• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۲۷ مهر ۱۳۹۹

سرمقاله محمد عسلی ۲۷ مهر ۱۳۹۹
آینده جهان بدون کرونا

هیچ کس پیش بینی نمی کرد که ویروس کرونا بتواند از کمند هواپیماهای جنگی مافوق صوت، سیم های خاردار، خاکریزهای جنگی، میدان های مین، آزمایشگاه های داروسازی و سیستم های مخوف جاسوسی بگذرد تمامی جهان از شمال و جنوب و شرق و غرب را دربر گیرد. بسیاری از مشاغل را تعطیل یا نیمه تعطیل نماید. خانه نشینی اجباری را تحمیل کند. اقتصاد جهانی را با رکود و بحران مواجه نماید و سایه جنگ های ویرانگر را به طور موقت از مردم دنیا برچیند.
هیچ تحلیلگر سیاسی و اقتصادی پیش بینی نمی کرد در اثر تعطیلی کارگاه ها و کارخانجات صنعتی میزان آلایندگیهای شهرها به طور طبیعی کاهش یابد و تمام هم و غم پزشکان و آزمایشگاه های کشورها کشف واکسنی باشد که بتواند از سرایت بیشتر بیماری کرونا انسانها را در امان دارد.
اما کرونا آمد و روز به روز و لحظه به لحظه بر قدرت و سرایت خود افزود تا جایی که قبرستانها از کشته ها پر شدند و گورهای دسته جمعی سرفصل خبرهای رسانه ها شدند.
اینک که اکثر کشورهای پیشرفته و در حال پیشرفت و عقب مانده، همه درگیر این بیماری بی امان شده اند دولتمردان به دارو و درمان می اندیشند و مردم به کار و اشتغال از دست رفته و نان و غذایی که معلوم نیست چگونه با سیل بیکارها تأمین می شود؟
اینک زمان آن رسیده که به یک سؤال بتوان پاسخی در خور داد که: آینده جهان بدون کرونا چگونه خواهد بود؟
روزنامه واشنگتن پست در یک ارزیابی تحلیلی عنوان نموده که مدیریت جهان از دست دولتمردان آمریکا بریده می شود و چین در آینده مدیریت جهان را به دست می گیرد. واشنگتن پست به روند رشد اقتصادی چین و کاهش این رشد در آمریکا و کشورهای اروپایی اشاره کرده و به ضعف و اشتباهات دولت ترامپ که از حمایت اقتصادی کشورهای متحد خود دست کشیده و به صورت جزیره ای عمل می کند.
از رونق افتادن داد و ستدهای خارجی و به تبع آن کاهش درآمد خانواده ها، عدم رغبت به خرید اجناس غیرضرور، تعطیلی بسیاری از کارخانجات و یا کاهش تولید آنها به علت عدم تقاضا برای خرید، از رونق افتادن صنعت گردشگری و زمین گیر شدن وسائل حمل و نقل بین المللی از جمله هواپیماها و قطارها و تعطیی مقطعی کسب و کارها که مدام با شل کن، سفت کن دستورالعمل های مسئولین برای محدودیت زمان گشایش مغازه ها و کارگاه ها مواجهند خود دلیلی بر رشد منفی اقتصاد و یا کاهش تولید ناخالص ملی و نهایتاً رکود اقتصادی است.
با این وصف اگر واکسن قابل اطمینانی از پس زمان نه چندان کوتاهی کشف و به بازار عرضه شود که بتوان ریشه این بیماری را در گستره جهانی خشکاند آن وقت دولتمردان کشورهای آسیب دیده اقتصادی از این بیماری در اندیشه پر کردن خلاء و جبران ضرر و زیان های کرونایی خواهند بود.
اولین گزینه راه اندازی مجدد تجارت جهانی است که براساس عرضه و تقاضا می باید رونق بگیرد. یکی از راه های پردرآمد فروش سلاح به کشورهای متقاضی است که به دنبال آن زمینه جنگ های فرسایشی به ویژه در آسیا به علت اختلافات مرزی، رقابت های اقتصادی و تعارضات عقیدتی فراهم است.
هم اکنون نیز انبارهای متراکم سلاح های خریداری شده در کشورهای عربستان، امارات، ترکیه، مصر و دیگر شیخ نشین های منطقه خلیج فارس الی ماشاءا… مملو از جنگ افزارهای متنوع جنگی اند که همه در صلحی مسلح به سر می برند و بعضا مانند عربستان و امارات که در جنگ با یمن سالیانی است دل مشغول هدر دادن سرمایه های جمع آوری شده از فروش نفتند.
