یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
بیگمان، حق داریم
از جمله معیارهایی که به رفتارشناسی و کنکاش در روحیهی یک ملت یاری میرساند، واکنش فردی و اجتماعی آنها به رویدادها و حوادث است، اعم از این که چنین رویدادی ریشه در یک سانحهی طبیعی داشته باشد یا برنامهریزی شده و عمدی یا این که نشأت گرفته از سهلانگاری باشد. معمولاً در جوامع و گروههای رشدیافته اولین واکنشها معطوف به کاستن از میزان تلفات و خسارات پس از وقوع حادثه است. طبیعتاً پس از این که از تمامی امکانات موجود در راستای کاستن از بار روانی و خسارات مالی و جانی بهرهبرداری به عمل آمد، تحقیق و تفحص پیرامون چند و چون واقعه و جمعآوری مدارک و اسناد و شواهد عینی آغاز میشود تا در صورتی که حادثه از کوتاهی و سهلانگاری فرد یا افرادی ناشی شده باشد، بستری برای تعیین غرامت و تضمینی برای دریافت خسارت وجود داشته باشد. ضمن این که بکارگیری دقت و ظرافت در مراحل گوناگون تحقیق و تفحص زمینهساز پیشگیری از حوادث مشابه و مقابله روزافزون با آن خواهد بود.
برخی بر این باورند که وقوع حادثه در مکانی که امدادگران و کارآگاهان و حقوقدانان ما به آنجا دسترسی ندارند، واکنشی را طلب میکند و تا زمانی که کمیته حقیقتیاب تشکیل نشده و تمامی فرضیهها و احتمالات و شواهد و قرائن مورد بررسی قرار نگرفته، اجتناب از موضعگیری رسمی، به آرامش فضا و برقراری ارتباطات و مناسباتی فراخور همه گونه پیگیری متقابل کمک میکند. خوشبختانه تاکنون تأکید مقامات رسمی ایران نیز بر تشکیل کمیتهی حقیقتیاب است که پاسخی معقول و منطقی را طلب میکند. البته رسانهها و افکار عمومی از این قاعده مستثنی هستند و مردم و روزنامهنگاران و اهل قلم میتوانند انواع واکنشها به یک رویداد را بازتاب دهند و چه بسا کارآگاهان و اعضای هیأت تحقیق و تفحص بر اساس اظهار نظرها و مصاحبهها و عکسها و اسناد و مدارک، روندی خاص را برای پیگیری ماجرا دنبال کنند.
دیروز برنامه نشستی را در شبکه ولایت دنبال میکردم که تصویری از یک نشریه وابسته به وهابیون را نشان میداد در آن تیتری به چشم میخورد که جانباختگان ایرانی را هلاک شده توصیف کرده بود و جانباختگان غیر ایرانی را فوت شده که با توجه به احساس عناد نهفته در انگیزه بکارگیری چنین تعبیری روشن میشود که رگهای از یک رویکرد نژادپرستانه که البته در فرهنگ ساکنان حجاز ریشه دارد در آن دیده میشود و همین مسأله موجب میگردد که ما نسبت به چگونگی رفتار با زخمیهای ایرانی و مفقودین از سوی مسئولین سعودی تردید کنیم. البته احتمال شهادت بسیاری از مفقودین وجود دارد و به نظر میرسد هنوز هم نیاز به اقدامات امنیتی پیشگیرانه برای حجاج داریم. خوشبینانهترین نگاه این است که متأسفانه سعودیها به این گونه مرگ و میرها در ایام حج عادت کردهاند و نوع نگاه بسیاری از کشورهای اسلامی به حکام سعودی که معمولاً نگاهی از پایین به بالاست و با مداهنه و کرنش همراه است موجب گردیده که مقامهای رسمی کشورهای اسلامی واکنشی مسئولانه به اینگونه حوادث نداشته باشند که البته غلط است مگر این که پردهداران و خادمان