• print
سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۶ بهمن ۱۳۹۹

سرمقاله سردبیر اسماعیل عسلی ۶ بهمن ۱۳۹۹
حراست از بزنگاه های تاریخی

در تاریخ هر کشوری روزهای بزرگ و تاثیرگذاری وجود دارد که اگر در مراحل گوناگون کاشت و داشت و برداشت به درستی پایش نشود ، نسبت به فلسفه ی وجودی چنین روزهایی ادای دین صورت نگرفته و بخشی از زحمات آفرینندگان این مقاطع تاریخی به هدر رفته است .
اگر بخواهیم راه خود را برای اشاره به چنین روزهای بزرگی کوتاه کنیم قاعدتا باید از ۱۳ مرداد ۱۲۸۵ خورشیدی که فرمان مشروطیت به امضاء رسید آغاز کنیم . شاید کسانی بر این باور باشند که این رویداد به دلیل چالش هایی که ایجاد کرد و مخالفین سرسختی که داشت و نتوانست مانع تداوم استبداد شود و عده ای مجلس را به توپ بستند واقعه ی در خور اعتنایی نیست . اما وقتی به آثار فرهنگی و تحولات سیاسی پس از این رویداد می نگریم درمی یابیم که انقلاب مشروطیت آبشخور اصلی تمامی تحولات اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی پس از ۱۳ مرداد ۸۵ خورشیدی بشمار می رود . دلیل عدم توفیق آن هم روشن است زیرا اولین رویداد جدی خط شکن محسوب می شود که قاعدتا باید بیشترین تلفات را داشته باشد . قابل انکار نیست که حتی نگاهی گذرا به میراث های ادبی برجای مانده ازاین دوران کافی است تا بر این ادعا مهر تایید بزنیم . نباید فراموش کرد که ریشه های تا به اعماق نفوذ کرده ی استبداد و پایین بودن ظرفیت فرهنگی جامعه و ناتوانی و کم بضاعتی فرهنگ مکتوب در برابر فرهنگ شفاهی انقلاب مشروطیت را به محاق برد . هر چند از رهگذر این رویداد صاحب مجلس و پارلمان شدیم و این امکان فراهم شد که زیردستان شاه در معرض نقد قرار گیرند اما دقیقا همان کسانی که در بدنه ی انقلابیون نفوذ کردند راه سرکوب تدریجی مشروطه خواهان را فراهم نمودند .
نهضت ملی شدن صنعت نفت که در ۲۹ اسفند ماه ۱۳۲۹ به نتیجه  رسید یکی از میوه های شیرین انقلاب مشروطه بود زیرا دو جریان ذی نفوذ و تاثیر گذار بر عامه ی مردم و خواص و دانشگاهیان دست به دست هم دادند و این آرزوی بزرگ را محقق ساختند . هر چند پس از این ماجرا با چنگ انداختن بر چهره ی یکدیگر شانس بهره مندی مردم از چنین دستاورد بزرگی را به میزان زیادی تقلیل دادند .
در سال های پایانی دهه ی پنجاه مجددا با همگرایی روحانیون و تکنوکرات های مذهبی و ائتلاف مخالفان نظام سلطنتی نقد ناپذیر شاهد به ثمر نشستن نهال انقلاب در ۲۲ بهمن ۵۷ بودیم . انقلابی که هنوز هم ادامه دارد و تا رسیدن به اهداف تعیین شده برای آن نمی توان به عنوان رویدادی پشت سر گذاشته شده از آن یاد کرد چرا که بخشی از آرمان های مطرح شده در این انقلاب هنوز محقق نگردیده و تلاش برای اجرای دقیق تمامی اصول قانون اساسی تصویب شده در سال ۱۳۵۸ کماکان در جریان است .
