سرمقاله محمد عسلی ۵ اسفند ۱۳۹۹
عرصه شطرنج رندان
انقلاب اسلامی ایران فرصتی است برای بیداری، بیداری سیاسی، مذهبی و اقتصادی با انقلاب خانه ای خراب شد تا از نو ساخته شود. معمار آن با توجه به منابع انسانی نیروهای انقلابی را به کار گرفت تا مساحت خانه به گونه ای باشد که همه ملت انقلابی بتوانند زیر سقف آن در امان باشند.
از ابتدای پیروزی تا به اینک مخالفان و دشمنان انقلاب بسیج شدند تا خانه سازی از پایه تا سقف تحت فشارهای اقتصادی و سیاسی و جوسازی های مسموم فرهنگی نتواند به اتمام برسد، هرچه بیشتر فشار وارد شد، پایه ها و ستون های خانه محکم تر شدند هرچند دکوراسیون داخلی و نمای بیرونی آن سئوال انگیز شد. فشارها به مثابه واکسن های پی در پی به انقلاب مصونیت بخشید، فشار آمریکا ابتدا از تحریک گروهک ها و نفوذ در انتصابات نظام نوپای جمهوری اسلامی آغاز شد. بنی صدر، قطب زاده و تنی چند از عوامل نفوذی سیا زیر پوشش کنفدراسیون مخالفان رژیم شاه با پیروزی انقلاب اسلامی وارد کشور شدند. بنی صدر رئیس جمهور شد، قطب زاده سکان صدا و سیما را در دست گرفت، و افراد نفوذی دیگری تعدادی از پست های کلیدی را در دست گرفتند. توطئه، ریاکاری و جاسوسی آمریکائی ها علنی شد، بنی صدر با تکیه بر گروهک های مطالبه گر و سهم خواه در قدرت با مخالفان هم داستان شدند و منافقین کوس نخست وزیری سر دادند نتیجه آنکه ملت بیدار بر علیه آمریکا شوریدند به گونه ای که بنی صدر و سرکرده منافقین با آرایش و لباس زنانه فرار را بر قرار ترجیح دادند.
گروهک های تطمیع شده و تحریک شده یکی پس از دیگری سرکوب و یا تسلیم شدند آمریکا ناامید شد، صدام را برای جنگ برعلیه ایران تحریک کرد، صدام که از قرارداد الجزایر ناراضی بود فرصت را مغتنم شمرد و تصور کرد کودتای عقیم شده نوژه با مدیریت قطب زاده ارتش و نیروی هوایی را چنان زمین گیر کرده که توان دفاع از کشور را ندارند. جنگ تحمیلی صدام بر علیه ایران در شرایطی شروع شد که تانک های نیروی زمینی زنگ زده بودند و برای روشن کردن و به کارگیری آنها زمان زیادی لازم بود. ارتش ایران پس از پاکسازی هنوز نتوانسته بود خود را جمع و جور کند تحریم ها پس از تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در تهران یکی پس از دیگری تشدید می شد.
ملت انقلابی ایران چشم امید به نظامی نوپا داشتند تا وضعیت اقتصادی بهتری را برای آنان ایجاد کند. ژنرال هایزر به کارشناسان آمریکائی مستقر در نیروی هوایی دستور داده بود در سیستم قطعه یابی کامپیوترهای نیروی هوایی خراب کاری کنند. یکی از خلبان ها می گفت تا سال ها نمی توانستیم قطعات را پیدا کنیم.
ترور شخصیت های کلیدی و تأثیرگذار انقلاب توسط گروهک فرقان و منافقین ضربات هولناکی بود که منجر به شهادت استاد مطهری، شهید مفتح، تیمسار قرنی … و ۷۲ تن از اعضاء شاخص حزب جمهوری اسلامی از جمله آیت ا… شهید بهشتی گردید و بعد از آن شهادت شهیدان رجائی و باهنر رئیس جمهور و نخست وزیر انقلابی و باسابقه کشور داغی دیگر بر دل مردم و رهبر گذاشت.