حرمین صاحب فضیلت و شرافت و وجاهت انسانی باشند و یا حداقل صداقت خود را در ارائهی خدمت به حجاج به اثبات رسانیده باشند. در حال حاضر خدمتی که حجاج به خادمین حرمین میکنند چندین برابر خدمتی است که دریافت میکنند و در واقع ایام حج برای حکام عربستان ایام بهرهبرداریهای اقتصادی است. بخش قابل توجهی از شرکتکنندگان در حج تمتع را حجاجی تشکیل میدهند که از کشورهای مجاور عربستان و با هزینهای نه چندان زیاد از طریق دریای سرخ و یا حاشیهی خلیج فارس و شمال آفریقا خود را به مکه و مدینه میرسانند و بعضاً سازماندهی شده نیستند و در قالب کاروان تعریف نشدهاند و آشنایی آنها با زبان عربی و عادتی که به هوای گرم و صحرایی دارند از مشکلات آنها میکاهد، اما حجاجی که از آسیای مرکزی، ایران، ترکیه، اندونزی، فیلیپین، مالزی و هند و پاکستان و بنگلادش به عربستان وارد میشوند، هم مشکل زبان دارند و هم اغلب به هوای گرم عادت ندارند و در حالی که باید بیشتر خدمات از سوی برگزارکنندگان مناسک حج به این حجاج اختصاص داشته باشد، چنین نیست!
نکتهی شگفتانگیزی به نقل از مسئولین سعودی برگزارکننده مناسک حج نقل شده مبنی بر این که برای ما برگزاری مناسک واجبتر از رسیدگی به وضعیت مجروحین و مفقودین است و عملاً هم رسیدگی جدی به این موضوع را به پایان مراسم موکول کردند. در حالی که حراست از جان مسلمین اهمیت بالایی در فرهنگ اسلامی دارد و مسلمانان برای نماز خواندن که ۵ بار در روز صورت میگیرد و ستون دین است نیز حق ندارند جان خود را به خطر بیندازند به طوری که اگر در حال نماز احساس خطر جانی کردند میتوانند از حالت نماز خارج شده و حالت دفاعی و گریز به خود بگیرند. از این رو اگر ثابت شود که انجام مناسک حج برای حجاج خطر جانی به همراه دارد، شرکت در آن با فلسفهی حج همخوانی ندارد. تعیین ماههای حرام نیز به منظور حراست از جان حجاج صورت گرفته و چگونه یک حاجی میتواند با احساس ترس و وحشت مناسک حج را به جای آورد و از آن بهرهی معنوی ببرد.
چگونه است در حالی که کشورهای مدافع مظلوم باید عربستان را به خاطر حملات وحشیانهاش به یمن مجازات کنند با قبول تولیت آنان بر خانهی خدا و حرم نبی اکرم به او پاداش میدهند و با سود رساندن به چنین کشوری هزینهی کشتار و قتل عام زنان و کودکان یمنی را فراهم میآورند.
باید اذعان داشت آن قدر که تحریم عربستان در بحث اعزام حجاج تا زمان حصول اطمینان از تأمین جانی آنها ارزشمند و تأثیرگذار است، مرگ بر آل سعود تأثیرگذار نیست. ما هنوز یک حساب تسویه نشده نیز با آنها داریم که به سکوت برگزار شده، آن هم ماجرایی که قرار بود تحت هیچ شرایطی از آن نگذریم!
هنگامی که سخنان آقای ولایتی مبنی بر ظن برانگیز بودن رفتار سعودیها، بلاتکلیفی مفقودین، تشکر ویژه برخی نشریات عربستانی از حکومت به دلیل عملکردش در این ماجرا و سکوت رسانههای بینالمللی و مجامع جهانی را در کنار یکدیگر میگذاریم، حق داریم که با وجود تداوم حکومت وهابیون در عربستان، نگران سلامت حجاج باشیم. بیگمان حق داریم.
- چهارشنبه ۸ مهر ۱۳۹۴
- سرمقاله

یادداشت سردبیر ” اسماعیل عسلی” ۸ مهر ۱۳۹۴