پس از ۲۲ بهمن ۵۷ انقلاب مردم ایران در برابر آزمونی سخت قرار گرفت که در سوم شهریور ماه ۶۱ با فتح خرمشهراز این آزمون سرفراز بیرون آمد اما این که ما از این پیروزی تا چه اندازه در راستای پیشبرد اهداف انقلاب و منافع ملی بهره بردیم موضوعی است که پاسخ آن را باید در رویدادهای پس از این فراز تاریخی مهم جستجو کرد .
در شرایط کنونی مردم ایران که بزنگاه های تاریخی مهمی را پشت سر گذاشته اند شاهد دو رویداد بزرگ دیگر هستند که هر دو رویداد را می توان دستاوردی بزرگ برای انقلاب دانست .
این دو رویداد از این نظر که نمی توان تاریخ و روز مشخصی را برای تحقق آن در نظر گرفت جنسی متفاوت دارند .
اولین اتفاق مبارک این بود که مسئولین و مردم به این نتیجه رسیدند که ما تا زمانی که از لحاظ اقتصادی و فرهنگی و همگرایی در تعاملات اجتماعی قوی نشویم باید هزینه های جانی و مالی زیادی برای رسیدن به آرمان های ملی بپردازیم .
دومین اتفاق مبارک این بود که احساس کردیم برای قرار گرفتن در قله های توفیق و پیروزی نیازمند اعتماد به نفس ، خودکفایی و تکیه بر نیروی انسانی داخلی هستیم و تا آنجا که امکان پذیر است باید در همین مسیر قدم برداریم . از آنجایی که هدف از انقلاب رسیدن به چنین احساس و باوری بود باید گفت که اهمیت این دو رویداد از تمامی بزنگاه هایی که پشت سر گذاشته ایم بیشتر است .
پر واضح است که اعتماد به نفس و خودکفایی نه تنها با تعاملات فراگیر سیاسی و فرهنگی با مراکز تولید اندیشه و فرهنگ و هنر در سراسر جهان مغایرتی ندارد بلکه به ژرفایی و گستردگی و اثربخشی هر چه بیشتر آن می انجامد . زمانی که بتوانیم این حساسیت را که می تواند مورد سوء استفاده دشمنان قرار گیرد از خود دور سازیم به مرحله ی پوست اندازی و برداشتن گام دوم انقلاب می رسیم .
در این مرحله امکان رونمایی از قابلیت های قانون اساسی برای اعطای آزادی های مشروع به مردم و به نمایش گذاشتن وجوه گوناگون جمهوریت بیش از هر زمان دیگر فراهم است چرا که انقلاب به مصونیتی نسبی دست یافته که نیازمند توجیه برخی از رفتارها و نسخه هایی که در شرایط کاملا بحرانی تجویز می شود نیست .
نتیجه ی هر رویدادی را باید در آثار و تبعات و دستاوردهای آن جستجو کرد ، ۲۲ بهمن زنگ حرکت برای شرکت در یک ماراتن بزرگ بود در مسیری پر پیچ و خم  ، قانون اساسی قلب تپنده ی انقلاب است که حتی برای یک لحظه نباید نادیده گرفته شود ، سطح مطالبات مردمی باید روز به روز هم از لحاظ کمی و هم از لحاظ کیفی افزایش یابد و هیچ دستاوردی به خودش ختم نمی شود بلکه در جریان انقلاب هر محصولی پس از فراوری به محصولی بهتر با ارزش افزوده ی بیشتر تبدیل می شود . در منطق انقلاب آنها که می روند و آنها که می آیند اصل و مبنا نیستند بلکه شخصیت ها ، دولت ها ، فرصت ها ، نیروهای انسانی و منابع زیرزمینی و موقعیت های ژئوپولوتیکی وتجارب ارزشمند تاریخی و … همه ابزاری هستند در خدمت انقلاب ، بمثابه ی سیاراتی که گرد خورشید انقلاب و بر مدار قانون اساسی می چرخند و هدف از تمامی این رویدادها و تلاش ها و فداکاری ها بهروزی مردم است و بس و ما وظیفه ای جز حراست از بزنگاه های تاریخی نداریم .

Comments are closed.