سرمقاله محمد عسلی ۱۴ اسفند ۱۳۹۹
در برزخ انقلاب
آیا تاکنون به این مهم اندیشیده ایم که برای هر کلمه قانون اساسی بیش از یک شهید داده ایم؟ و برای هر کلمه قانون راهنمایی و رانندگی بیش از یک کشته و برای هر کلمه قوانین جزائی و حقوقی بیش از یک نفر زندان رفته و برای هر کلمه قوانین پیشگری از قاچاق کالا و مواد مخدر تعداد قابل توجهی از نیروهای انتظامی را از دست داده ایم؟
ما بسیاری از وقایع و رویدادهای تأثیرگذار در سیاست، اقتصاد، فرهنگ و تقابلات اجتماعی را فراموش می کنیم و ارزیابی دقیق آماری از خسارت های مالی و جانی نداریم.
تحریم، جنگ، فقر، فساد، طلاق، بیکاری هم اثرات نامطلوب و زیانباری دارند که ذکر جزئیات آنها مثنوی را هفتادمن کاغذ می کند.
کشوری که به نام ایران شناخته می شود و ملتی که اسوه مقاومت، صبر و بردباری و رنج کشیده تاریخ اند با تمامی مشکلات و سختی ها صاحب تمدنی هستند که در هر دوره تاریخی آثاری از آن به جای مانده و اعجاب و حیرت محققان را برانگیخته است.
ایران اینک از پس انقلابی عظیم در عبور از گردنه های پیچ در پیچ با سختی ها و دشمنی های درونی و بیرونی مواجهه است و همانند باغی اسیر طوفان های موسمی، آفات و جنگ با موریانه های همه چیزخوار است.
انقلاب که در جسم و جان مردم ریشه دوانده هم اکنون با ریشه علف های هرز درگیر است و دزدی، اختلاس، خیانت، جاسوسی، کلاهبرداری و فساد در ابعاد مختلف به جانش افتاده اند.
باغبان ها پیر شده اند هرچند داس ها تیزند و بران، ریشه علف های هرز سمج و زورآور شده اند و ابرهای عقیم بدآموزی ها مقابل نور خورشید ایستاده اند. درختان ریشه در اعماق دارند و چون شاخه ای شکسته می شود رویشی دوباره آغاز می شود. کرم های ریشه خوار در سطح فعالند و هنوز به اعماق نرسیده اند. انقلاب به هر بهار، درختان را به شکوفه هایی خوش رنگ و بو نوید می دهد اما سرمای سخت تحریم رویش میوه ها را کاهش می دهد ولی ریشه ها و تنه های ستبر به سلامت هر سال سرما را پشت سر می گذارند.
آفت پراکن ها برای ورود فشار می آورند و وعده حال و هوائی خوش می دهند. آنها می گویند کود می آوریم، آب ها را روانه می کنیم، مقابل سرمای سخت می ایستیم و باغبان ها را به آرامش می رسانیم.
عقرب های فراری و خزیده در آستین سران آمریکائی و اروپایی هم زهر ناامیدی می پراکنند. سخنان سحرآمیز مخدر، بر بال امواج بی اجازه و با اجازه اذن ورود تمام وقت دارند. و شاخ و برگ درختان را مدام اره می کنند تا از هویت تهی شوند.
اره ها گاه کارسازند و گاه ناتوان. باغ در انتظار، چشم بر آسمان دارد. ابر هدایتی به هر سال رخ نشان می دهد و عشق می آفریند . طوفان دشمنی ها خسته و ناتوان در حال تجدید قوایند و فراز و فرودها را می دانند.
درختان آموخته اند به تجربت که به هنگامه تهاجم طوفان ها سر بر سر یکدیگر گذارند و سدی شوند تا نشکنند. آنها از میدان انفجار بمب های شیمیایی هم سر به سلامت برده اند. از انفجار بمب های خوشه ای هم نهراسیده اند. از توقیف نفت کش های حامل نان دلسرد نشده اند. از پیوندهای نامتجانس باورهای ارتجاعی و حاشیه های افزون بر متن بیشتر نگرانند و پیرایه ها را به خود نمی گیرند.
درختان انقلاب، انبوه یافته های مقاومتند در صحراهای خشک زجرآور و اگر میوه شیرینی دارند و سر بر آسمان می سایند از آب و طراوت به دورند. آزموده را آزمودن خطاست. طوفانها، سیل های بنیان کن، ملخ های مهاجم، زلزله های سیاسی، جنگ و مصیبت های پی در پی در طول تاریخ حیات بشر و قبل از آن بوده و هستند. آزادگی مقاومت می بخشد و مقاومت پیروزی می آفریند درختان در برزج انقلاب منتظران ظهورند و باغ های انتظار قناعت را پاس می دارند و تن به آفات نمی دهند.
والسلام
- چهارشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۹
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۱۴ اسفند ۱۳۹۹