• print
یادداشت سردبیر “اسماعیل عسلی” ۲۱ شهریور ۱۳۹۴

یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
اژدهای هفت سر
آمادگی غرب به ویژه آمریکا برای بهره‌برداری‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و نظامی از ماجرای ۱۱ سپتامبر به شائبه‌ی دخالت دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا و برخی از دول غربی و اسراییل در طراحی و هدایت این ماجرا دامن می‌زند. همچنان که ذوق‌زدگی ناشیانه برخی از گروه‌های سیاسی فعال در کشورهای اسلامی در ساعات اولیه انتشار خبر برخورد ۲ هواپیما به برج‌های دوقلو در نیویورک از عدم آگاهی آنها نسبت به پیامدهای زیرپوستی این رویداد تاریخی حکایت دارد.
در روزهای پرالتهابی که مهمترین شبکه‌های خبری جهان مبادرت به مخابره لحظه به لحظه‌ی برخورد دو هواپیمای مسافربری به برج‌های دو قلو کردند و آمارهایی که از تلفات انسانی، تخریب بلندترین ساختمان‌های تجاری – اداری جهان و همچنین نوسانات بورس دنیا و توقف صدها پرواز و… ارائه دادند، اغلب تصور می‌کردند که غرب و بویژه آمریکا متحمل ضربه‌ی مهلکی شده‌اند و سازمان‌های اطلاعاتی مجهز آنها دور زده شده‌اند و یک گروه تروریستی در یکی از پیچیده‌ترین عملیات‌های تروریستی موفق شده‌اند که با عبور از هزاران مانع اطلاعاتی و مخابراتی و حفاظتی به اهداف از پیش تعیین شده خود دست یابند.
به تدریج و همزمان با فرو نشستن غبار ناشی از ریزش برج‌های دوقلو و سمت‌گیری امیراتوری‌های خبری در انتشار اخبار و گزارش‌های مرتبط با این موضوع و اعلام آمادگی آمریکا و ائتلاف ضد تروریست برای حمله به کشورهایی که به عنوان پایگاه فیزیکی تروریست‌ها جانمایی شده بودند و همچنین اذعان تلویحی برخی از مقام‌های نظامی و اطلاعاتی آمریکایی و غربی از اطلاع قبلی آنان در خصوص این رویداد و تمهیداتی که از قبل در نظر گرفته بودند و این که در جریان ریزش این دو ساختمان بلندمرتبه حتی یک شخصیت یهودی نیز آسیب ندیده و دم خروس‌های متعدد دیگری که تدریجا هویدا شد، معلوم گردید که پرونده ۱۱ سپتامبر به این زودی بسته نخواهد شد. چنانچه بعدها نحوه مشکوک دستگیری و کشته شدن بن‌لادن و آزادی برخی از دستگیر شدگان در گوانتانامو که چندین سال بعد دوباره سر از افغانستان و کشورهای عربی درآوردند و گروه تروریستی داعش را تشکیل دادند و در ماجرای اشغال سوریه و عراق و لیبی ایفای نقش کردند و برخی از کشورهای منطقه خاورمیانه را دستخوش ناامنی‌های دراز مدت نمودند همه و همه نشان داد که لقب شیطان بزرگ جامه‌ای خوش دوخت و برازنده قامت آمریکاست.
درآمد بنگاه‌های تبلیغاتی، تجاری، تلویزیونی و شبکه‌های خبری از طریق تهیه و پخش چندین هزار ساعت برنامه پیرامون این رویداد و پیامدهای آن، از خسارت وارد شده به ساختمان تجارت جهانی بیشتر بود کما این که حجم دلارهای جابجا شده در این مدت بابت فروش اسلحه به کشورهای عربی رکوردی تاریخی را به ثبت رساند.
میدان‌داری آمریکا در مبارزه با تروریسم قدرت مانور این کشور برای نشانه‌روی اهداف حاشیه‌ای را افزایش داد و موجی از جابجایی قدرت خصوصاً در شمال آفریقا و بخش‌هایی از خاورمیانه را به دنبال داشت که در راستای سیاست ایجاد خاورمیانه‌ی جدید دنبال می‌شد سیاستی که بوش پسر قبلاً آن را مطرح کرده بود.