ایران، مستقل و پابرجا ایستادگی کرد و پا پس نکشید. استقلال کشور حفظ شد، جنگ تحمیلی با تمامی خسارت هایش پایان یافت. ایران درس آموز مدرسه ای شد که معلم آن امام خمینی بود، صدام سیلی خورد و به سزای اعمال خود رسید.
ارتش، سپاه و بسیج نوپای ایران چنان قدرتمند شدند که در کشورهای سوریه، لبنان، عراق، یمن و افغانستان نقطه امیدی برای رهایی ملت های مظلوم تحت ستم مزدوران امپریالیسم و نقطه قوت مبارزه با آمریکا و متحدانش به حساب آمدند.
آمریکا که نتوانسته بود از طریق صدام کار انقلاب ایران را تمام کند و گروهک ها هم فراری شده و شکست خورده بودند وارد میدان شد. هواپیمای مسافربری ما را در آسمان خلیج فارس به موشک بست و منهدم نمود و گفت اشتباه شده. مثل اینکه یکی به شیشه خانه شما سنگ بزند و آن را بشکند و بگوید ببخشید اشتباه شده و بعد فرد اشتباه کننده را مدال شجاعت بدهند.
زمان گذشت… بهانه ها یکی پس از دیگری رسانه ای شدند و فشارها و تحریم ها زیاد و زیادتر تا آنکه بوش پسر، رئیس جمهور اسبق آمریکا رسما اعلام کرد ایران محور شرارت است و در پی ساقط و حذف کردن رژیم جمهوری اسلامی برآمد. سناتورهای سنا یکی پس از دیگری برای ملاقات با سران گروهک منافقین راهی عراق شدند و به آنها وعده پیروزی دادند. به رضا پهلوی هم وعده پیروزی دادند. ساز ناکوک آمریکا و کشورهای اروپایی و آسیایی متحد آمریکا به آهنگ های مختلف اما یکصدا هنوز هم نواخته می شود. رسانه های ماهواره ای فارسی زبان مدیریت افکار عمومی را عهده دار شدند. ایران در فناوری هسته ای و تولید موشک های نقطه زن و پیشرفت های علمی و صنعتی به جائی رسید که هیچ کشوری حتی آمریکا با اعزام چندین ناوگان نظامی جرأت حمله به ایران در سر نپروراند. آمریکا همراه کشورهای ۱+۵ تن به توافق برجام داد.
ایران اجازه یافت غنی سازی را تا حدی حفظ کند و آمریکا، روسیه، چین، فرانسه، انگلیس و آلمان پذیرفتند تحریم ها لغو شود.
بعد از دو سال رئیس جمهور جدید آمریکا «ترامپ» تحت تأثیر صهیونیست ها زیر امضاء اوباما زد و از برجام خارج شد. تحریم های کمرشکن تمام راه های تجاری و بانکی کشورها را به روی ایران بست.
اقتصاد کشور دچار رکود و تورم شدید شد. مردم مقاومت کردند و علیرغم محاسبات کارشناسان اقتصادی آمریکا و کشورهای غربی، استقلال کشور حفظ شد و دولت و حاکمیت تسلیم نشدند.
اینک توسط آمریکا چانه زنی برای پذیرش دوباره برجام شروع شده، گزینه ماشه و حمله نظامی روی میز و زیر میز هم کاری نتوانستند بکنند و بالاجبار پائین کشیده شد. آمریکا و کشورهای متحد اروپایی به خوبی دریافتند که اگر تیری شلیک کنند موشک ها به سمت منافع آنها و مراکز تجاری و نظامی شان در کشورهای عرب همسایه شلیک خواهد شد و خاورمیانه جدیدی که ساخته اند انبارهای باروت آنها به جرقه ای منهدم می شوند و تمامی تأسیسات نفتی و گازی و اقتصادی شان به هوا پرتاب خواهند شد و آنها قادر نخواهند بود از پایگاه های نظامی شان بر علیه ایران استفاده کنند و تنها راهشان موشک پرانی است.
