سرمقاله سردبیر اسماعیل عسلی ۲۴ آذر ۱۳۹۹
تأثیر فرهنگ شفاهی بر ادبیات سیاسی
در مورد تاثیر فرهنگ شفاهی بر ادبیات سیاسی حرف های زیادی برای گفتن وجود دارد . فرهنگ شفاهی در بر گیرنده بخش عظیمی از میراث معنوی و ادبیات فولکوریک و ضرب المثل ها و قصه ها و روایت های تاریخی است که در گذشته به علت عدم دسترسی طیف عظیمی از مردم به کتاب و کاغذ و قلم ، ناگزیر از حافظه پا به سن گذاشته ها به زبان منتقل می شده و سینه به سینه نقل می گردیده و محل تبادل این دانسته ها و محفوظات نیز غیر از خانه و کوچه و بازار ، تکیه ها ، عبادتگاه ها ، زورخانه ها ، قهوه خانه ها ، مسافرخانه ها و منازل بین راهی ، راه های طولانی در سفر و خانه ی بزرگترها در شب یلدا و نوروز و جشن سده و مهرگان و پاییزگان و شب های چله و انواع دورهمی های مناسبتی بوده است . طبیعی است که آنچه متکی به حافظه و زبان باشد بیش از آثار مکتوب و نوشته شده در معرض تحریف و بزرگنمایی و سهل انگاری های ذهنی و زبانی قرار می گیرد . چه بسا افرادی که وقتی قصه ای را نقل می کردند چیزی به آن می افزودند یا از آن می کاستند و یا بنابرملاحظاتی که سر در آبشخور ترس و تغییر شرایط داشت آن را دستکاری می کردند یا برای رعایت حال مخاطب و لحاظ کردن مرتبه و درجه فهم او تغییراتی در روایت ها ایجاد می شد به همین دلیل فرهنگ شفاهی بستر مناسبی برای تساهل در امانت داری و بزرگنمایی در نقل قول ها و بی توجهی به سند و مدرک در اظهارات فراهم می کرد ؛ لذا از زمانی که امکان چاپ و تکثیر و توزیع آثار مکتوب فراهم شد و مردم به ارزش آثار چاپی و درجه ی بالای سندیت آن پی بردند به تدریج از گستره ی حاکمیتی فرهنگ شفاهی کاسته شد ولی در عین حال ادبیات رایج در برخی از نهادهای سنتی نظیر قهوه خانه ها ، زورخانه ها ، تکیه های مذهبی و حوزه های قدیمی کماکان بر همان مدار می چرخید و هنوز هم می چرخد هر چند از شدت و حدت آن کاسته شده است ! . سرعت کمرنگ شدن ادبیات شفاهی رابطه ی تنگاتنگی با سرعت توسعه یافتگی دارد به طوری که فاصله گرفتن از آثار و عوارض فرهنگ شفاهی در شهرها و مراکز علمی و آموزشی خیلی بیشتر از روستاها و محیط های کارگری و حاشیه ی شهرها بود .در زمان حاکمیت گسترده ی فرهنگ شفاهی ، افراد سالخورده و مسن که منبع و خزینه ی خاطرات بودند جایگاه ویژه ای داشتند . به هر حال ذهن آنها حکم موزه ای را داشت که مراجعه ی به آن دسترسی به گذشته را آسان تر می کرد . به همین قیاس صاحبان کرسی وعظ که بیشترین بهره را از شرایط ایجاد شده تحت تاثیرفرهنگ شفاهی می بردند ، جایگاهی منحصر بفرد در میان مردم داشتند و به عنوان کسانی که مردم برای رفع شبهات به آنها رجوع می کردند مطرح بودند .به هر حال چنین کسانی متولی اصلی حراست از میراث های معنوی محسوب می شدند . ترس از دست دادن جایگاه سنتی از جمله دلایلی بود که برخی از بزرگان این طیف را به مخالفت با رواج علوم جدید و راه افتادن مدارس مدرن و دانشگاه ، وادار می کرد .
