• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۱۵ آبان ۱۳۹۹

سرمقاله محمد عسلی ۱۵ آبان ۱۳۹۹
ترامپ بیاید یا بایدن
کدام بهتر است؟
سیاست خارجی نظام جمهوری اسلامی   ایران در فصل دهم قانون اساسی در اصول ۱۵۲ تا
۱۵۵ تدوین شده است.
در اصل ۱۵۲ آمده است: «سیاست خارجی جمهوری اسلامی   ایران براساس نفی هرگونه سلطه جویی و سلطه پذیری، حفظ استقلال همه جانبه، تمامیت ارضی کشور، دفاع از حقوق همه مسلمانان و عدم تعهد در برابر قدرت   های سلطه گر و روابط صلح آمیز متقابل با دول غیر محارب استوار است.»
در این اصل به روشنی بیان شده است که روابط ما با کشورهای دیگر مشروط به این اصول است. نخست نفی هرگونه سلطه جویی و سلطه  پذیری است.
سلطه که همان قدرت و اقتدار است خواه سیاسی باشد یا نظامی   و یا اقتصادی بدین معنی که نه ما باید سلطه خود را به دیگر کشورها به هر دلیل اعمال نماییم و نه اینکه سلطه پذیر باشیم، عدم سلطه پذیری با استقلال طلبی دو هدف موازی یکدیگرند بدین معنی که شرط استقلال عدم سلطه پذیری است. سلطه پذیری می   تواند از نوعی باشد که کشورهای عربی منطقه خلیج فارس در روابط شان با آمریکا گرفتار آنند هم قدرت تصمیم گیری برای داشتن استقلال سیاسی و اقتصادی ندارند و هم مدام از طرف آمریکا به عنوان یک حامی   و یا شریک و متحد تحقیر می   شوند. آنها هم سلطه سیاسی و هم سلطه نظامی   آمریکا را پذیرفته اند. آمریکا در کشور آنها پایگاه دارد و پایگاههای آمریکا بخشی از خاک آنها را اشغال کرده اند. سرمایه دارهای آمریکایی نبض اقتصاد آنها را در اختیار دارند. کافی است سرمایه   هایشان را خارج کنند و یا حمایت اقتصادی، سیاسی و نظامی   را از آنها سلب نمایند. آن وقت ببینیم ارزش پولشان و روند اقتصادشان تا چه میزان تنزل می   کند و یا بازار بورسشان به چه روزی می   افتد.
آمریکا زمانی با ما به صلح می   رسد و دست از جنگ و دشمنی برمی   دارد که سلطه آنها را بپذیریم و بشویم همان نظام شاهنشاهی وابسته که هر چه خواستند و گفتند عمل کنیم و اگر لحظه ای دریغ کردیم حسابمان را برسند.
حفظ امنیت ارضی کشور شاخص بعدی اصل ۱۵۲ قانون اساسی است. جنگ ۸ ساله تحمیلی به ما آموخت که برای حفظ کشور ارتش و سپاه مقتدر، دوره دیده، با تجربه و با تجهیزات نظامی   و سلاح   های پیشرفته روز لازم است و مهمتر از آن پشتوانه ایمانی و باوری که بتواند در مقابل حملات بی امان دشمن تاب مقاومت بیاورد. اینکه تا چه اندازه ما توانسته ایم در این مهم موفق باشیم باید آگاهان نظامی   گزارش کنند که معمولا قبل و بعد از هر مانور نظامی   این کار را انجام می   دهند. هرچند میزان و نوع بعضی از سلاح   های نظامی   سری و محرمانه است تا دشمن نتواند دست دولت و حاکمیت را بخواند.
دفاع از حقوق مسلمانان اعم از مسلمانان داخل یا خارج از کشور. فلسفه وجودی این شاخصه اصل ۱۵۲ دفاع از مردم مظلوم فلسطین و سایر کشورهایی است که تحت سلطه و ویرانگری و خیانت آمریکا و یا متحدینش برای حمایت از اسرائیل قرار گرفته اند.
تبلیغات سوء آمریکائی   ها بر علیه نظام جمهوری اسلامی   به بهانه حمایت از مردم فلسطین یا عراق و یا سوریه و لبنان و امثالهم دقیقا مغایر با اصل ۱۵۲ قانون اساسی ماست و ربطی به هیأت حاکمه ما و یا شخص رئیس جمهور و دیگر مسئولان ندارد. زیرا قانون اساسی قائم به شخص نیست. هر رهبر یا رئیس جمهوری که از طرف مردم انتخاب می   شود و یا رهبری کشور را عهده دار می   گردد می   باید به قانون اساسی عمل کند زیرا یکی از شرایط ریاست جمهوری و یا رهبری اعتقاد و عمل به قانون اساسی است. پس حمله به مسئولان و مقصر دانستن آنها یک اشتباه راهبردی است.
در همین اصل ۱۵۲ روابط صلح آمیز با هر کشور این است که محارب با مردم و یا دولت و
کشور ما نباشد.
