف تطبیق داده است به صورت آبشخور ملت‌ها و دولت‌های مختلف در آمده است بدین صورت که اگر بورس نیویورک شاهد کاهش یا افزایش است تأثیر آن را در اروپا و کشورهای آسیایی هم مشاهده می‌کنیم.
اگر چین یا روسیه را تحریم می‌کند تأثیرات اقتصادی آن را احساس می‌کنیم.
آمریکا یعنی شرکت‌ها و کارتل‌های بزرگی که سردمداران آن چه یهودی باشند، چه مسیحی و چه مسلمان یا پیرو هر دین دیگری جدای از باورهای مذهبی‌شان صرفاً به منافع خود می‌اندیشند. اگر منافع آنها تأمین نشود اعتبار دولتمردان آمریکا را چه از حزب جمهوریخواه باشند و چه از حزب دموکرات زیر سؤال می‌برند و نهایتاً رأی آنها را با تدابیر اقتصادی که می‌اندیشند تغییر می‌دهند.
وقتی برجام منافع آمریکا را در ایران نادیده گرفت اوباما که خود موافق برجام بود پا پس گذاشت و بلافاصله تحریم‌های دیگری را بر علیه ما وضع کرد و زمینه مخالفت را برای ترامپ فراهم نمود.
کشورهای اروپایی هم که از سیاست آمریکا در اقتصاد پیروی می‌کنند و آبشخورشان به رود آنها وصل است جسته گریخته از قبول تعهدات خود در برجام عقب نشستند و برجام مانند استخوانی در گلوی ما نه پایین می‌رفت و نه خارج می‌شد.
اینک از پس آن همه خسارت‌هایی که کشور ما به علت تحریم‌ها دیده و ضمناً اعتباراتی هم که از روند دفاع و استقلال کسب کرده‌ایم در شرایط کرونایی هر دو کشور آمریکا و ایران احساس می‌کنند این روند نمی‌تواند تا همیشه ادامه یابد و دولت‌های اروپایی طرف قرارداد هم جرأت ندارند خلاف رأی آمریکایی‌ها کاری کنند.
آیا بهتر نیست ما از روش پیامبر اسلام(ص) در صلح حدیبیه استفاده کنیم؟
صلح حدیبیه با کفار و دشمنان اسلام منجر به فتح مکه شد هر چند افرادی مانند ابوسفیان منافقانه به آن پیوستند و از پس آنها معاویه و یزید و دیگر فرصت‌طلبان پدید آمدند.
ما نمی‌توانیم همه ملت‌ها و دولت‌ها را با خود در باورهای مذهبی و دیدگاه‌های سیاسی همراه و همدل سازیم، اما می‌توانیم اقتدار نظامی و موقعیت استراتژیکی کشورمان را به رخ جهانیان بکشیم و تجربه استقلال طلبی‌مان را به دیگران تفهیم کنیم. ما می‌توانیم در یک معامله برد برد شرایط مذاکره را تغییر دهیم.
شرایط فعلی ما بهتر از شرایط زمان مذاکره برجامی است.
آمریکا ضعیف‌تر شده ترامپ خسته و ناامید است. کرونا خسارت‌های مالی و اجتماعی بسیاری به کشورهای اروپایی، آسیایی و آمریکایی تحمیل کرده است.
ما می‌توانیم از موضع قدرت وارد شویم هیچ معلوم نیست بعد از انتخابات آمریکا چه پیش آید. اینک زمان به نفع ما در جریان است.
حفظ عزت، مصلحت و اقتدار با صلح و نه با سازش میسر است.
امروز دنیا در مصیبی عظمی درد مشترکی را احساس می‌کند. درد مشترک می‌تواند انسان‌ها را بیشتر به هم نزدیک‌تر کند گرچه بی‌دردی انسان‌ها را از یکدیگر دور می‌کند. امروز زمان محک زدن است.
محک زدن رئیس جمهوری که در موضع ضعف قرار دارد و از اسب سرکش قدرت در حال پیاده شدن است. مذاکره و صلح پایدار موضع ما را در منطقه قوی‌تر می‌کند زیرا دست کشورهای همسایه هم که وابستگی و دلبستگی خود را به آمریکا گره زده‌اند و بعضاً گاهگاهی با تحریک آمریکا و انگلیس واکنش‌های منفی به ما نشان می‌دهند می‌بندد و بیشتر به این مهم می‌رسند که ایران در شرایط اقتدار و استقلال رو به صلح آورده نه در موضع ضعف.
این هم یک نظر است که طبعاً مخالف و موافق دارد. تا خدا چه خواهد.
والسلام

Comments are closed.