برجسته‌سازی نقش فرهنگ در ایجاد امنیت، تشدید نظامی شدن فضای بین‌المللی، اهمیت پیدا کردن بیش از پیش ژئوپولتیک، اهمیت روزافزون مرزها و فضاهای حقیقی در برابر فضاهای مجازی و نهایتاً ورود بازیگران جدید در عرصه بین‌المللی که امروزه از آنها به عنوان مجریان جنگ‌های نیابتی یاد می‌شود، از جمله پیامدهای واقعه ۱۱ سپتامبر محسوب می‌شوند.
رویدادهای پس از ۱۱ سپتامبر نشان داد که نهادهای بین‌المللی از کارآیی بالایی برای حراست از صلح برخوردار نیستند و سازمان ملل متحد در واقع با ایفای نقشی منفعلانه در برابر کشورهای دارای حق وتو نمی‌تواند تکیه‌گاه مطمئنی برای کشورهای خارج از دایره قدرت‌های اقتصادی باشد.
ماجرای ۱۱ سپتامبر هزینه مقاومت در برابر قدرت‌های اقتصادی جهان را بالا برد زیرا با تصویری که غول‌های رسانه‌ای از تروریسم در افکار عمومی جهانی ایجاد کرده بودند، زدن انگ تروریستی با تحریم‌های اقتصادی، تهدیدهای نظامی و انزوای سیاسی همراهی می‌شد و این روند کماکان ادامه دارد.
اسلام‌هراسی با استناد به عملکرد تندروهای منسوب به جریان‌های اسلامی به شکل‌گیری موانع چند لایه‌ی حفاظتی در غرب منجر شد و به همکاری بیش از پیش شهروندان آمریکایی و اروپایی با دولت‌های متبوعشان و سازمان‌های نظامی و امنیتی انجامید و در همین راستا قبح و زشتی رعایت حریم خصوصی نیز که سرلوحه‌ی شعار طرفداران دموکراسی در غرب بود تا حدود زیادی از بین رفت و افشاگری‌های افراد مشکوکی نظیر اسنودن نیز نتوانست از شدت تدابیر امنیتی در غرب بکاهد.
بدرفتاری با شهروندان مسلمان اروپایی، موضع‌گیری برخی از جناح‌های سیاسی اروپایی نسبت به پذیرش مهاجران مسلمان و تصویب برخی از قوانین مغایر با اصل آزادی عقیده در غرب نیز از جمله رویدادهایی بود که پس از ۱۱ سپتامبر بارها در صدر اخبار قرار گرفت.
به وجود آمدن شبکه‌های نظامی فاقد دولت قانونی نظیر داعش و بوکوحرام که با موضع‌گیری‌های تند و رفتارهای وحشیانه قرون وسطایی و غیرمنطقی افکار عمومی جهانی را بر علیه مسلمانان برمی‌انگیزند، منجر به لکنت زبان شخصیت‌های مستقل سیاسی برای جلوگیری از کشتار غیر نظامیان می‌شود و به نظر می‌رسد که این گروه‌های تندرو که مدعی پیاده کردن اسلام با اعمال شیوه‌های خشن هستند و عملاً برده‌داری را تأیید می‌کنند و مردم را از اسلام می‌ترسانند علی‌رغم شعارهایی که می‌دهند در مسیر خواست آمریکا قدم برمی‌دارند و به اسلام‌هراسی دامن می‌زنند.
نهایتاً این که از دل خرابه‌های برج‌هایی دوقلو اژدهایی هفت سر بیرون آمده که ریشه‌ی همزیستی مسالمت‌آمیز انسان‌ها با یکدیگر را می‌سوزاند و فضا را با پنجه کشیدن بر چهره‌ی زمین آنچنان غبارآلود کرده که تشخیص حق و باطل را دشوار کرده است. به محاق رفتن گفت‌وگوی تمدن‌ها در سایه‌ی جنگ تمدن‌ها که از دکترین‌های معروف یکی از شخصیت‌های جنجالی غربی است نیز از جمله دستاوردهای واقعه‌ی ۱۱ سپتامبر است که همه را به خود مشغول کرده است. جریانی به نام انسان و به کام شیطان‌های جنگ‌طلب

Comments are closed.