• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۴ تیر ۱۳۹۹

سرمقاله
محمد عسلی
ترامپ و انتخابات پیش رو
بر اساس اظهار نظر اکثر تحلیلگران سیاسی و اقتصادی- امنیتی، آمریکا تاکنون رئیس جمهوری شبیه به ترامپ به خود ندیده است. رئیس جمهوری که علیرغم عدم بینش سیاسی ناشی از ناآگاهی خود را قدرتمندتر از تمامی رؤسای جمهور آمریکا می‌داند و در یک توهم اقتصادی تصور می‌کند تمام مشکلات آمریکا و جهان ناشی از اقتصاد است.
اوباما رئیس جمهور سابق آمریکا ترامپ را فردی ناتوان، نامناسب و بی‌صلاحیت برای فرماندهی کل قوا در آمریکا می‌داند. اوباما بارها تکرار کرده است که ترامپ هیچ چیز نمی‌داند و نگران هم نیست که بخواهد اصول اولیه سیاست را یاد بگیرد. او خودش را فردی قدرتمند نشان داده که دوست دارد در میان مردم تبعیض قائل شود مردمی که شبیه او نیستند یا مخالف او هستند…
روحانی در پاسخ خبرنگاری که در سازمان ملل از وی پرسید کدامیک از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا را ترجیح می‌دهد گفت باید بد را از بدتر ترجیح بدهم یا بدتر را از بد.
به زبان ساده‌‌تر یعنی هر یک از رؤسای جمهور آمریکا چه از حزب جمهوری‌خواه باشند و چه دموکرات منافع کشورهای دیگر را فدای منافع آمریکا می‌کنند و فقط به برد خود و باخت دیگران فکر می‌کنند.
پوتین بر این باور بود که چون ترامپ قصد دارد روابط آمریکا و شوروی را به حالت قبل در آورد و آن را به وضعیت عادی برساند پس فرد درخشانی است. اما با گذشت یک دوره از ریاست جمهوری ترامپ، مشخص شد که پوتین هم بازی خورده است و اعتمادی به حرف‌های وی نیست.
اردوغان و بشار اسد هم هر دو ترامپ را فردی کم‌سواد و بدون مشی و فهم سیاسی می‌دانند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با نخست‌وزیر ژاپن فرمود:
من ترامپ را در حد ارسال پیام نمی‌دانم. این سخن تمامی شخصیت سیاسی و اقتصادی ترامپ را زیر سؤال برد و او را در حد یک انسان عادی خطاکار و گناهکار پایین آورد.
و اما بعد:
امروز ترامپ با چند مصیب مستمر دست به گریبان است و برای انتخاب شدن و رأی‌گیری دست به هر کار و ایراد هر سخنی می‌زند.
نخست معضل اقتصادی ناشی از بیکاری ۴۰ میلیون نفر و بیشتر در آمریکا و تعطیلی بسیاری از کارخانجات و کارگاه‌ها و دیگر مراکز خدماتی، صنفی و کشاورزی که به شدت بار مالی دولت ترامپ را سنگین کرده و با کسر بودجه‌ای که از قبل داشته و اینک چند برابر شده معلوم نیست برای جبران آن دست به چه حیله و ترفندی خواهد زد.
دوم اعتراضات مردمی یکپارچه سفید و سیاه بر علیه تبعیض نژادی که برای مقابله با آن ترامپ زانوی خود را نیز همراه با زانوی پلیس روی گردن معترضین گذاشته و روز به روز بیشتر فشار وارد می‌کند تا این اعتراضات را خاموش کند. یعنی نه تدبیر سیاسی و نه تدبیر اقتصادی توانسته کارساز باشد.
سوم نگاه خشمگینانه جهانی به عملکرد ترامپ در طول دوره ریاست جمهوری‌اش که حتی شرکای وی در کشورهای اروپایی، آسیایی و آفریقایی دل خوشی از وی ندارند. به عنوان مثال خروج یک‌جانبه از برجام علاوه بر خسارات معنوی و شخصیتی خسارات بدبینی به عملکرد وی را به دنبال داشته زیرا در سیاست خارجی نتوانسته با ایران، کره شمالی، سوریه، ترکیه، ونزوئلا و یمن کنار آید و هر آنچه اراده کرده است تیرش به سنگ خورده و این کشورها مقاوم جلوی او ایستاده‌اند.
چهارم ترس ترامپ از برد و نفوذ انقلاب اسلامی ایران موجب شده علیرغم وعده‌هایی که در آغاز انتخابات داده بود نتواند نیروهای خود را از افغانستان، سوریه و عراق خارج کند و سالیانی است متحمل هزینه‌های گزافی شده که هر چند بخش‌هایی از آن را از کشورهای عربستان، امارات، قطر، کویت، کره جنوبی و ژاپن باجخواهی کرده اما یکی از دلایل کسری بودجه آمریکا برمی‌گردد به هزینه‌های سنگین نظامی در افغانستان، عراق، سوریه و پایگاه‌های نظامی وی در دیگر کشورها.
پنجم بهانه دادن به دست منتقدان و رقبای خود در حزب دموکرات که مانند تراکتور کشته‌های وی را شخم می‌زنند و او را سکه یک پول کرده‌اند.
لذا تنها راهی که برای ترامپ باقیمانده حراج خزانه آمریکا برای جلب رضایت خسارت‌دیدگان از کروناست که در این مورد قول‌هایی داده و دست به کارهایی زده است. اگر افکار عمومی مردم آمریکا، صرفاً به دنبال جبران هزینه‌های ایام بیکاری باشد و مردم کاری نداشته باشند که ترامپ فهم سیاسی و شأن اخلاقی دارد یا ندارد ترامپ می‌تواند شانس خود را از این طریق امتحان کند.
اما شواهد و قرائن و نتیجه تحقیقات رسانه‌هایی مانند CNN، واشنگتن پست و امثالهم حاکی از کاهش قابل توجه حامیان و دوستداران وی است.
هر چند برای قضاوت انتخاباتی هنوز راه‌های نرفته‌ای پیش روست و باید صبور بود.
والسلام

Comments are closed.