یادداشت الف بیدار ۶ اسفند ۱۳۹۹
کرونا آمده ولی نمی رود
کرونا آمد اما رفتنی نیست نه این که مبارزه ی با آن غیرممکن باشد بلکه چون ما قادر نیستیم آثار زیانبارماندگار آن را از زندگی خود پاک کنیم باید منتظر امواجی باشیم که به دنبال این توفان ساحل نشینان را در هم خواهد کوفت .
دستاورد کرونا تنها مرگ و میر نیست . تفاوت بیماری های واگیر در زمان گذشته و حال در این است که سازمان بهداشت جهانی کشورها را ملزم به رعایت پروتکل هایی می کند که در درجه ی نخست اقتصاد گردشگری را از رونق می اندازد و آهنگ رشد اقتصادی را درتمامی کشورهایی که به دلیل درگیری با کرونا با محدودیت هایی مواجه هستند کند می کند . تاثیر شرایط کرونایی بر بازار نفت ، نرخ طلا ، تولیدات غذایی و دارویی ، حمل و نقل و مبادلات ارزی بر کسی پوشیده نیست .
در این میان کشورهایی که در ردیف ۱۰ کشور اول جهان از نظر قدرت اقتصادی هستند و اشتهای خود را بر مبنای پتانسیل های داخلی و تولید و صادرات تنظیم کرده اند بیش از سایر کشورها در معرض آسیب های ناشی از شیوع کرونا قرار دارند.
اغلب کشورهایی که به عرصه ی تولید واکسن کرونا ورود کرده اند همان کشورهایی هستند که از لحاظ اقتصادی در شرایط مطلوبی قرار دارند از آمریکا گرفته تا روسیه و چین و انگلیس و آلمان و هند که البته نگاه این کشورها به واکسن کرونا صرفا تامین نیاز داخلی نیست بلکه بر اساس سفارش هایی که دریافت می کنند مبادرت به صدور واکسن نیز خواهند نمود و طبیعی است که در بحث تبلیغات نیز به دنبال تخطئه ی یکدیگر در مورد کم و کیف تولیدات خود باشند .
بر اساس اعلام سازمان بهداشت جهانی بیشتر از دو میلیارد انسان به واکسن کرونا دسترسی ندارند و این جمعیت قابل ملاحظه دقیقا همان کسانی هستند که جایی در جدول رتبه های اول تا بیستم اقتصاد جهانی ندارند .
در واقع کشورهایی که یا به تکنولوژی ساخت واکسن دسترسی ندارند و یا پولی برای خرید آن نپرداخته اند در ردیف محرومین از این واکسن قرار می گیرند . با این وضع آیا باید در انتظار یک جنگ تمام عیار روانی برای بقا باشیم یا این که واکسن کرونا به عنوان ابزاری استراتژیک برای امتیاز گیری از کشورهای فقیر به کار گرفته خواهد شد ؟
آنچه ذهن جهانیان را به خود مشغول داشته چگونگی ورود انسان ها به عصر پساکروناست . در آن زمان این پرسش مطرح است که چه کشورهایی باید تاوان خسارت های وارد شده به کمپانی های بزرگ را بپردازند. آیا ما با شرایطی مشابه آنچه دنیا قبل از جنگ جهانی دوم شاهد آن بود مواجه می شویم و باید نظاره گر دست اندازی های نظامی باشیم یا این که این گونه باج خواهی ها در چارچوب مناسبات سیاسی و اقتصادی رقم خواهد خورد ؟
باید دید ظرفیت کشورهای توسعه یافته برای تحمل محدودیت های کرونایی چقدر است . در این میان برخی کشورها با معطوف کردن دانش و تکنولوژی بومی به ایجاد چرخش در نوع تولید به صدور کالاهای مورد نیاز جهانیان در زمان رواج کرونا روی خوش نشان می دهند و برخی دیگر کماکان به صدور کالاهای خام با ارزش افزوده ی پایین ادامه خواهند داد . مسلما کشورهایی که بتوانند با انجام به موقع واکسیناسیون زمینه را برای بازگشت تمامی شهروندان به زندگی عادی و تولید و فعالیت اقتصادی فراهم سازند شانس بیشتری برای بازیابی توان اقتصادی دارند .
آنچه مسلم است در چنین شرایطی صدور جنگ افزار به کشورهای درگیر و واقع شده در مناطقی پرتنش مانند خاورمیانه سودآوری بالایی خواهد داشت لذا بعید به نظر می رسد که در کوتاه مدت شاهد ثبات و امنیت در این منطقه باشیم . حتی بعید نیست که دنیا شاهد فجیع ترین نسل کشی ها از طریق جنگ و محاصره و تحریم باشد . شرایط حاکم بر خاورمیانه به گونه ای است که اغلب نظام های حکومتی در این منطقه برای بقا می جنگند و صلحی که به تغییرات بنیانی و جابجایی های گسترده منجر شود مطلوب آنها نخواهد بود و هر گونه تلاش برای نزدیک کردن کشورهای متخاصم به یکدیگر حکم خنثی سازی بمبی را خواهد داشت که معلوم نیست روی چه ساعتی برای عمل کردن و ویرانگری تنظیم شده است . خاورمیانه تنها منطقه ای است که حتی کرونا هم نتوانسته روی کاهش شدت درگیری ها در آن تاثیرگذار باشد . از این رو به نظر می رسد که دورنمای پساکرونا برای ساکنان منطقه خاورمیانه بسیار تاریک و لبریز از وحشت باشد .
- سه شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۹
- سرمقاله

یادداشت “الف بیدار ” ۶ اسفند ۱۳۹۹