پس نمی توان انتظار داشت که صلحی واقعی و یا دائمی را حداقل برای مدت زمان ده سال داشته باشیم. زیرا منافع کشورهای اروپایی، آمریکایی و چین و روسیه در یک صلح پایدار نیست دیگر آنکه خسارت های مالی و جانی ناشی از بیماری کرونا نارضایتی عمومی را دامن خواهد زد و دولت ها را با چالش ها و کشمکش های پی در پی مواجه خواهد نمود. زیرا آتش زیر خاکستر ناشی از توقف اعتراضات بیکاران و صنعت گردشگری به علت ترس از همه گیری و محدودیت های ایجاد شده برای مقابله با تجمع و اعتراضات در سراسر جهان بعد از پایان کرونا شعله ور شده حوادث خونین، انقلاب ها و قیام های چندی را شاهد خواهیم بود. به ویژه در آمریکا، کشورهای اروپایی و بعضی کشورهای آسیایی. مضافأ اینکه کارخانه جات ماشین سازی اروپا بیشتر تمایل دارند به ساخت خودرو های برقی و از هم اکنون دولت های اروپایی مبادرت به نصب دستگاه های برق رسان شخصی در خانه ها نموده اند با این وصف بسیاری از کارگاه ها، شرکت ها و کارخانه جاتی که پشتیبان صنایع فرآورده های نفتی مانند گازوئیل ، بنزین و سایر نیاز های اتومبیل هایی که با سوخت فسیلی حرکت می کنند تعطیل خواهند شد و به سیل بیکاران اضافه می گردد. نیروگاه های برقی و کارخانه جاتی که از سوخت فسیلی استفاده می کنند به مرور از انرژی های جایگزین استفاده خواهند کرد. بازار نفت با کاهش شدید صادرات مواجه خواهد شد و بخش عمده ای از درآمد های نفتی کاهش می یابد.
تغییرات آب و هوایی ناشی از گرم شدن هوای زمین که موجب خشکسالی های پی در پی، سیل های ویرانگر، بالا آمدن آب دریا، سونامی و طوفان های مخوف می شود. شرایطی فراهم خواهد آورد که به مرگ و میر و خسارت های بی شمار به خانه، شهرها و مزاع نیز منجر خواهد شد. هر چند آتشفشانی و زلزله هم کم و بیش خساراتی را در پی خواهند داشت.
اقتصاد کوچک تر می شود. زندگی اشرافی و فاصله های طبقاتی عمیق تر و ناامنی ناشی از تلاش برای زنده ماندن بیچارگان افزون می گردد.
میزان فروش نفت به خاطر انرژی های جایگزین کاهش می یابد و نیاز کشورهای نفت خیز با فروش نفت ارزان تأمین نخواهد شد.
جهان بعد از کرونا، جهان رقابت های خشن در کسب درآمد بیشتر برای جبران خسارت ناشی از بیماری کروناست به گونه ای که به قول صندوق بین المللی پول کشورها بتوانند تولید ناخالص ملی را به سطحی برسانند که پاسخگوی رکود اقتصادی و رفع بیکاری باشد. تحریم های غیرمسئولانه آمریکا و کشورهای اروپایی، چین، روسیه و ایران را بر آن داشته تا به دنبال جایگزین دلار شبکه های مخوف سیستم بانکی را به گونه ای تعدیل یا تعریف کنند که داد و ستدهای بانکی از چشم آمریکائی ها پنهان ماند.
ذخائر ارزی کشورهای عربستان، امارات، قطر، کویت و عمان خار چشم کشورهای تولید کننده سلاح های پیشرفته ای است که چشم امید به آن دوخته اند و عنقریب جنگ دیگری را در منطقه خاورمیانه راه خواهند انداخت.
از دیدگاه دولتمردان آمریکا و اروپا هیچ کشور اسلامی نباید به قدرت اقتصادی و نظامی برسد که در آینده تهدید کننده منافع آنها باشد.
داعش های دیگری با نام یا بی نام خواهند آمد و چهره اسلام را دوباره مخدوش نشان خواهند داد اختلافات نژادی، عقیدتی و مرزی را دامن خواهند زد و برادرکشی را برنامه ریزی می کنند.
ایران کشوری است که توانسته بدون درآمد نفتی استقلال سیاسی و اقتصادی خود را به چشم جهانیان بکشد.
لذا به نظر می رسد بعد از بیماری کرونا از مصونیت بیشتری در قبال بحران های اقتصادی برخوردار باشد اگر دولتمردان ما بتوانند در جهت رضایت و اتحاد بیشتری بین اقشار مختلف دست به یک تحول چشمگیر فرهنگی، اقتصادی و سیاسی بزنند و از پیله اقتصاد سنتی و محفلی بیرون آیند.
بعد از کرونا ایران به یک بازسازی سیاسی و اقتصادی و صلحی پایدار نیاز دارد که بتواند به جراحات ناشی از فقر و بیکاری و اعتیاد و طلاق مرهم گذارد و جامعه را از دغدغه کاهش بی رویه نرخ پول ملی و افزایش تورم و نرخ ارز دور دارد.
استفاده از منابع طبیعی و انسانی و نیروی جوان فرصت های خوبی را در کنار تهدیدها به ایران داده تا با برنامه ریزی های اقتصادی و سیاسی عالمانه بتوانند به جبران خسارت ها بپردازد در شرایطی که مدیریت اجرائی کشور را به دست کسانی بدهند که علاوه بر اخلاقمداری و حسن تجربه کاری ، از تخصص لازم برخوردار باشند.
ثبات ارزش پول ملی در شرایطی عملی است که تحریم ها نباشند و نیاز به دور زدن تحریم ها نداشته باشیم در این صورت امکان و شرایط اختلاس، دزدی و بیماری اقتصادی از میان می رود.
امید که مردم و دولت ما با هوشمندی بتوانند با گذر از این بیماری مهلک در آینده به جبران خسارت های مادی و جانی بپردازند و جنگ های دیگری در حوزه های سیاسی، اقتصادی و نظامی به ما تحمیل نشود.
والسلام

Comments are closed.