• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۱۴ فروردین ۱۴۰۰

سرمقاله محمد عسلی ۱۴ فروردین ۱۴۰۰
اندر حکایت قرارداد ایران و چین

قریب به ۴۳ سال از پیروزی انقلاب اسلامی می گذرد. در طول این مدت علیرغم فشارهای سیاسی، نظامی، اقتصادی و رسانه ای، جمهوری اسلامی در مواضع سرسخت خود برای حفظ تمامیت ارضی، استقلال سیاسی و تلاش در جهت استقلال اقتصادی ایستاده و با قدرتمندترین کشورهای دنیا به مبارزه برخاسته و با امپریالیسم آمریکا دست و پنجه نرم کرده است. یکی از نمونه های دیپلماسی درازمدت دولت ایران درباره برجام بوده است. برجامی که دولت آمریکا در زمان ترامپ احساس کرد کلاه بر سرش گذاشته اند و از آن خارج شد علیرغم اینکه ظاهرا کشورهای اروپایی و ۱+۴ ناراضی شدند و در حرف از دولت ترامپ تبعیت نکردند.
رئیس جمهور فعلی آمریکا هم که در تبلیغات انتخاباتی به صراحت اعلام کرد به برجام باز می گردد و ترامپ را به خاطر خروج از برجام نکوهش کرد هنوز به درد چه کنم گرفتار است و تلاش می کند ایران را با چانه زنی برای کسب امتیازات به پای میز مذاکره بکشاند که هنوز موفق نشده و به مرور در حال تعدیل تقاضاهای خود است.
اینک که قرارداد ۲۵ ساله ایران و چین در شرف عملی شدن است و پیش نویس آن به امضاء وزرای خارجه دو کشور رسیده کشورهای اروپایی و به ویژه آمریکا با تغذیه مالی و حمایت سیاسی رسانه های فارسی زبان خود تلاش می کنند در جهت تشویش اذهان عمومی ملت ایران، به هر دروغی متوسل شوند تا مردم را مقابل دولت قرار دهند بدون آنکه بدانند در این قرارداد، ایران و چین چه تعهدات و امتیازاتی به یکدیگر داده اند. هرچند دغدغه دلسوزان کشور و انقلاب قابل احترام و پذیرفتنی است است اما متأسفانه شبکه های مجازی ترمز بریده هم که معمولا فضایی برای عقده گشایی ناراضیان است فرصتی پیش آورده اند تا هر کس به زعم خود به قضاوت نشیند. یکی عکس فتوشاپ می کند. دیگری شعر می سراید. یکی فحش می دهد. بعضی ها اعلام اعتراضات و راهپیمایی می کنند و عده ای هم در تشکیک و تردید مانده اند که واقعا بر سر ایران چه می آید؟
با این وصف جای چند نکته و ذکر آنها بی مناسبت نیست.
یکم، جمهوری اسلامی که حاضر نشد در برابر امتیازات آمریکا و اروپا از مواضع سیاسی، انقلابی و استراتژیکی خود پائین بیاید و دست دوستی به دولت های غربی دهد و دروازه ها را به روی سرمایه گذاران آنان باز کند چگونه ممکن است قراردادی به قول بعضی ها ترکمن چایی با دولت چین امضاء کند و دست آنها را در مقررات اقتصادی کشور باز گذارد؟
دولتی که برای آزادی وجب به وجب خاک ایران هزاران شهید، جانباز و آزاده داده چگونه حاضر می شود مثلا قطعه ای از خاک خود را به هر دلیل در اختیار بیگانه گذارد؟ ایران نه هنگ کنگ است نه آنگولا، ایران، ایران است.
چین با بسیاری از کشورهای دنیا رابطه سیاسی، اقتصادی و بعضا نظامی دارد. حتی با آمریکا که در تبادلات تجاری آن را به کسری موازنه اقتصادی مبتلا کرده است. چگونه است که اگر با ایران قرارداد طولانی مدت اقتصادی امضاء کند دولت فعلی آمریکا به وحشت بیفتد. مگر دولت آمریکا که ۴۰ سال است دولت و ملت ایران را با سخت ترین شرایط اقتصادی تحریم کرده دلسوز ایران است و یا مخالفان و فراریان و ناراضیان خارج از کشور کاسه از آش داغ ترند که خود را به زمین و زمان می زنند تا این قرارداد امضاء نشود؟
