سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
آموزش زندگی
همزمان با هجوم کرونا مدیران کشور با پذیرش واگذاری امور به متخصصین از پزشکان و کارشناسان حوزه بهداشت و درمان برای چارهجویی کسب تکلیف کردند و اعلام نمودند که تابع نظر پزشکان و متخصصین حوزه بهداشت و درمان کشور هستند به موازات آن با سازمان بهداشت جهانی نیز در خصوص توصیههای پیشگیرانه و التیامبخش همکاری دارند. به دنبال چنین رویکرد عاقلانه و سنجیده و واقعبینانهای نتایج نسبتاً خوبی حاصل شد و روند ابتلا به کندی گرایید و برنامههای توصیه شده برای مقابله و درمان هم در گامهای اولیه موفقیتآمیز بود و کماکان ادامه دارد و تا آنجا که به دولت و کادر درمانی مربوط میشود فعالیتها قابل دفاع بوده است.
انتظار میرود در شرایط کنونی که تنگناهای معیشتی امان مردم را بریده و گرانی، احتکار، اختلاس و کاهش قدرت خرید مردم روی زندگی بیش از سه چهارم شهروندان ایرانی تأثیر منفی گذاشته و شاهد خشونتهای خانوادگی، خودکشی، بالا رفتن سن ازدواج، پیری جمعیت و هزاران درد بیدرمان دیگر هستیم که نشانهی گونهای فروپاشی اقتصادی است، مسئولین با دعوت از اقتصاددانان و آگاهان به ادارهی امور برای اظهارنظر و اتخاذ تصمیمات زیربنایی، روزنهی امیدی به سوی روشنایی بگشایند.
جا دارد همانگونه که کارشناسان بهداشتی از طریق رسانهها و خصوصاً صدا و سیما نحوهی مقابله با کرونا را یاد میدهند از اقتصاددانان هم بخواهند تا شیوهی زندگی در شرایط تحریم را به مردم بیاموزند و به کارگری که نزدیک به دو میلیون در ماه حقوق میگیرد یاد بدهند که چگونه با این حقوق زن بگیرد خانه اجاره کند صاحب فرزند شود تفریح کند و شاد باشد.
صدا و سیما به کارشناسان آشپزی توصیه کند که نحوهی درست کردن غذاهای بدون گوشت را به مردم یاد بدهند. این مطلب را از باب مزاح نمیگویم به هر حال صدا و سیمای مردمی باید برنامههایش دنبالهرو داشته باشد و چیزی را آموزش بدهد که نیاز مردم است. آن آقایی که یک شقهی گوشت مرغ را توی ماهیتابه رها میکند باید بداند که بسیاری از مردم قادر به تهیه آن نیستند.
متأسفانه فاصلهی مسئولین در طول ۴ دهه از مردم از لحاظ میزان برخورداری زیاد شده و کمتر مسئولی پیدا میشود که اجارهنشین باشد یا حقوقی کمتر از دو میلیون دریافت کند.
