سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۹
یک معمای پیچیده
حذف کالاهای لوکس و تزیینی از سبد خرید اکثریت اقشار جامعه به موازات کاهش ارزش پول ملی ، ممنوعیت سفرهای نوروزی و در اولویت قرار گرفتن تهیه کالاهای استراتژیک و اقلام غذایی ، رویداد مهمی بود که حاصل هم آغوشی تحریم ها و جهش های زنجیره ای ویروس کروناست . بی گمان در صورت تداوم این وضعیت باید منتظر تغییر و تثبیت سبک های نوین زندگی و اتفاقاتی باشیم که جهان آن را در شرایط ایجاد شده پس از جنگ های جهانی تجربه کرده است . نباید از نظر دور داشت که کشورهای توانمند در تولید واکسن تلاش می کنند با ایجاد مصونیت همگانی اقتصاد خود را از خطر رکود و رشد منفی نجات دهند . محرومیت کشورهای فقیر از دسترسی به واکسن اگرچه در وهله ی اول شهروندان چنین کشورهایی را با بحران مواجه می کند اما نمی توان منکر لطمه ی غیرمستقیم چنین وضعیتی به اقتصاد کشورهای توسعه یافته و ثروتمند نیز شد . ممنوعیت مسافرت از جوامع درگیر با کرونا به جوامعی که بتدریج در حال خداحافظی با این بیماری واگیردارهستند و بالعکس بیش از هر چیز تهدیدی برای صنعت گردشگری است . پذیرش اجباری عدم برگزاری مراسم جشن و سوگواری و تسلیم شدن در برابر پروتکل های بهداشتی در حال تبدیل شدن به یک رویه است که از جهاتی مفید و از برخی جهات به حذف تنوع در زندگی منجر می شود . خودداری از حضور در اجتماعات از هرنوعی مردم را برای پاسخگویی به نیازهایی که در اجتماع برطرف می شد به سمت فضای مجازی سوق داده آن هم در شرایطی که این فضا برای گشت و گذارهای بی حساب و کتاب مناسب نیست و طبیعتا کسانی که از مهارت کمتری برای برقراری ارتباط و جذب مخاطب برخوردارند کم کم به حاشیه رانده می شوند . شرکت هایی که با اعزام کارگر به خانه ها به برخی از شهروندان برای خانه تکانی یاری می رسانیدند و از این رهگذر هم خود منتفع می شدند و هم ایجاد شغل می کردند هم اکنون مشتری زیادی ندارند . بسیاری از مناسبات و معادلات از مدار قبلی خود خارج شده و دنیا در حال تجربه کردن شرایط جدیدی است . برخی از دولت ها که اتکای زیادی به درآمدهای ناشی از گردشگری داشتند به دنبال کشف راه های کسب درآمد و تعیین مالیات هستند . برای نمونه بیمه ی اجباری تمامی خانه های مسکونی را می توان مورد اشاره قرار داد که بدون شک شرکت های بیمه را پروار خواهد کرد زیرا در شرایط حاکمیت وضعیت کرونایی شرکت های بیمه فشار زیادی متحمل شدند . مسلما کسب و کارها نیز در اولویت بعدی برای بیمه اجباری خواهند بود . بر اساس آمارهای اعلام شده ظرف یک سال گذشته حجم قابل توجهی از کالاهای قاچاق و دپو شده و خارج گردیده از مدار توزیع کشف گردیده و برای دولت درآمدزایی داشته است . درآمد دولت از رهگذر مدیریت بازار بورس و همچنین بازار ارز قابل کتمان نیست و دولت در سالی که روزهای پایانی آن را سپری می کنیم درآمدهای غیرمتعارف کلانی داشته که صد البته برای پرداخت حقوق و جبران خسارت های ناشی از سیل و بیکاری و تحریم ها هزینه شده است . در واقع عده ای زیان دیدند تا عده ای حقوق خود را دریافت کنند .
