سرمقاله محمد عسلی ۲۱ مرداد ۱۳۹۹
اندر حکایت لبنان
لبنان که تا قبل از سال ۱۹۴۵ مستعمره کشور فرانسه بود ۲۲ نوامبر اعلام استقلال کرد و در ۳۱ دسامبر ۱۹۴۶ نیروهای فرانسوی از کشور لبنان خارج شدند.
جمهوری لبنان در غرب آسیا واقع شده که با سوریه و اسرائیل مرز مشترک دارد.
پاریس یا عروس خاورمیانه نامی است که به شهر بیروت پایتخت این کشور داده شده و سالیان درازی لبنان محل خوشگذرانی توریست های غربی و شرقی بود. به لحاظ آب و هوای مدیترانه ای لبنان دارای موقعیت های جغرافیایی زیبا برای گردشگری است اصلی ترین و مهم ترین بندر لبنان، بیروت است با قدمتی ۵ هزار ساله و خدمات بانکی پیشرفته در این کشور به نسبت دیگر کشورهای عربی موجب شده بسیاری از ثروتمندان عرب پول های خود را در بانک های بیروت ذخیره سازی کنند.
ویژگی های برشمرده در مقدمه این نوشتار بیشتر به زمانی بازمی گردد که بیروت و کشور لبنان گرفتار جنگ های داخلی و کشمکش های سیاسی نبود.
همسایگی لبنان با کشور اسرائیل به دلیل نفوذ و تجاوز صهیونیست ها به مرزهای لبنان جز چالش های نظامی و سیاسی و در چند نوبت حملات نظامی اسرائیل به لبنان حاصلی برای این کشور نداشته است. ترکیب جمعیتی، حضور گروه های مسلمان، مسیحی مارونی و همسایگی با سوریه در حال جنگ چند ساله فرسایشی لبنان را از چند جهت در محاصره مهاجران سوری قرار داده است. ارتش ضعیف و شکست خورده لبنان در مقابل حمایت های مالی و نظامی آمریکا به اسرائیل موجب شد حزبالله لبنان از درون این کشور سر بلند کند و در مقابل زیاده خواهی ها و تجاوزات مکرر اسرائیل به مرزهای لبنان بایستد، لذا حزب الله شد خار چشم اسرائیل و استخوانی در گلوی دولتمردان جمهوری خواه و دمکرات آمریکا که از ابتدا به این امید در تشکیل دولت غاصب اسرائیل کوشیدند که به عنوان شریک و نماینده دو کشور آمریکا و انگلیس بتواند مقابل حق طلبی های کشورهای عرب مسلمان منطقه بایستد.
نتیجه آنکه لبنان طی ۵ دهه از عمر استقلال خود روی آرامش ندیده است. انفجار در انبار شماره ۱۲ بندر بیروت که به یک فاجعه انسانی و تخریب های گسترده دامن زد کشور پر از چالش های سیاسی و اقتصادی لبنان را به یک کشور ورشکسته ای تبدیل کرده که ضعف اقتصادی و چالش های سیاسی آن را صد چندان نموده تا جایی که گرگ های اروپایی و آمریکایی و هم شغال های متحد آنها در منطقه خاورمیانه عربی را به نام کمک به این کشور ماتم زده ترغیب نموده و آمریکا، انگلیس و فرانسه را بار دیگر برای نفوذ سیاسی و اقتصادی فرصت داده است.
کشور و دولت و مردم ایران که با حمایت از حزب الله لبنان به قصد رهایی این کشور از نفوذ و تصرف خاک توسط صهیونیست ها طی سالیان پس از پیروزی انقلاب اسلامی توانسته اند دشمن صهیونیستی را از تجاوز به خاک لبنان دور دارد اما تبلیغات سوء گسترده رسانه های خارجی و تحریک پذیری گروهی از احزاب و مردم لبنان موجب شده در شرایطی که لبنان برای بازسازی بیروت به یک حمایت جمعی مردمی و آرامش نیاز دارد با مشکلات عدیده دیگری درگیر کند و حمایت های مالی و نظامی ایران به حزب الله را زیر سؤال ببرد.
آنچه در این میان مبین واقعیت درگیری هاست وضعیت بد اقتصادی و کاهش ارزش پول ملی کشوری است که عمده درآمد آن از طریق توریسم تأمین می شده و ناامنی ها و درگیری های مستمر و جنگ داخلی سوریه و تحرکات صهیونیست ها علاوه بر آنکه به کاهش توریست ها دامن زده بر اتحاد و یکپارچگی مردم لبنان هم تأثیر منفی گذاشته است.
عروس خاورمیانه اینک رنگ و رخسارش در آتش نفاق و دشمنی و بی تدبیری بعضی مسئولان سوخته و غبار گرفته است و در شرایط بحران اقتصادی مشاطه هایی چند با روش های ناهمگون قصد چهره نگاری آن دارند. هرچند به ظاهر کمک است اما هدف همه آنها دست درازی به این عروسی است که به هیچ شوهری وفادار نمی ماند زیرا دیدگاه های سیاسی متنوع احزاب لبنان و رسانه های داخلی از یک سوی و از سویی دیگر تحریکات و چشم داشت های بیگانگان ، چالش ها و جنگ های داخلی را دامن خواهد زد و به این سادگی نمی توان امید داشت که لبنان بتواند حداقل به وضعیت ۵ سال قبل خود بازگردد.
ایران اسلامی هم در شرایطی نیست که بتواند با کمک های مالی و نظامی هنگفتی فضاهای افروخته را خاموش و دل های سوخته را مرهم گذارد. اما تنها حزبی که توان نظامی و تشکیلاتی در خور دارد و می تواند جلو اسرائیلی ها قد علم کند حزب الله است که امتحان خود را در برهه های زمانی سخت داده است. تا خدا چه خواهد.
- دوشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۹
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۲۱ مرداد ۱۳۹۹