• print
سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۱۶ مهر ۱۳۹۹

سرمقاله سردبیر اسماعیل عسلی ۱۶ مهر ۱۳۹۹
به ریشه ها بپردازیم

از جمله چالش های نظری که همواره وجود داشته و اخیرا بیش از گذشته مطرح می شود، نحوه ی بهره برداری از مناسبت های مذهبی است که پتانسیل بالایی برای نهادینه سازی هنجارهای اجتماعی در بطن آن نهفته است . گردش مالی هزینه هایی که در بخش نذورات صورت می گیرد قابل توجه است ، خصوصا وقتی پای پخت و پز و توزیع غذا به مناسبت های خاص در میان است ، دورریز بالایی دارد در صورتی که با تجمیع معادل نقدی نذورات و هدایت آن به سمت صندوق های ویژه می توان کارهای بزرگی انجام داد که تامین غذای نیازمندان بر اساس اولویت های موجود در زمره ی آن است . هم اکنون که لزوم رعایت پروتکل های بهداشتی منجر به لغو راه پیمایی اربعین گردیده می توان مردم را به واریز هزینه ای که قصد داشتند در راهپیمایی بپردازند به صندوقی ویژه زیر نظر ستاد برگزاری آیین راهپیمایی اربعین دعوت کرد و با اطلاع رسانی دقیق پیرامون نحوه ی هزینه کرد آن کارهای بزرگی نظیر ترمیم مساجد ، تجهیز مدارس کم برخوردار و محروم از تجهیزات آموزشی هوشمند و ساخت مسکن برای نیازمندان را انجام داد .
در حال حاضر یکی از چالش های مهم نحوه گذران اوقات فراغت مردم در ایام تعطیلات مذهبی است خصوصا زمانی که شاهد تعطیلات چند روزه هستیم . در حالی که فلسفه ی تصویب چنین تعطیلاتی کمک به بازیابی هویت دینی و مذهبی در سایه ی برگزاری آیین های ویژه است ولی اغلب مردم از چنین فرصتی برای گشت و گذار و مسافرت استفاده می کنند که فلسفه وجودی چنین تعطیلاتی را زیر سئوال می برد . سئوال این است که درچنین شرایطی که زمینه برای برگزاری آیین های مرسوم مهیا نیست اصرار بر تعطیلی چنین روزی چه توجیهی دارد؟ آیا در زمان حیات سرشار از برکت امام جعفرصادق (ع) که ایشان با بهره گیری از این فرصت های تاریخی بیش از همیشه در کلاس های درس به روشنگری می پرداخته اند ، شاهد چنین تعطیلاتی بوده ایم ؟
گاهی لازم است ما برای اصلاح برخی رویکردها رجوعی به سنت پیامبر و سیره ائمه داشته باشیم تا بتوانیم فاصله ی خود را در این زمینه از آن بزرگوران کم کنیم ! باید بررسی کرد که پیامبر اکرم (ص) در خصوص مزار حضرت حمزه سیدالشهداء و شهدای بدر و احد و نحوه ی زینت بقعه ی آن شهدای والامقام چه عملکرد و توصیه هایی داشته اند ؟
البته نباید فراموش کرد که هر آیین و مذهبی با ورود به جغرافیایی خاص رنگ و بوی آن جغرافیا را به خود می گیرد . ایرانیان از دوران باستان عنایت ویژه ای به تزیین مزار بزرگان خود داشته و همواره چنین مکان هایی را به کانون هنر و میدان نمایش سبک های پیشرفته معماری خود تبدیل کرده اند که برای نمونه می توان به آرامگاه کورش واقع در پاسارگاد ، نقش رستم ، نقش رجب و گور کنده های پیرامونی تخت جمشید اشاره کرد. ایرانیان پس از رویکرد به تشیع که ریشه در دیدگاه مثبت ائمه به غیر اعراب داشته ، چنین روندی را قوت بخشیده و با آینه کاری ، کاشی کاری و ساخت مناره ها و طاق های زیبا و شمسه کاری ها و گچ بری ها و کارهای بدیعی که روی سنگ و فلز قبور امامزادگان انجام داده اند جلوه هایی خیره کننده را در مضاجع شریف منسوب به اهل بیت پیامبر ( ص) به تماشا گذاشته اند که از بعد گردشگری حائز اهمیت شایانی است هر چند در مواردی برای ممانعت از تخریب سازه های هنرمندانه تاریخی توسط مهاجمان بیگانه خصوصا قوم نیمه وحشی مغول برخی از سازه های تاریخی را به رویکردهای مذهبی و اعتقادی پیوند داده اند تا مانع از تخریب آن به عنوان نمادی تاریخی شوند تا بدین وسیله از هویت ملی خود نیز حراست کرده باشند و همین امر منجر به پدید آمدن دانش نسب شناسی در بحث تعیین درجه واقع نمایی پیکر کسانی که در بقاع گوناگون خفته اند گردیده کما این که مثلا وقتی می خواهند اعتبار امامزادگان خفته در شهر شیراز را تعیین کنند جایگاه ویژه ای برای علی ابن حمزه قائل می شوند . در همین راستا از آنجایی که ایجاد نقش برجسته و گل و بته ای روی طلا و نقره بسیار راحت تر و جلا و درخشندگی بیشتری دارد ، ایرانیان ترجیح می