دسترسی دولت به فهرست افرادی که درآمد سالیانه ی آنها از حد نصاب تعیین شده برای معافیت از پرداخت مالیات بیشتر است بیانگر این واقعیت است که دولت در جستجوی راه های نرفته ی زیادی برای ایجاد درآمد است . از بستن مالیات بر خودروهای میلیاردی گرفته تا تعیین تعرفه های گمرکی برای برخی از کالاهای تشریفاتی و لاکچری و … به هر تقدیر بحث بر سر این است که نه تنها مردم و شرکت های خصوصی بلکه دولت هم در حال تجربه کردن شیوه های نوین درآمد زایی است . نباید از نظر دور داشت که دولت در کنار زیان هایی که متحمل شده از پرداخت برخی هزینه ها نیز معاف شده است که سر در آبشخور تعطیلی مدارس و دانشگاه ها و پاره وقت شدن کارمندان در برخی ادارات دارد . ناگفته نماند که فرهنگ و هنر بیشترین لطمه و خسارت را از رهگذر حاکمیت شرایط کرونایی متحمل شده است ، خصوصا برای کسانی که پرداختن به فعالیت های هنری تنها راه تامین معیشت برای آنها بوده است و چه بسیار هنرمندانی که با تعطیل شدن سالن های تئاتر و سینما و نمایشگاه ها و کانون های هنری ناگزیر به مسافرکشی روی آوردند و یارانه های اختصاص داده شده به آنها نیز پاسخگوی هزینه های آنها نبود . در این میان نویسندگان و مترجمین که پشتوانه ای قابل اتکا برای بازار کتاب بودند نیز از موج سرکش رکود و بیکاری و خانه نشینی در امان نماندند و از همه بیچاره تر کسانی که ناگزیر بودند در کنار محرومیت از کار و درآمد هزینه بستری شدن پس از ابتلای به کرونا را نیز بپردازند .
در روزها و ماه های اول سرایت و فراگیری کرونا امید می رفت که مرگ آگاهی به ایجاد فضایی معنوی و مناسب برای نیکوکاری تبدیل شود اما اوجگیری گرانی ها و میدان داری واسطه های فرصت طلب نشان داد که اگر جامعه به حال خود رها شود تعداد مرگ و میرهای ناشی از فقر چندین برابر تعدادی خواهد بود که بر اثر کرونا از بین می روند .
اصولا یکی از وظایف اصلی اداره کنندگان کشور خشونت زدایی از مناسبات اقتصادی است . وقتی صاحب خانه بدون اعتنا به درماندگی مستاجر حکم تخلیه می گیرد و آنرا اجرایی می کند یعنی جامعه به سمت خشونت قدم برمی دارد . آمار سرقت های خرد و دستگیری کسانی که برای اولین بار دست به دزدی می زنند نشان دهنده حرکت جامعه به سمت خشونت است که علامت خوبی نیست .
بعضی ها خیلی خوششان می آید که عده ای فقیر باشند تا با کمک به آنها بتوان رافت اسلامی را به نمایش گذاشت در حالی که راه حل های در نظر گرفته شده در اسلام بیشتر پیشگیرانه و برای جلوگیری از ایجاد فقر است نه مبارزه با آن . وجود فقیر در ایران به عنوان یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان ، بزرگترین نقطه ضعف برای اداره کنندگان آن است . برخی از کشورها آرزومند برخورداری از یک دهم امکانات موجود در ایران برای کشور خودشان هستند . لذا باید اعتراف کرد که فقر در ایران نه تنها با هیچ فرمول اقتصادی قابل توجیه و تبیین نیست بلکه پیش از آن که به عنوان یک واقعیت تلخ مطرح باشد یک معمای پیچیده است . بعضی بر این باور هستند که فقر یکی از راه کارهای بسیار قدیمی رایج در ایران برای مدیریت رفتار مردم و کانالیزه کردن مسیر حرکت آنها بوده که هنوز هم رسوبات آن باقی است ، هر چند خیلی ها با این دیدگاه موافق نیستند .
- جمعه ۲۲ اسفند ۱۳۹۹
- سرمقاله

سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۹