• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۲۸ بهمن ۱۳۹۹

سرمقاله محمد عسلی ۲۸ بهمن ۱۳۹۹
اقتصاد مقاومتی کارآفرینی

نه دین، نه کار، نه اقتصاد و نه تربیت، امری دستوری نیستند و به صورت بخشنامه ای اجرایی نمی شوند. گردش ایام و روح بالنده آفرینش براساس یک سنت و نظم هوشمندانه با هر یک از اجزاء و در کل تابع نظمی هوشمندانه هستند که هر علتی را معلولی و هر معلولی را علتی است.
کسی که باد می کارد، طوفان درو می کند و کلوخ انداز را پاداش سنگ است. اقتصاد یک واژه هست که در افکار عمومی از آن یک معنی مستفاد می شود کار و درآمد حاصله از آن برای امرار معاش، اما در مفهوم خاص و تعریفی علمی از آن نتیجه، روند تحقق برنامه هایی برای درآمدزایی از طریق تولید و نحوه صحیح مصرف و ذخیره سازی برای تأمین به موقع ابزار تولید و نظارت بر شیوه اجرای کار است.
امروز اقتصاد تمامی کشورهای جهان چنان درهم تنیده است که جداسازی تار و پود آن به مثابه باز کردن تار و پود فرشی است که به زیبایی و استحکام می توان از آن استفاده کرد و این به معنای وابستگی اقتصادی نیست که جنبه های سیاسی آن بتواند موجودیت و هویت فرهنگی، اجتماعی و سیاسی کشوری را به خطر اندازد.
ما به هر میزان که در تولید خودکفا باشیم باز هم برای استفاده از فنآوری ها و دستاوردهای دیگر کشورها نیاز به داد و ستد داریم و نمی توانیم دیواری دور خود بکشیم و به صورت جزیره ای زندگی کنیم.
اقتصاد مقاومتی به این معنی است که چنان قدرتمند در تولید و تعاملات بازرگانی و اقتصادی باشیم که فشارهای سیاسی، تهدیدها و تحریم ها و حتی جنگ های فرسایشی و تحمیلی نتوانند ما را از پای درآورند و با استمرار تحریم این کار عملی نیست مگر در درازمدت با هزینه های بسیار.
یکی از این راهکارها موازنه داد و ستدهاست. بعضی ها بر این باورند که بدهی خارجی وبال گردن است و بهتر است بدهی خارجی نداشته باشیم. اما تجربه نشان داده است که بدهی خارجی هم سرمایه است و هم تضمینی است برای تعاملات هوشمندانه اقتصادی. شنیده ام در زمان نخست وزیری آقای میرحسین موسوی بدهی ایران به کشور آلمان به علت صرف ذخائر ارزی در جنگ تحمیلی به موقع پرداخت نمی شد. دولت آلمان مبلغ قابل توجه دیگری به ایران قرض داد تا دولت بتواند تسهیلاتی در امور اقتصادی ایجاد کند و بدهی خود را بپردازد و چنین شده است.
روابط سیاسی معقول و بدون چالش با کشورهای صنعتی و همسایگان می تواند اقتصاد ما را مقاوم تر کند تا آنکه تضعیف نماید.
انقلاب و ارزش های انقلابی اگر بازتاب درونی مؤثر و مفیدی داشته باشند به صورت خودجوش در کشورهای دیگر توسط ملت ها پذیرفته می شوند و موجب از بند رستگی خواهند شد. انقلاب اسلامی هم از این موضوع جدا نیست. وقتی دشمنان انقلاب اسلامی و ایران در مقابل ما صف آرایی کرده اند و به هر دری می زنند تا تسلیم شویم و از کرده پشیمان، تنها راهی که پیش روی ماست تدبیر برای رهایی از فشارها و تحریم هاست.
کشور انقلابی چین در زمان مائو دیواری دور خود کشید تا انقلاب را حفظ کند و به خودکفایی برسد. اما از پس سالیانی چند به این نتیجه رسید که باید دیوارها را بردارد و با کشورهای دیگر تعاملات اقتصادی و داد و ستدهای بازرگانی داشته باشد. بعد از گذشت چند دهه امروز چین یکی از کشورهای قدرتمند جهان است که آمریکا از قدرت اقتصادی و نفوذ سیاسی آن بیم دارد. همان کشوری که اجازه ورود پپسی کولا را به چین نمی داد اما وقتی دروازه ها باز شدند مردم چین برای صرف پپسی کولا صف کشیدند.
یکی از عمده دلائل فساد اقتصادی اداری ما دور زدن تحریم هاست که شرایط و زمینه های ناسالمی را فراهم می کند تا بعضی واسطه ها و مجریان اقتصادی بتوانند دست به اختلاس، دزدی و رشوه دهی و رشوه گیری بزنند.
اگر تریاک کالایی بود که همانند کالاهای دیگر بتوان آزادانه آن را تهیه کرد و به مصرف رساند دیگر نه قاچاقچی تریاک می داشتیم و نه مفاسدی از قاچاق تریاک بیرون می آمد و نه کسی برای مقابله با قاچاقچیان شهید می شد.
دور زدن تحریم ها هم گاهی به مثابه قاچاق تریاک است هرچند گریز از آن مقدور نباشد. ما می توانیم اقتصاد خود را چنان قوی نمائیم که نیاز به دور زدن تحریم ها نداشته باشیم. کافی است زبان دشمنان را ببندیم و بهانه تحریم را از دست آنها بگیریم بدون آنکه از اهداف راهبردی انقلاب عقب نشینی کنیم.
در سیاست، تدبیر، تعقل، زیرکی، کیاست، ابزار و وسیله تعاملات و روابط هستند. بده بستان های اقتصادی ریشه در بده بستان های سیاسی دارد. ما به هر میزان توانایی جنگیدن داشته باشیم تا آنجا که ممکن است نباید شروع کننده جنگ باشیم. جنگ تحمیلی ۸ ساله درس های خوب مقاومتی به ما دادند هرچند بهای آن سنگین بود، کشورهای همسایه ما به ویژه کشورهای عربی وابسته و دلبسته به حمایت غرب چشم دیدارمان را ندارند و حاضرند میلیاردها دلار هزینه کنند تا آمریکا با ما وارد مذاکره نشود و تحریم ها به قوت خود بمانند. اگر تحریم بد است هرچه زودتر باید آن را رفع و خنثی کرد و اگر خوب است که نیست راه مذاکره را باید گشود. به هر تقدیر ارزش پول ملی، سلامت اقتصاد ما و کارآفرینی های مورد لزوم در گرو مدیریت های عالمانه و مسئولانه ای است که یکی از موانع و سدهای آن تحریم هاست و فشارهای اقتصادی.
فقر چه مادی باشد و چه معنوی فسادانگیز است و ریشه های فساد را در عمل و اذهان سوداگران تقویت می کند.
اعتیاد و طلاق و هر درد دیگری ریشه در فقر دارد. این مطالب را امروز همه از صغیر و کبیر می دانند، یادآوری آن به لحاظ به صدا درآوردن زنگ خطری است که سالهاست به صدا درآمده اما به صدای آن عادت کرده ایم و گویی اگر لحظه ای نشنویم برایمان سؤال است که چرا؟
گرانفروشی، احتکار، کلاهبرداری و فریب و ربودن متقلبانه مال غیر همه ریشه در همین اقتصاد شتر، گاو، پلنگی دارد که همانند غده سرطانی روز به روز متورم تر می شود. این غده را قبل از آنکه از شدت تراکم منفجر شود باید از تن اقتصاد کشور بیرون آورد و دور انداخت.
والسلام

Comments are closed.