وقتی کسی کتاب می نویسد ، سند و مدرک از خود بر جای می گذارد و ناچار باید حساب شده بنویسد ولی کسی که سخن می گوید آن هم در شرایطی که امکان ثبت و ضبط آن وجود ندارد ، دقت زیادی به خرج نمی دهد و چه بسا مرتکب اشتباه شود !
شخصیت های آکادامیک و دانشگاهی که با شیوه های علمی تفکر آشنایی دارند سعی می کنند در سخنرانی های خود به متن و دست نوشته اتکا کنند و ترتیب و توالی و عناوین سخنان خود را از قبل تنظیم نمایند و مراقب عدم تناقض گویی خود باشند ولی سخنرانان سنتی اغلب توجهی به این مقوله ها ندارند و صرفا با اتکاء به ذهن و حافظه و بهره گیری از قالب های نهادینه شده سخن می گویند .
وقتی کسی سخن می گوید راحت تر می تواند آن را تکذیب کند ولی کسی که مطلبی را می نویسد ، چون مدرک و سند بر جای می گذارد نمی تواند آن را تکذیب کند . شما حساب کنید در زمانی که وسایلی نظیر دستگاه ضبط صوت و فیلمبرداری نبوده ، سخنوران چه میدانی برای ترکتازی و سفسطه بافی و بزرگنمایی و قلب واقعیت ها داشته اند !
بر زبان آوردن شعارهای تند و غیر واقع بینانه از مختصات فرهنگ شفاهی است نه مکتوب
دادن وعده هایی که زمینه ی اجرایی ندارد و با منابع موجود و بودجه و درآمدها همخوان نیست از رسوبات فرهنگ شفاهی است نه مکتوب .
آرمانی سخن گفتن بدون اعتنا به واقعیت های بیرونی و فرار از پاسخگویی از نشانه های بارز فرهنگ شفاهی است نه مکتوب .
اتهام های بی اساس ، فرار به جلو ، نظم گریزی ، عنوان تراشی ، گزافه گویی ، علم ستیزی ، تخطئه کردن عقل و قدم برداشتن در تاریکی و … بیشتر از ویژگی های فرهنگ شفاهی است تا فرهنگ مکتوب .
.جهان صنعتی و توسعه یافته سالهاست که روی ریل فرهنگ مکتوب حرکت می کند در حالی که برخی از جوامع کم تر توسعه یافته و عقب مانده کماکان روی ریل فرهنگ شفاهی حرکت می کنند . متاسفانه برخی از شخصیت های سیاسی متاثر از فرهنگ شفاهی و بیگانه با فرهنگ مکتوب نیز در همین مسیر گام برمی دارند و به هیچ صراطی مستقیم نیستند و کار خودشان را می کنند .
وقتی شما بر انجام کاری اصرار داری که نیرو و هزینه ی زیادی صرف انجام آن می شود و سود و دستاوردی متناسب با هزینه ی صرف شده هم ندارد در واقع رفتاری غیر علمی انجام داده ای .
وقتی شما برای جلوگیری از یک خسارت ، خسارت بزرگتری وارد می کنی یعنی بدون مطالعه و غیر علمی رفتار کرده ای
وقتی شما با وجود شواهد و قرائن فراوان مبنی بر وقوع اشتباه حاضر به تجدید نظر در برنامه هایت نیستی یعنی از واقعیت فرار می کنی
به هر تقدیر از آنجایی که جامعه ی ما در حال گذار از رسوبات فرهنگ شفاهی به سمت فرهنگ مکتوب است ، از برخی کاستی ها در امان نیست و ممکن است شاهد رفتارهایی باشد که تناسبی با الزامات فرهنگ مکتوب ندارد .
- یکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۹
- سرمقاله

سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۲۴ آذر ۱۳۹۹