سرمقاله محمد عسلی ۴ آذر ۱۳۹۹
بسیج و سئوالات بی پاسخ
مادر، چشم به راه و دست هایش به دعا، نگاهش در افق پیش رو و به هر صدایی امید به خبری از آن نورچشمی ۱۶ ساله که شرم از چشمانش و اراده آهنین از پاهایش و قدرت دشمن شکن از دستانش متجلی است و در عاشقانه ترین ترانه امید فریادگر غیرت و زبانزد شجاعت است.
در آن روزگار، روزگار سخت جنگ، جنگ توپ و خمپاره ها و باران بی امان تیربارها تنها گوشت و پوست و استخوان سدی شدند مقابل دشمنان خونخوار و سنگری نفوذناپذیر در برابر هجوم تانک ها.
بسیج حماسه ساز شد، ظهوری گسترده داشت به پهنای میهن در طول و عرض وطن چنانکه از هر خانه ای دری گشوده شد و از آن در نوجوانان و جوانانی برومند و جان بر کف راهی شدند تا راز و رمز ماندگاری ایران را به چشم متجاوزان فریب خورده بکشانند.
قلب ها عاشقانه می تپید و دست ها هنوز قدرت حمل اسلحه را نداشتند اما چشم ها و گوش ها چنان به فرمان بودند که جز پیروزی نمی دیدند و جز حرکت نمی شنیدند و از پس هر عبوری بی مهابا چشم ها آنجا که به راه از مادرانی ایثارگر که اگر جایز نبود اسلحه به دست، مقابل دشمن بایستند همه روز در تلاش، دستان کرامت را با هدایائی چند راهی می کردند تا بوی نان دست پخت مادر در سنگرهای تاریک و نمور و ترسناک امیدآفرین شوند، بوی خوش مهر مادری پیوند می داد احساس دوستی میهن را و حفظ شرافت و ناموس و عزت نفسی که خاص ایرانیان است در مصاف های سخت به قرنها و بل هزاران سال استقامت و پایداری در مقابل تهاجم دشمن های ریز و درشت.
و به هر تقدیر بسیج را تولدی مستمر بود برای پایداری که اگر نمی بود سپاه از آن زاده نمی شد و اگر سپاه نبود کشور نبود.
جنگ نظامی پایان یافت و هیچ نصیب دشمن شد و ما آموختیم که چگونه توانیم ماند و ماندیم علیرغم خواست جهان استکبار و زیاده خواه و ما ماندیم با سرزمینی که چشم متجاوزان از آن بیم دارد حتی اگر آمریکا باشد و تمامی اروپا. آنها حیله ها کردند و خواب ها دیدند، بهانه ها جور کردند و جنگ اقتصادی و سیاسی راه انداختند. ناوها یکی پس از دیگری نیش و دندان نشان دادند. راه های مبادلات کالا، اقتصاد و پول را بستند و مدام بر طبل دشمنی کوبیدند. امواج زهرآگین دروغ ها و تصاویر محرک شهوت پراکنی ها را به درون خانه ها فرستادند، دلمشغولی های مسموم بسیار ایجاد کردند و به ترور شخصیت ها و قهرمانان ما پرداختند. بسیجیان را وحشی و بی فرهنگ و قاتل و جاسوس معرفی کردند و از آب و نان و لباس و پوشاک و اندیشه و فهم ما سخن گفتند و به خرابی افکار پرداختند. اما جز ابراز قدرت و قوت واکنشی از ایرانیان ندیدند. ارتش و سپاه و بسیج را بارها برای مقابله با یکدیگر تحریک کردند و اسباب اختلاف با هزینه های گزاف فراهم کردند.
صدها کانال ماهواره ای و میلیون ها کاربر فضاهای مجازی اجاره کردند و دلارها صرف نمودند اما آن شد که چون چراغی روشن شد. همگان یکصدا صلوات فرستادند و طوفانی شدند مقابل باران تهاجم ها.
اینک بسیج نهادی تعیین کننده در حفظ امنیت داخلی و پاسدار امنیت و مرزهای خارجی است نهاد مردمی برآمده از اقشار مختلف جمعیتی کشور که هرچند دشمنان خارجی بسیار دارد اما خاری است در چشم فرصت طلبان و متجاوزان به خاک کشور و استخوانی در گلوی آمریکا و متحدان منطقه ای اش.
با این مقدمه جای چند سئوال باقی است که مدام در اذهان مردم می چرخد.
یکم آیا در پاسخ به هجمه های تبلیغاتی ماهواره ای بر علیه بسیج پاسخی در خور داده شده است؟
دوم آیا شرح وظایف بسیجیان به صورت مستدل و متقن تدوین و اطلاع رسانی شده است؟
سوم آیا در شبکه های تلویزیونی و رسانه های مکتوب و برخط به اهمیت حضور و وجود بسیجیان اشاره ای چشمگیری شده و حماسه های آنان نه صرفا در جنگ تحمیلی بلکه در عرصه های دیگر اطلاع رسانی شده است؟
به نظر می رسد از تخصص و توانمندی بسیجیان در رشته ها و گرایش های مختلف آنگونه که باید و شاید نام برده نشده و یا بعضاً اطلاع رسانی به موقع انجام نشده است.
امید که با اصلاح موارد ابهامی و پرهیز از دخالت دادن این نیروی مردمی در مواردی که شأن و مرتبت بسیجیان را زیر سئوال می برد بتوانیم در حفظ، نگهداری و آموزش های نظامی و فرهنگی توأمان این نهاد قدرتمند و تعیین کننده بتوانیم بسیج را بیش از پیش به مردم کشورمان و جهانیان به عنوان یک الگوی جهادگر نیک کردار و نیک پندار معرفی نماییم. شهداء بسیجی و خانوادهای معزز آنان را ارج گذار باشیم.
والسلام
- دوشنبه ۳ آذر ۱۳۹۹
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۴ آذر ۱۳۹۹