سرمقاله سردبیر اسماعیل عسلی
زندگی در دنیای هوشمند
با وجود این که چندین دهه از تغییرات بنیانی در بحث ارتباطات و سرعت انتشار اطلاعات می گذرد اما هنوز خیلی ها نتوانسته اند خود را با شرایط جدید وفق بدهند . این که یک فرد بدون بهره مندی از قدرت سیاسی و صرف هزینه بالا و در اختیار داشتن تریبون بتواند در مدتی کوتاه صدا و نوشته و اثرخود که حاوی پیام های گوناگونی است را به سراسر جهان مخابره کند ، اتفاق کوچکی نیست . آخرین انقلاب و تحول مبتنی بر ابزار که شرایط کنونی دستاورد آن است ، انقلاب انفورماتیکی است . انقلابی که به سرعت دگرگونی ها افزوده و کار را به جایی رسانیده که روزانه چندین هزار اختراع جدید به ذخایر صنعتی و فرهنگی و تمدنی افزوده می شود و دیگر از فاصله های زمانی بالا برای دستیابی به ابزارهای نوین خبری نیست . انقلاب انفورماتیک در سایه ی پردازش ها و برنامه نویسی های مبتنی بر الگوریتم ، تغییرات بنیانی را به دنبال داشته است .
از جمله چالش های برجسته شده در دنیای پساانفورماتیک ایجاد دو قطب فرهنگی در جهان است . قطبی که به استقبال تحولات ناشی از سرعت انتقال و پخش اطلاعات می رود و قطبی که محافظه کارانه به دنبال حراست از شرایط قبلی است . کاملا واضح است که بازنده ی این رودررویی چه کسانی هستند . جالب اینجاست که داعشی ها به عنوان مظهر واپسگرایی و ایستایی اندیشه، خود را بی نیاز از دستاوردهای نوین ارتباطاتی نمی دانند ، تکلیف سایر گروه های سلفی که در اشکال گوناگون در گذشته متوقف شده اند روشن است .
وقتی از خود می پرسیم چه اتفاقی افتاده ، پاسخ های گوناگونی دریافت می کنیم . مهمترین اتفاقی که رخ داده ، پیوندی است که بین تمامی ابعاد زندگی و مناسبات اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی با شیوه های نوین اطلاع رسانی برقرار شده است . با این وضع دیگر تفاوتی ندارد که کسی با شرایط نوین موافق باشد یا نباشد زیرا ناگزیر از همراهی با آن است .
تاثیر انقلابی که در جهان ارتباطات به وقوع پیوسته بر اقتصاد ، سیاست و فرهنگ قابل انکار نیست . مسایلی که در پیوند با بحث پولشویی مطرح می شود نمونه ی کوچکی از چالش هاست که سر در آبشخور توانایی ردگیری تراکنش های مالی با بهره گیری از پردازش گرهای قوی در سرتاسر جهان دارد . این که انگلیسی ها یا آمریکایی ها مدعی سرقت اطلاعات مربوط به تولید واکسن توسط روسیه و یا چین شده اند صرف نظر از انگیزه های سیاسی که پشت این گونه ماجراهاست به زندگی در فضای شیشه ای بازمی گردد که دستاورد عملکردهای انفورماتیکی است . موضوع سرقت های ادبی ، کلاهبرداری های اینترنتی و این که یک پسر بچه ی هفت ساله می تواند چندین هزار دلار درآمد ماهیانه از طریق کار با کامپیوتر داشته باشد نشان می دهد که در فضای ارتباطی جدید همه چیز در حال دگرگون شدن است .
از سرگرمی گرفته تا مطالعه ، خرید ، فروش، تعلیم ، پیام رسانی و انجام امور اداری تا خلق آثار هنری دچار دگردیسی شده است به طوری که اگر بستری برای آموزش مجازی فراهم نبود ، ارتباط معلم و دانش آموز و دانشجو و استاد در اوج شیوع کرونا قطع می شد .قابل انکار نیست که دنیای مجازی آسیب های خاص خود را دارد اما مبارزه با چنین آسیب هایی نباید مبتنی بر نفی وجود چنین فضایی باشد ، زیرا تجربه ی تلخ منع بهره مندی از وسایل نوین ، متوهمانه بودن چنین تصمیمات و اقداماتی را بر همگان آشکار گردانیده و دیری نخواهد پایید که اعمال بسیاری از ممنوعیت های برجای مانده نیزغیرممکن خواهد شد .
این روزها کسی برای انتشار داستان و شعر خود با هیچ مانعی روبرو نیست و نیازی به مجوز ندارد . هر چند وجود مجوز امتیازاتی دارد اما کسانی که تنها به دنبال مخاطب و انتقال پیام هستند از راه های گوناگون می توانند اثر تولیدی خود را در معرض دید و مطالعه همگان در سراسر جهان قرار دهند .