دهند درها و مضاجع شریف را طلا و نقره کاری کنند و با حسی خاص و معنوی ، ارادت خود به خاندان نبوت و رسالت را به نمایش بگذارند . طبیعتا کسانی که نگاهی صرفا اقتصادی به این گونه مسائل دارند ممکن است در مقام تحلیل چنین رفتارهایی خصوصا در مواردی که فلزات گرانبها به خارج از کشور انتقال داده می شود نظرات متفاوتی داشته باشند و اصرار کنند که در چنین مواردی باید تاسی به بزرگان دین را ملحوظ نظر قرار داد ؛ که صد البته داوری پیرامون این امر در حوزه ی صلاحیت متولیان دینی و مذهبی است که بیش از همگان با سنت پیامبر و سیره ائمه آشنایی دارند و می توانند با اشاره به نمونه هایی که در تاریخ صدر اسلام سراغ دارند به تنویر افکار عمومی بپردازند و چنین رفتارهایی را توجیه کنند.
هر چند هنوز هم مساجد به عنوان رسمی ترین کانون های تجمع مسلمانان در ایران مانند سایر سرزمین های اسلامی تقدس خود را حفظ کرده و مردم به رعایت حدودی هستند که در شرع مقدس برای رفت و آمد مردان و زنان به مساجد در نظر گرفته شده و حسینیه ها و مهدیه ها و خانقاه ها و سقاخانه ها و بقاع متبرکه جایگاهی متفاوت از مساجد دارند چرا که در قرآن به صراحت از مسجد به عنوان محل تجمع مسلمانان و انجام عبادت نام برده شده و جایگاهی تعریف شده دارد .
امروزه مساجد از کارکرد اصلی خود فاصله گرفته اند به چند دلیل یکی پراکندگی مساجد در برخی نقاط شهرها و تراکم آنها دربافت های قدیمی ، دوم انتقال برخی آیین ها به خارج از مساجد ، سوم بسته بودن مساجد در اغلب اوقات شبانه روز در حالی که مسجد حتی برای یک ساعت هم نباید بسته باشد اما ترس از تبدیل شدن آن به پناهگاه افراد هنجار شکن و هزینه ی تنظیف و مراقبت از آن ، مساجد را به چنین روزی انداخته است . در حال حاضر کدامیک از مسئولین کشوری و استانی به صورت مستمر در مسجد محل زندگی خود حاضر می شوند تا بدون رعایت تشریفات مانند دیگران در صف قرار گیرند و با مردم تعامل داشته باشند ؟ فاصله مسجد با محل زندگی مردم باید به گونه ای باشد که مردم بتوانند صدای موذن را بدون بلندگو بشنوند و در آنجا صرف نظر از رویکردهای سیاسی و جناحی جمع شوند ولی متاسفانه با ورود روحانیون به دسته بندی های سیاسی شاهد نگاه جناحی به برخی مساجد هستیم که از رونق آن می کاهد . مساجد در گذشته نقش مدرسه و محل شور و مشورت و رایزنی پیرامون امور عام المنفعه را هم ایفا می کرده اند که چنین نگاهی دچار دگرگونی های فراوان شده است . دلمشغولی برخی روحانیون به مسایل سیاسی و اجرایی و قبول مناصب متعدد مانع همزیستی آنها با مردم و ایفای نقش محوری این طبقه اجتماعی در مساجد شده است آنگاه همین افراد از خلوت بودن مساجد و جماعات و حرف ناشنوی مردم گلایه می کنند !
چگونه یک روحانی با قبول مسئولیت های متعدد که مستلزم نامه نگاری و چانه زنی و تنش های عصبی و نگاه جانبدارانه به برخی مسایل است قادر به مطالعه مستمر و تفقه در دین برای پاسخگویی به پرسش ها و شائبه های موجود خواهد بود اطلاق برخی ازعناوین رایج شده به چهره های مذهبی که در گذشته آن هم معمولا پس از درگذشت آنها به افراد انگشت شماری داده می شد و حاصل سالها مراقبه و پرهیزگاری و غور در قرآن و حدیث و نگارش کتاب های مرجع دینی بود و از حجیت و ثقه بودن حکایت داشت ، مفهوم و مصداق چنین عناوینی را به چالش می کشد . قدرت معنوی یک روحانی بدون پست و مقام که در دل روستایی دور افتاده با مردم حشر و نشر دارد ودوش به دوش آنها کار جهادی می کند و مردم در همه ی امور با او مشورت می کنند به مراتب بیشتر از کسی است که علی رغم ده ها عنوان و موقعیت، مردم از او حرف شنوی ندارند . هجوم مردم در ایام عزاداری به نقاط تفریحی باید زنگ هشدار را به صدا درآورده باشد تا ما جایگاه رفیع روحانیت و نقش سنتی مساجد را دریابیم و به فکر اصلاح برخی رویکردها باشیم تا همانند گذشته روحانیون بتوانند با کمترین هزینه و تنها با توصیه ای شفاهی و اشاره ای تلویحی بدون نیاز به تاکید بر برخورد های قانونی در جهت نهادینه کردن ارزش های اخلاقی گام بردارند . به ریشه ها بپردازیم تا شاخه ها به برگ و بار بنشینند.

Comments are closed.