ناوگانهایشان در خلیج فارس غرق می شود. تلفات سربازان و افسرانشان بیش و بیشتر از جنگ عراق و افغانستان خواهد بود و طرفی نخواهند بست. مضافا آنکه اسرائیل در تیررس موشک های نقطه زن حزب الله در تاریکی و انفجار تأسیسات زیربنایی فرو خواهد رفت. پس راهی جز کوتاه آمدن ندارند. زیرا ایران تسلیم نمی شود. ایران تاکنون بر طبل جنگ نکوبیده و هیچگاه شروع کننده جنگ هم نخواهد بود اما در عمل ثابت کرده که در دفاع بی نظیر است. دفاعی که ۲۵۰۰ سال تاریخ دارد. ایران در یمن، سوریه، عراق و لبنان به عربستان ثابت کرد که با دم شیر بازی نکند، عربستان با تکیه بر سلاح های پیشرفته آمریکائی و دلارهای نفتی در یمن انتحار کرد، حالا متوجه شده که موجودیتش به خطر افتاده و باید عقب نشینی کند.
از دیدگاه آمریکائی ها، کشورهای ثروتمند نفت خیز عربی و هم ایران باید آنچنان ضعیف شوند که قدرت استقلال نداشته باشند و به قول ترامپ پیوسته همانند گاو شیرده دوشیده شوند. ایران ثابت کرد که گاو شیرده نیست بلکه شیر میدان مبارزه است. امروز ایران روباه ها را ترسانده و به گوشه عزلت رانده است. فرصت طلبان و ستون پنجمی ها دستشان رو شده، ملت ایران می دانند که تا رسیدن به قله اصلی افتخار مسافتی نمانده. هرچند آذوقه ها کم شده، اما توان ها ضعیف نشده اند. ما تنها کشوری هستیم که مقابل آمریکا ایستاده ایم، مقابل قوی ترین کشور اقتصادی و نظامی آمریکا ایستادن کار آسانی نیست.
یک طرف میز ایران است و طرف دیگر آمریکا، روسیه، چین و اتحادیه اروپا. آیا به این شرایط و موفقیت مهم فکر کرده ایم؟ وقتی استالین، روزولت و چرچیل کنفرانس تهران را در ایران تشکیل دادند شاه ایران را به کنفرانس راه ندادند. قبل از انقلاب آمریکایی ها و هم اروپائی ها فقط با یک تلفن خواسته هایشان را در ایران عملی می کردند. اما امروز مقابل ما پشت میز می نشینند و چانه زنی می کنند
انقلاب یعنی این. این شرایطی است که توانسته ایران را با سختی های بسیار مصونیت ببخشد و به استقلال برساند.
امیران کشورهای عربی نفت خیز در رفاهند و تورم بالایی ندارند، اما در کاخ های شیشه ای حکمرانی می کنند. یادمان بیاید صدام با یک حمله دو ساعته کویت را بلعید و وقتی یک موشک به خاک دبی پرتاب شد همه فرار کردند. همه کسانی که از کشورهای دیگر آمده بودند.
ما باید به خودمان ببالیم اما مغرور نشویم، رند باشیم. تدبیر و عقلانیت به کار بریم. احساسی عمل نکنیم و فریب نخوریم و از وضعیت معیشت مردم در داخل کشور غافل نمانیم. نکند که خودزنی کنیم و قدرشناس ملت نباشیم.
در صفحه شطرنج دیپلماسی تاکنون نقطه ضعف مهمی نشان نداده ایم و علی رغم تمام توطئه ها و فشار ها ایستادگی کرده ایم فردا روز دیگری است تا چه ِپیش آید.
به قول حافظ عزیز:
«تا چه بازی رخ نماید بیدقی خواهیم راند
عرصه شطرنج رندان را مجال شاه نیست…»
- دوشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۹
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۵ اسفند ۱۳۹۹