طبیعی است که در چنین شرایطی که محکی در کار نیست احتمال فروش طلای تقلبی هم وجود دارد و چه بسا دور از چشم دیدبانان خبری یا کارشناسان هنری ، دروغی راست جلوه کند یا شعری دزدیده شود و اتفاقاتی بیفتد که پسندیده نیست و اصالت ها را زیر سئوال ببرد اما مشابه چنین اتفاقاتی در دنیای حقیقی نیز روی می دهد .
شکی نیست که در آینده ای نه چندان دور با افزایش درجه ی هوشمندی ابزارهای ارتباطی اگر کسی شعر دیگری را به خود نسبت دهد ، امکان تجسس برای درستی یا نادرستی آن فراهم باشد .
برای کسانی که ریگی به کفش ندارند زندگی در دنیای هوشمند نه تنها تهدید نیست بلکه فرصتی برای همدلی و همگرایی است .
کم نیستند داستان ها و افسانه هایی که در قالب دین و مذهب به خورد مردم جهان داده شده و چه اسطوره هایی که ظرف هزاران سال در سایه ی بزرگنمایی ها خلق شده اند و خرق عادت هایی که به برخی شخصیت ها نسبت داده شده و از آنها الهه ساخته اند . فضای مجازی تک گویی و تنها به قاضی رفتن را به زباله دانی تاریخ می اندازد و هیچ ادعایی بی پاسخ نمی ماند .اکنون شما اگر قصد کسب آگاهی پیرامون هر شخصیت تاریخی و مذهبی و علمی داشته باشید می توانید با جستجو در سایت های گوناگون به منظور خود نایل آیید هر چند تشخیص میزان درستی و نادرستی یک مطلب در انبوه مطالب متضاد و متناقض موجود کار ساده ای نیست اما همین تناقض گویی ها پیرامون باورها ، شخصیت ها و رویدادهای تاریخی ما را به انتخاب گزینه ی درست تر سوق می دهد . حاصل چنین شرایطی رویکرد به تسامح و دست شستن از تعصب و یکجانبه نگری است . در گذشته اگر پدری دختر خود را به دلیل بدگمانی می کشت او را غیرتمند و ناموس پرست می دانستند و مقتوله به صدها جرم ناکرده متهم می شد اما اکنون چنین پدری بدترین دشنام ها را دریافت می کند و تودهنی می خورد و پیش از آن که مراجع قانونی به جنایت او رسیدگی کنند از طرف مردم محکوم می شود و گریزگاهی ندارد!
نهضتی که اکنون در آمریکا به طرفداری از سیاهپوستان به راه افتاده محصول ارتباطات جهانی است و تصویر جنایتی که به همه جا مخابره شد و همه را برانگیخت هرگز از صفحه ی موبایل ها پاک نمی شود . زمانی بود که صدها سیاهپوست را به درخت آویزان کرده می سوزاندند و اعدام می کردند و واکنشی به دنبال نداشت زیرا با دروغ و داستانسرایی آن را توجیه می کردند اما اکنون جرات کشتن چند نفر را هم ندارند زیرا وجدان های بیدار یکدیگر را با خبر می کنند و موجی که ایجاد می شود دنیا را به واکنش وامی دارد.
از جمله مفاهیمی که در جهان ارتباطات به چالش کشیده شده مفهوم اقلیت و اکثریت است . در گذشته اقلیت به محدود کسانی اطلاق می شد که اندیشه ای متفاوت از دیگران داشتند و ظاهرا خلاف جریان آب شنا می کردند اما در جهان ارتباطات چه بسا یک اقلیت مفروض پس از برقراری پیوند با همگنان خود در سراسر جهان احساس کنند که افراد زیادی مانند آنها فکر می کنند .امروزه مشمولیت همه ی انسان ها از حقوق مشترک اجازه نمی دهد که بحث اقلیت و اکثریت دستاویزی برای منها شدن عده ای و محرومیت آنها از انواع برخورداری های مبتنی بر حقوق شهروندی باشد مگر این که چنین مفهومی در چارچوب مردم سالاری و انتخابات کاملا آزاد نمود پیدا کند ! همه حق زندگی ، ابراز عقیده و برخورداری از امکانات را
دارند !
فضای مجازی در حال حاضر ایرادهایی هم دارد اما آینده ی پیش روی این فضا بسیار امید بخش است چرا که ماندگاری و اثربخشی اش در گرو رفع نواقص آن است . به هر حال فردا روز دیگری است.
- چهارشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۹
- سرمقاله

سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۲ مرداد ۱۳۹۹