سئوال: آیا عملکرد ۴۱ ساله آمریکا در ایران و خارج از ایران بر علیه ایران جز جاسوسی، جنگ، تحریم و دشمنی آشکار بوده است؟
ترور سردار رشید شهید سلیمانی که قهرمان مبارزه بر علیه داعش بوده جز جنگ بر علیه نظام و کشور ما بوده است؟
دولت   های آمریکا در طول عمر جمهوری اسلامی   مدام دم از مذاکره زده اند آن هم مذاکره ای که چماق آن از هویج آشکارتر بوده است. مذاکره در فضایی امکانپذیر است که بوی جنگ از آن برنیاید و از آن مذاکره شکست ما از جانب طرف مقابل هدف اولیه نباشد.
برجام یک تجربه تلخ بود. مذاکره کردیم، توافقنامه به امضاء سران ۱+۵ رساندیم. تأییدیه شورای امنیت گرفتیم اما با تغییر رئیس جمهور آمریکا گویی اصالتا توافقی صورت نگرفته. فتحعلیشاه هم همین کلاه بر سرش رفت. ناپلئون بناپارت در مذاکره با ایران در زمان فتحعلیشاه قاجار طی عهدنامه فین کن اشتاین پذیرفت که اگر روس   ها به ایران حمله کنند به یاری ما بشتابد اما وقتی با روس   ها از در مذاکره درآمد و عهدنامه تیلیسیت را پذیرفت از زیر بار عهدنامه ای که با فتحعلیشاه به امضاء رسانده بود شانه خالی کرد و پشت سرش را هم نگاه نکرد.
کشورهای اروپایی که برجام را پذیرفته و امضاء کرده بودند هرچند از آن خارج نشدند اما عملا تن به تحریم   های آمریکا علیه ایران دادند.
جنگ امروز فقط جنگ با اسلحه و لشکرکشی نیست. وقتی رگ حیاتی اقتصاد کشور را قطع کردند بدترین جنگ است. وقتی از تزریق قطره چکانی یک روابط بانکی و معاملاتی هم سرباز زدند یعنی جنگ اقتصادی را بدون شلیک یک تیر با ما
شروع کرده اند.
صلح توأم با جنگ شیوه سیاستمداران امروز است. ای کاش آنها وارد یک جنگ روبرو می   شدند تا هر دولت و ملتی تکلیف خود را بداند.
صهیونیست ها دم از تشکیل یک دولت فلسطینی می   زنند تا به قول خودشان به صلح برسند. اما هر روز و ساعت بخشی از خاک محل زندگی آنها را به زور اسلحه و تجهیزات مخرب می   گیرند و جزء خاک غصبی خود می   کنند. این جنگ آرام همانند سرطان به مرور تمام بدن را می   گیرد و آن را از حیز انتفاع ساقط می   کند.
در اصل ۱۵۲ آمده است: «هرگونه قرارداد که موجب سلطه بیگانه بر منابع طبیعی و اقتصادی، فرهنگ، ارتش و دیگر شئوون کشور گردد
ممنوع است.
این ممنوعیت استثناء ندارد. خواه قرارداد با آمریکای استعمارگر باشد که دشمن ماست یا چین یا شوروی که از دوستان نظام هستند فرق نمی   کند.
در اصل ۱۵۴ قانون اساسی به حمایت و کمک به مبارزه حق طلبانه مستضعفین در برابر مستکبرین در هر نقطه از جهان باشد به صراحت اشاره شده است.
بعضی از شعارهای مخالفین، مغایر با قانون اساسی است که می   گوید: «فلان را رها کن فکری به حال ما کن»
بله دولت موظف است نخست در تأمین نیاز و معاش ملت خود اقدام کند و اگر توان حمایت از دیگران را داشت به کمک آنها بپردازد لکن در بعضی مواقع حفظ امنیت داخلی گره می   خورد به حمایت از یک دولت هم مرز و یا هم پیمان.
به عنوان مثال: داعش وقتی بخش عمده ای از عراق و سوریه را تصرف کرد، پیام داد که بعدا نوبت ایران است. حال اگر ایران دست روی دست می   گذاشت و تماشاگر می   شد، می   باید در داخل ایران با داعش بجنگد که کاری سخت و
نشدنی می   بود.
به هر تقدیر به نظر می   رسد، بسیاری از کسانی که گرفتار تحلیل   های غلط و ناصوابند قانون اساسی را نخوانده اند.
اگر بناست از راهی که آمده ایم بخواهیم برگردیم و راه دیگری را انتخاب کنیم، باید قانون اساسی را اصلاح و یا از نو بنویسیم، و آن در شرایطی است که کلا انقلاب، انقلابیون، شهداء و یک ملتی که به آن رأی دادند را نادیده بگیریم.
هر چند متاسفانه به هر دلیل اصولی از قانون اساسی اجرایی نشده  اند که اگر تمامی اصول اجرا می  شدند وضعیت اقتصادی، فرهنگی و سیاسی ما بهتر از این می بود.
اینک و پس از این مقدمه طولانی جای یک سئوال باقی است و آن اینکه: ترامپ بیاید و یا بایدن برای مذاکره و صلح فرقی می   کند؟ و اگر فرق می   کند، آمریکا از دشمنی، جنگ و تحریم بر علیه ایران دست برمی   دارد؟ و اگر به چنین خواسته ای تعهد بسپارد ضمانت اجرائی دارد؟
پاسخ به این سئوالات را باید زمان بدهد.
والسلام

Comments are closed.