اگر این قرارداد به ضرر ایران بود مخالفان که باید خوشحال باشند و منتظر عواقب بد آن بنشینند تا بهانه بیشتری برای تبلیغات سوء بر علیه جمهوری اسلامی داشته باشند. حکایت این شارلاتان های خودفروخته، حکایت آن بیماری است که به نزد دکتر رفت و فریاد می زند دلم، دلم و دکتر گفت «آنجایت که درد می کند بگو…»
آمریکا و متحدان منطقه ای اش یک درد مشترک دارند، درد آنها ایران مقتدر و تسلیم ناپذیر است. درد ۴۲ ساله انقلابی است که نفوذ منطقه ای آنها را کاهش داده و بت آنها را شکسته ایم.
آنچه همه ملت شریف ایران می دانند این است که این قرارداد بالطبع در زمان خود در مجلس شورای اسلامی به بحث و نظر گذاشته می شود و همه از جزئیات آن مطلع خواهند شد. به گفته سخنگوی دولت، هنوز درباره کمیت و کیفیت آن تصمیمی گرفته نشده و اعداد و ارقامی در کار نیست و قرار هم نیست که جزیره ای واگذار شود و یا ایران امتیازی بدهد که سلطه بیگانه چه به لحاظ سیاسی و چه به لحاظ اقتصادی و نظامی بر بخشی از خاک کشور اعمال گردد.
این همه جنجال رسانه ای جای بحث دارد و قطعا زمان آن خواهد رسید که دولت جمهوری اسلامی جزئیات آن را افشا نماید و آن را به نقد و تحلیل و بحث صاحب نظران سیاسی و اقتصادی گذارد. آکوپوف کارشناس روسی در گزارش خود آورده روسیه و چین در تلاش های خود برای بنای معماری جدید جهانی نیاز به متحدانی قدرتمند، مستقل و آگاه به ریشه های تاریخی خود همچون ایران دارند که به خوبی از منافع ملی خود دفاع می کند.
بالاخره کشوری که از ابتدای انقلاب اسلامی تاکنون در جهت حمایت از دولت و ملت ایران قدم هایی برداشته و روابطش را با ایران حفظ نموده و درخصوص برجام از موضع محکمی برخوردار بوده و امتحان خود را در مصاف های سخت داده است برای روابط اقتصادی در اولویت قرار می گیرد تا کشوری که جز ظلم و ستم و تحریم و فشارهای سیاسی و رسانه ای در حق ملت ایران کاری نکرده و پیوسته درصدد آن بوده تا دولت و انقلاب را تضعیف کند و ستون های اصلی انقلاب را مدام زیر سئوال ببرد. مگر محمدرضا شاه که دوست غرب و شریک آمریکا بود توانست از غربی ها کارخانه ذوب آهن بخرد؟ مگر روس ها در اصفهان کارخانه ذوب آهن نصب نکردند؟
طبیعی است که حتی دشمنان قسم خورده و ناراضیان هم می دانند که اگر ایران سپاه و ارتش قوی نداشت ایران ایرانستان شده بود. داعش تا مرکز ایران پیش می آمد و معلوم نبود بر سر کشور و ملت چه می آید. آنان که به تخریب سپاه و حاکمیت می کوشند بعضا خود هم نمی دانند چه می خواهند. بعضی از مخالفان گیجند و در رؤیا به سر می برند. تصور می کنند یک شبه همه چیز تغییر می کند و توسط آمریکا در مدینه فاضله ای پیش روی آنان باز می شود. همه خانواده های ایرانی نسبتی مستقیم یا غیر مستقیم با شهدا دارند. شهدایی که به کشور، ملت، استقلال و آزادی می اندیشیدند و هم اکنون نیز جان بر کفان همین باور را دارند.
اگر بعضی ها حالا می گویند ایران فروشی نیست، انقلابیون ایران ۴۲ سال است گفته اند و می گویند و خواهند گفت ایران فروشی نیست. مخالفانی که بهانه برای غوغا سالاری و جوسازی پیدا کرده اند همانند گذشته پشیمان خواهند شد اما چون راه گریزی ندارند بهانه های دیگری پیدا خواهند کرد و تا انقلاب هست این وضع ادامه دارد.
والسلام

Comments are closed.