• print
یاد  د  اشت طنز سردبیر” اسماعیل عسلی” ۲۲ مرداد ۱۳۹۹

یاد  د  اشت طنز / سردبیر

سوپ پای مرغ

نجمه جون ، خاله زینت و آفاق خانم همین که کلاغ محله بهشون خبر داد از وضعیت قرمز دراومدیم و همه چیز زرد شده ، آب بینی شونو با ماسک گرفتن و انداختن تو سطل زباله و زدن به کوچه و نشستن روی سکوی سایه دار خونه ی اخترخانم و شروع کردن به نخ کردن مهره ی غیبت رجل سیاسی و از اقبال بلندشون شب قبل از این گردهمایی باشکوه خبر انفجار بندر بیروت به گوش صغیر و کبیر رسیده بود و شده بود نقل دهن این و اون و نونشون تو ترید روغن بود ، زینت خانم هم خداخواسته از ب بسم الله تا تاء تمت این واقعه ی جگرخراش رو برای دم گرفتن و زبون گرمی آماده کرده بود .
هنوز جاشون گرم نشده بود که سر کلاف رو به دست گرفت و گفت : هر چی هست زیر سر رفیق حریریه ، مثل این که میگن میخواد انتقام خون باباشو بگیره ! نجمه جون گفت : زبون به دندون بگیر زینت خانم مگه نمی دونی هر چی بوده و نبوده خاکستر شده ! نه سندی نه مدرکی ؛ شما از کجا میگی زیر سر رفیق حریری بوده ؟ زینت خانم گفت : معمولا جنایت کار به محل جنایت سر می کشه ! نجمه جون گفت : خب پس روی این حساب مکرون هم شریک جرم رفیق حریریه ! نه عزیز دلم شما صبر کن ، خیلی مونده که کفگیر بخوره به ته دیگ . عزا چه عزاییه که مرده شور هم گریه می کنه ، فرانسه که سالها سابقه چپاول و کشتار مردم لبنان رو داره مشغول جمع کردن اعانه شده و تا حالو نزدیک چند صد میلیون دلار تلنبار کرده و با مد و تشدید گفته که این پولها رو مستقیم میدم دست مردم !
آفاق خانم گفت : مگه نمیگن که پول نقد کرونا میاره ؟ چطوری میخوان مستقیم به مردم لبنان پول بدن ؟
زینت خانم گفت : حالو شما نمیخواد مته به خشخاش بگذاری ، حتما می ریزن به حسابشون ! بالاخره یه خاکی تو سرشون میکنن !
تو شلوغی تحقیق و تفحص حول و حوش انفجار بیروت یهو سر و کله ی ننه ی کرامت از دور پیدا شد ، همچی قدم برمی داشت مثل این که سر اشپختر آورده ، تا اومد نفس تازه کنه آفاق خانم گفت : چه خبر ننه ی کرامت ؟
ننه ی کرامت گفت : صبرم بده نفس تازه کنم ، میگم شنفتین فتاح گفته مسئولین باید کاخشون رو تحویل بدن و گرد و خاکی به راه انداخته و گفته این املاک مال مستضعفینه ! همه گفتن : نه ! مگه مسئولین تو کاخ زندگی میکنن ؟ ننه ی کرامت گفت : بی خبری ، خوش خبریه ! تقصیر ندارین ، صبح تا شب سرتون تو فضای مجازیه از فضای حقیقی و واقعی خبرندارین ؟
خاله زینت گفت : خیلی جدی نگیر ، حتما میخوان براشون نقاشی و کاغذ دیواری کنن گفتن فعلا خالی کنین ! حالو تو این عالم وانفسا که نصف مردم اجاره نشین و دربدرهستن ، رفتن سراغ این بیچاره ها که یه مشت قوم و خویش بیشتر نیستن و دور هم جمع شدن که چی بشه ؟
ننه ی کرامت گفت : بی انصافا تو کاخی که پر از آثار هنری بوده ، آسانسور کار گذاشتن ! بنده ی خدا آقای فتاح هم دلش کبابه ، گفته تخلیه کنین مگه مال بی صاحبه که به کند و کوب افتادین ؟
آفاق خانم گفت : خدا خیرش بده ، حتما فهمیده این همه جوون از بی خانمانی به ازدواج سفید رو آوردن حتما میخوان براشون جا خالی کنن که مثل دو تا کبوتر عاشق برن تو لونه شون !
ننه ی کرامت گفت : خیلی خوش خیالی ، این آقای فتاح که من میشناسم دنبال بالا بردن اجاره کاخشه !
آفاق خانم گفت : کاخ هم مثل سهام عدالت باید تکه تکه بشه و تقسیم کنن بین مردم ؛ چه معنی میده کسی که خدمتگزاره تو کاخ نفس بکشه اونم کاخی که مال فقیر بیچاره هاست .
خیلی عجیبه که صاحبان واقعی این جور کاخ ها اجاره نشین و کارتن خواب هستن ولی خدمتگزاراشون تو کاخ زندگی میکنن !
حتما پشت این کتابهایی که اینها میخونن یه چیزای دیگه ای نوشته شده که ما سواد خوندنش رو نداریم . اصلا به ما چه مربوطه میگم والله شما خبر ندارین بالاخره بایدن کدام یک از زن ها رو به عنوان معاون اولش معرفی کرد ؟
خاله زینت گفت : چی چیش به ما ، هر کی میخواد بشه معاون رئیس جمهور آمریکا ، دیگی که برای ما نمی جوشه چه سر سگ توش باشه چه سر کهره !
آفاق خانم گفت : بالاخره ستون تا ستون فرجه ، شاید یکی باشه که دلش به رحم بیاد ، میگن بایدن پاش لب گوره و معلوم نیست بتونه سر سال ورودش به کاخ سفید رو جشن بگیره و بعد از مرگش هم معاون اولش جانشینش میشه من میگم اگه یکی از همین سیاه سوخته ها بشن معاون رئیس جمهور آمریکا روبروی پدرسوخته های تحریم چی قد علم میکنن و اون وقت نونمون تو ترید روغنه ! مثل دوره ی اوباما میریم تو بغل همدیگه و قبل از این که جونمون بیاد بالا ، پایین اومدن دلار رو به چشم خودمون می بینیم .
پاکبان کم حوصله که دل خونی از پوست تخمک افشانی خانم های محله داشت همچی جارو می کشید انگاری که داره تو کشتی تایتانیک پارو میزنه . گرد و خاکی به پا کرد تا رسید در خونه ی اختر خانم ؛ ننه ی زینت گفت : چه خبرته مرد حسابی ، هر چی ویروس بود چپوندی تو حلقمون ، بلند شین که وضع خرابه . همه شون با غرولند پا به پا شدن که خداحافظی کنن که یهو جمیله خانم از راه رسید و مژده داد که امشب یارانه میره به حساب همه
آفاق خانم گفت : بی حساب پیش میخوام سوپ پای مرغ درست کنم . فردا هر کدومتون یه تکه نون بیارین میگن برای کرونا خوبه .
ننه ی زینت گفت : خوبه والله ، هر کی هر چی رو دستش باد می کنه میگه برای کرونا خوبه فقط مونده شکم بی صاحبمون رو با پای مرغ پر کنیم .
وقتی گرد و غبار نشست دیگه کسی اونجا نبود .
پای مرغ کار خودش رو کرده بود .

Comments are closed.