سرمقاله
محمد عسلی
تعامل سازنده با جهان، چگونه و چرا؟
انسان¬های بَدَوی میراث¬دار فرزندان آدم «هابیل و قابیل» شدند که برادری برادر دیگر را کشت. خوی درندگی و خشونت¬ زمانی رخ می¬نماید که گرسنگی و تشنگی فریادگر فقرند. تبعیض حس حسادت را بیدار می¬کند و کینه در دل می¬اندازد، مثل یک نیروی محرکه منفی که به مرور تحت فشار روانی به دنبال ظهور و بروز است. خشم و نفرت، مهر و کین و دیگر خواهش¬های نفسانی هر چند از برون تغذیه می¬شوند اما در درون دیگ سینه را به جوش می-آورند، انسان¬های اولیه که هنوز از قراردادهای اجتماعی سهمی نداشتند و قاضی و دادگاه و دادرسی هم نداشتند برای مقابله با یکدیگر یا به صورت فردی و یا جمعی دست به جنگ، کشتار و نهایتاً قتل یکدیگر می¬زدند قبل از آنکه به صورت شعبه، قبیله و طایفه درآیند احساس برادری و هم¬نشینی آنها را به دور هم جمع کرد و تشکیل اجتماع دادند تا بخشی از اختیارات خود را به رئیس قبیله و پس از آن به سران و پادشاهان و نهایتاً دولت¬ها واگذار کنند. شهرها و تمدن¬ها پدید آمدند و خواست اولیه انسانها که همان امنیت بود به طور نسبی تحقق یافت.
در واقع یک تعامل سازنده درونی به معنای واقعی آن شکل گرفت و گفتگو تا حد زیادی دافع اختلافات شد تا ریش¬سفیدان قضاوت کنند و مشاوره بدهند.
این تقابل و گفتگو به مرور بین ملت¬ها و قبایل و طوائف مختلف دور و نزدیک سبب ایجاد امنیت مرزی و داد و ستد شد که از بسیاری جنگ¬های خانمان¬سوز جلوگیری کرد.
سازمان امنیت جهانی بعد از جنگ دوم جهانی به همین منظور شکل گرفت و از پس آن دیگر سازمانها و حقوق بشر و دیگر نهادها به وجود آمدند. اما هنوز منافع ابرقدرت¬ها ایجاب می¬کند که تنور جنگ را گرم کنند و برای درآمد بیشتر از فروش اسلحه¬های نو به نو به اختلافات مرزی و سیاسی و اقتصادی دامن بزنند.
نتیجه آنکه گفتگو و تعامل از سازندگی به سمت و سوی امتیازدهی و امتیازگیری رفته و هدف از گفتگوی بین دولت¬ها بیشتر جنبه اقتصادی بر پایه اهداف سیاسی از پیش تعیین شده هست. نمونه¬ای از تعامل بین ایران و ۱+۵ را می¬تواند در نشست¬های برجامی مثال زد که علیرغم چانه¬زنی¬ها و رد و بدل کردن پیام¬ها و نشست و برخواستن¬های پی در پی چند ساله بعد از توافق و امضای توافقنامه نه تنها تحریم¬های آمریکا و اروپا برداشته نشد بلکه با خروج یک طرفه آمریکا تحریم¬های بیشتری هم برقرار گردید.
از دیدگاه دولت¬های مقتدر از جمله امپریالیسم آمریکا تعامل به معنای برد یک طرفه است که سهم آمریکا و یا کشورهای اروپایی را به دلیل داشتن زر و زور و تزویر بیشتر از توافق می-خواهند. بدین معنی که در واقع یک طرف تصمیم می¬گیرد و طرف دیگر می¬باید تسلیم شود و نظر او را بپذیرد.
اگر مفهوم تعامل و تفاهم امری دو طرفه باشد مثل یک عقد می¬باید رضایت طرفین در آن لحاظ شود. متأسفانه دولت¬های مقتدر و زورگویی مانند آمریکا اصالتاً به مذاکره و تعامل به مفهوم واقعی آن اعتقاد ندارد بلکه خود را مانند دزد سر گردنه نشان می¬دهد که تمامت هر امتیازی را طلب می¬کند. هر چند مدام از مذاکره و تعامل دم می¬زند و چماق حقوق بشر را که خود از آن سهمی و بویی نبرده بر سر کشورهای دوست و دشمن می¬کوبد تا با عوام¬فریبی و مظلوم¬نمایی سیطره و سلطه خود را بر ملت¬ها و دولت¬های استقلال¬طلب تحمیل نماید.
مرحوم مصدق نخست¬وزیر مردمی ایران را به مذاکره دعوت کرد اما دیری نپایید که با کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ دولت او را ساقط نمود و کشور را گروگان گرفت. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در تدارک کودتای نظامی و تحریک اقوام و گروه¬های سیاسی برآمد که منجر به تسخیر سفارتخانه آمریکا شد و نهایتاً بهانه¬ای برای تحریم، جنگ تحمیلی و فشارهای سیاسی بر علیه دولت نوپای ایران انقلابی شد.
از روند امور و سیاست¬های جهانی چنین پیداست که تعامل با دیگر کشورها و گفتگو می-باید با چراغ سبز آمریکا و نظارت آن باشد مثل کوزه¬دار قمارخانه¬ها که از هر قمار سهمی برای خود برمی¬دارد وگرنه بازی را به هم می¬زند.
تروریسم دولتی آمریکا برای تمامیت¬خواهی راه خود را گشوده و به هیچ عهد و پیمانی وفادار نیست.
هر توافق و مذاکره¬ای اگر به نتیجه برسد یک ضامن اجرایی قوی می¬خواهد که به آن عمل کند.
آمریکا نشان داده که پایبند به توافق نیست بلکه با نیش و دندان نشان دادن و ایجاد رعب و ترس در میان ملت¬ها و بر علیه دولت¬ها هر چیز را برای خود می¬خواهد.
تعامل و گفتگو با دولت¬های بی¬طرف و دوست راهگشاست و می¬تواند در رونق اقتصادی و سیاسی مؤثر باشد. اما گرگ¬ها، خوی درندگی خود را با مذاکره فراموش نمی¬کنند.
به قول سعدی خودمان:
«یکی بچه گرگ می¬پروردی
چو پرورده شد خواجه را بر درید…»
متأسفانه بعضی کشورهای عرب همسایه ما گرگ¬پروری می¬کنند و به آمریکا و اروپا باج می¬دهند تا موقعیت امیریشان حفظ شود.
هویت و ساختار انقلاب اسلامی با سازش و باج¬دهی سازگار نیست. حفظ استقلاب هزینه هنگفت دارد. این هزینه را هم ملت و هم دولت تاکنون ظرف ۴۱ سال پرداخته و اقدام ایرانیان در دنیا شاخص است امید که دولت¬ها سر عقل آیند و اگر بناست مذاکره یا تعاملی صورت بگیرد ضمانت اجرایی داشته باشد.
والسلام
- یکشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۹
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۲۳ تیر ۱۳۹۹