تاکنون آب و برق و تلفن کدامیک از مسئولین به دلیل عدم پرداخت بدهی قطع شده و برای کدامیک ار نمایندگان مجلس حکم تخلیه خانه صادر شده که قادر به درک شرایط مردم باشند؟
اگر کسی تصور میکند طبقات آسیبپذیر جامعه که روز به روز به تعداد آنها افزوده میشود بدون دست یازیدن به کار خلاف یا تن دادن به اضافهکاریهای طاقتفرسا و قرض گرفتن از این و آن میتوانند زندگی کنند به خطا میروند. حتی میتوان گفت تعبیر زندگی کردن با حقوقهای حداقلی اغراقآمیز است بلکه باید گفت زنده ماندن و این وضعیت نمیتواند تداوم داشته باشد زیرا درک آستانهی تحمل مردم بدیهیترین وظیفهی مسئولین است که همواره باید در برنامهریزیها و ترسیم دورنمای سیاست داخلی و خارجی مد نظر قرار گیرد! چرا در چشم مردم نگاه نمیکنید تا سطر سطر مطالبات آنها را بخوانید؟ چرا متوجه نیستید که شلوغی دادگاهها از سیری نیست بلکه از گرسنگی است؟ چرا نمیخواهید بپذیرید که زندگی برای بسیاری از اقشار جامعه نه سخت بلکه غیر ممکن شده است؟
فلان کارشناس بدون توجه به واقعیتهای بیرونی جامعه به جوانان توصیه میکند که ازدواج کنند و صاحب فرزند شوند. در حالی که بسیاری از جوانان اگر از خانه رانده شوند حتی قادر به سیر کردن شکم خودشان هم نیستند. هیچکس ازدواج سفید را ترویج نمیکند اما تحت تأثیر شرایط حاکم بر کشور بیش از سایر انواع ازدواجها رواج پیدا کرده است. زمانی بود که ما از سکولاریسم وحشت داشتیم و تصور رسیدن به جامعهای که در آن دین مبنای زندگی نباشد برای ما حکم یک فاجعه را داشت اما اکنون تحت تأثیر فشارهای زندگی و تنگناهای معیشتی شاخصهای حداقلی سکولاریسم را هم پشت سر گذاشتهایم و بسیاری از افراد حتی به بدیهیترین اصول انسانی هم در معاملات و تعاملات اجتماعی و مناسبات کاری توجهی ندارند و سکولارها از این جهت از ما جلوتر هستند! زبان رسمی مردم ایران فارسی است و مردم هر روز با این زبان از گرانی و بیسر و سامانی امور شکایت دارند. ناگفته پیداست که اگر به دنبال هر خبر امیدبخش شاهد تغییرات مورد انتظار مردم نباشیم، تدریجاً از اثر روانی اخبار و مصاحبهها کاسته میشود و افکار عمومی را به سمت شایعهسازی، گمانهزنی و تحلیلهای غیرکارشناسانه سوق میدهد و زمینهساز سوءاستفاده بیگانگان خواهد شد. برخی مسئولین به غلط تصور میکنند که خبر، ویتامین و یا پروتئین دارد و انرژیبخش است به همین دلیل هر روز مصاحبه میکنند و با اعلام خبرهای جدید، وعدهی بهبودی میدهند در حالی که باید بدانند با این حرفها کسی سیر نمیشود. آنها باید یک بازهی زمانی معقول را برای اثربخشی آنچه وعده میدهند اعلام نمایند. زمانی بود که امکان حبابشکنی و کنترل تورم و گرانی با اعلام خبرهای متفاوت وجود داشت اما مدتی است که از درجهی حساسیت جامعه و افکار عمومی نسبت به اخبار رسمی کاسته شده و گاهی مردم انتظار نتیجهی معکوس از خبرهای امیدبخش دارند!
مسئولین باید بیایند و به مردمی که زیر خط فقر حقوق میگیرند بگویند در این شرایط باید چگونه زندگی کنند به طوری که نه مرتکب خلاف و دور زدن قانون شوند و نه گرسنه و بیسرپناه بمانند.
مسئولین باید به مردم بگویند که این کشور پهناور چه چیزی کم دارد؟ جایگاه ایران در برخورداری از منابع غنی نفت، گاز، مواد معدنی، جاذبههای تاریخی، تنوع جغرافیایی، نیروی انسانی، موقعیت ژئوپولیتیک، ضریب هوش، جوانی جمعیت قابل رقابت با ۱۰ کشوری است که در بالای جدول ردهبندی قرار دارند. نتیجه کاملاً مشخص است مشکل ما سوء مدیریت و عدم برنامهریزی صحیح و سیاستهای غلط کوتاهمدت و درازمدت است. با توجه به اینکه معیار و هدف منتخبین مردم از پذیرش مسئولیت تلاش در راه رفاه مردم است بیایند و بگویند که در این مسیر با چه مشکلاتی مواجهاند؟
ایرانیها با توجه به داشتههایشان باید مرفهترین ملت دنیا باشند چه کسی پاسخگوست؟!
- شنبه ۷ تیر ۱۳۹۹
- سرمقاله

سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۸ تیر ۱۳۹۹