سرمقاله سردبیر اسماعیل عسلی ۲۶ آذر ۱۳۹۹
داروی بیماری های اجتماعی
میل به جاودانگی آبشخور اصلی فرهنگ وقف است . حکایت دلنشینی که از تسلیم ناپذیری انسان ها در برابر مرگ حکایت دارد . آدمی در برابر رویداد گریزناپذیری چون مرگ واکنش های گوناگونی می تواند داشته باشد . وقف همزاد انسان است و نشانه ای است برای تعریف شدن توسط دیگران ! وقف اتفاقی است که در زندگی همه رخ می دهد از وقف عمر گرفته تا وقف مال ، وقف دانش ، وقف تجربه ، وقف هوش و ذکاوت ، وقف توانایی جسمی ، وقف موقعیت ، وقف قدرت و وقف هر چیزی که به انسان تشخص می دهد . حس احترامی که ما نسبت به پدر و مادر داریم به وقف عمری برمی گردد که صرف ما کرده اند . اصولا ما هر رفتاری فراتر از قانون و وظیفه و طبیعت و عرف و عادت و آیین مرسوم داشته باشیم که با محوریت خدمت به دیگران دنبال شود ، خواه ناخواه مورد توجه واقع می شویم . وقتی یک ورزشکار پرآوازه به عیادت یک کودک سرطانی می رود در واقع وقت خود را که می تواند در اشکال گوناگون بگذراند به کودکی اختصاص می دهد که تشنه ی دیده شدن روی تخت بیمارستان است . در حالی که همین ورزشکار می تواند با صرف رایگان غذا در یک رستوران خود را به یک ابزار تبلیغاتی تبدیل کند . کسی که دانش و تجربه ی خود را در اختیار کسانی قرار می دهد که با وجود برخورداری از هوش و ذکاوت و توان بالای یادگیری به امکانات آموزشی دسترسی ندارند در واقع رفتاری فراتر از وظیفه از خود نشان می دهد .
یکی از بهترین نمونه های وقف که در تاریخ به ثبت رسیده و مسلمانان به آن افتخار می کنند در خانه ی زنی بی سرپرست اتفاق می افتد . زمانی که علی (ع) مقداری گندم یا جو به خانه ی این زن می برد. چون فرزند خردسال زن بهانه می گرفته و گریه می کرده او را به بازی می گیرد تا مادرش بتواند آرد تهیه کرده ، خمیرکند و نان بپزد . خلیفه ی مسلمین در حین بازی با آن کودک چهاردست و پا راه می رود و به کودک اجازه می دهد تا بر پشتش سوار شود و احساس یک سوارکار را داشته باشد . چنین کاری ظرفیت بالایی می خواهد و به عظمت روحی بالایی نیاز دارد . مردی که در جایی بر فراز منبر می گوید از من بپرسید پیش از آن که مرا نبینید در جایی دیگر به کودکی سواری می دهد تا خنده ای از سر شوق و غرور بر لب او بنشاند !
وقف ، نه مرز می شناسد ، نه زمان و نه مکان و نه دین و نه مذهب و نه انسان و نه حیوان . سعدی در باب دوم بوستان خود پیرامون موضوع احسان و نیکوکاری حکایتی دلنشین دارد از کسی که در بیابان سگی تشنه را می بیند و بی تابی سگ را برنمی تابد و بلافاصله کلاهش را مانند دلو به ریسمانی می بندد و از چاه آب می کشد و با دست خود حیوان را سیراب می کند . در آن لحظه دیگر نه به کلاه می اندیشد نه نجس بودن دهان سگ .بلکه تنها چیزی که فکر و ذهن او را به خود مشغول می داد برطرف کردن تشنگی یک موجود زنده است !
در برخی از رقعه های وقفی باقیمانده در موزه ها به مواردی بر می خوریم که نشان می دهد وقف تا چه اندازه می تواند بی مرز باشد ! برای نمونه کسانی بوده اند که درآمد حاصل از یک دکان و حجره ی متعلق به خود را به کودکان کوزه شکسته اختصاص می دادند . کودکانی که از سر استیصال و درماندگی توسط کسبه به کار گرفته می شدند و برای آب آوردن به آب انبار می رفتند و گاهی در مسیر پله های لغزنده آب انبار کوزه از دستشان رها می شد و می شکست و بابت این کار کتک می خوردند
واقف بودن در گرو ثروتمند بودن یا قدرتمند بودن نیست ، کسی که می تواند با نگاهی مهربانانه خنده ای بر لب کسی بنشاند نیزیک واقف است ، کسی که نگاهش را وقف مهربانی کرده است . رفتار توام با دلجویی پرستار با بیماری که کسی به ملاقات او نمی آید ، امید به زندگی را در دل بیمار زنده می کند . نشانی درست دادن به گمگشته ای غریب ، ترجمان زبان کسی بودن در شرایطی که لهجه ی غلیظ او مانع برقراری ارتباطش با دیگران می شود نیز گونه ای وقف عمر است .
در آموزه های دینی اگر به خاطر راحتی دیگران از چیزی که آن را دوست داریم چشم پوشی کنیم ، نیکوکار توصیف شده ایم. به همین دلیل است که به خطر انداختن جان و صرف مال و حتی گاهی گرو گذاشتن آبرو ، صرف نظر کردن از خواب و استراحت و چشم پوشی از سود بیشتر به خاطر راحتی مردم ارزشمند تلقی می شود . لذا فرق است بین کسی که برای زنده کردن بخشی از دارایی های خود بخشی دیگر را وقف می کند با کسی که با طیب خاطر مبادرت به بذل مال می کند ! فرق است بین کسی که بخشش را وسیله ی شهرت بیشتر قرار می دهد با کسی که بدون سر و صدا و به صورت ناشناس به نیازمندان یاری می رساند . فرق است بین کسی که تنها خدا می داند چه کارهای بزرگی انجام داده با کسی که بخشی از ثروت خود را صرف تبلیغ کارهای انجام داده ی خود می کند تا می رسیم به کسی که به خاطر انجام وظیفه که بابت آن حقوق و مزایا دریافت کرده بر سر مردم منت می گذارد .
جامعه ای که وقف و نیکوکاری مانند خون در رگ هایش جریان دارد هرگز دچار آشفتگی ، خشونت ، افزایش آمار سرقت های خرد و کلان و کلاهبرداری های رنگارنگ و سردرگمی و گرفتاری نمی شود . وقف داروی بیماری های اجتماعی است .
- سه شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۹
- سرمقاله

سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۲۶ آذر ۱۳۹۹