• print
سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۷ اردیبهشت ۱۴۰۰

سرمقاله سردبیر اسماعیل عسلی ۷ اردیبهشت ۱۴۰۰
قطب های همنام

تعریفی که در عرف سیاسی از سیستم وجود دارد بیانگرهماهنگی و همسویی بین مولفه های آن است . اگر کسی روزنامه های حداقل دو دهه ی اخیر را با ژرف نگری مرور کند متوجه می شود که برخی از اجزای سیستم سیاسی و اداری کشور رفتاری مشابه قطب های همنام دارند یعنی در حالی که فلسفه ی وجودی آنها حرکت در یک مسیر است اما در عمل کاری جز خنثی کردن محصول تلاش خود نمی کنند . پشت هر پروژه ، ایده ، رویداد ، معاهده و توافقی با اما و اگرهایی مواجه هستیم که معمولا متولیان و مطرح کنندگانش نقشی در ایجاد و راه اندازی آن ندارند. از یک سو مجلس مدعی نظارت دقیق بر عملکرد دولت است و از سویی دیگر همین مجلس بیانیه ای صادر می کند که مفهومی جز نفی و رد فعالیت های صورت گرفته توسط دولت ندارد .
اینجاست که می بینیم هر طرح و ایده ای تا زمانی که نتیجه بخش است همه ی افراد مسئول و دخیل در اداره ی کشور به دنبال تعیین سهمی بیشتر در آن برای خود هستند و موفقیت ها را به حساب عملکرد خود می گذارند و هر جا با گیر و بستی مواجه شد ، پا پس می کشند و دستاویزی برای نفی حسن عملکرد یکدیگر علم می کنند .
اگر به سراغ برخی از موضوعات حساس برویم شاید نتوانیم به دلیل فقر آگاهی ادعای خود را به کرسی بنشانیم چرا که فعالیت مطبوعاتی تضمین کننده ی دریافت اطلاعات صحیح و دقیق نیست بنابراین ورود به آن مسائل هزینه براست اما همین عملکرد بورس را در نظر بگیرید و ملاحظه کنید که چه کسانی از ابتدا در ایجاد انگیزه در مردم برای انتقال سرمایه های خود به آن نقش داشتند و در انتها چه کسانی سود این کار را به جیب زدند و از همه مهمتر این که الان چه کسانی اتهام ها را دست به دست می کنند .
عده ای دیگر ملتی را منتر سیاست های اقتصادی خود کرده اند در حالی که می دانند در این آشفته بازار، هستند کسانی که بدون برخورداری از قدرت تصمیم گیری رسمی و بخشنامه ای قادر به مختل کردن روند امور اقتصادی کشور هستند . مگر می شود کسانی بابت قانونگذاری و نظارت بر عملکرد دولت از مردم حقوق و اعتبار بگیرند و همین افراد عملکرد دولت را در دورانی که همه چیز ظاهرا به زعم خودشان به خوبی سپری شده ، زیر سئوال ببرند ؟
وقتی حسابی دقیق می شویم درمی یابیم که در حوزه اقتصادی و امور اجتماعی قانون ملعبه ی دست عده ای است که خدا را هم بنده نیستند . از یک سو رفتاراقتصادی کشورهای موفق در تولید و صادرات و رشد و توسعه را غیر اسلامی و مبتنی بر سرمایه داری می دانند اما بنگاه های راه اندازی شده توسط خودشان چندین برابر آنچه در دنیا متداول است نرخ بهره تعیین می کنند و به ایجاد نقدینگی دامن می زنند
داستان مرغ و تخم مرغ در جامعه ی ما به مضحک ترین دستمایه ها برای تفریح و سرگرمی و به موازات آن تحقیر شان و جایگاه مردم تبدیل شده و کار به جایی کشیده که همه باید برای دریافت مرغ ثبت نام کنند .یک روز در صدا و سیما آماری از جوجه ریزی و واردات نهاده های دامی ارائه می شود که مخاطبان تصور می کنند عنقریب هزاران تن مرغ روی دست مرغداران می ماند و خریداری نخواهد داشت اما فردای آن روز مرغ از روز گذشته نایاب تر و گران تر می شود .
یک روز می گویند به دنبال دریافت مالیات از خانه های خالی هستند و روز دیگر عنوان می شود که اخذ مالیات از خانه های خالی توهمی بیش نیست .
از یک طرف وزیر بهداشت فریاد می زند که کسی به حرف من نیست و از آن طرف وزیر امور خارجه در مصاحبه هایش از اقدامات ضد برجامی در داخل کشور گلایه می کند . آنچه در آستانه ی برگزاری انتخابات و دلبری از مردم می شنویم با آنچه در زمان عادی فعالیت دولت ها می شنیدیم تفاوت اساسی دارد !
نگاه فله ای و غیرکارشناسانه از سوی کسانی که از بیشترین قدرت تحرک و جابجایی در موضع گیری ها برخوردارند همه را حیرت زده کرده است به طوری که پیدا کردن مسئول مستقیم یک ماجرا و رویداد با پیچیدگی های فراوانی روبروست و بسیار دشوار است که بتوان گفت سیستمی وجود دارد و حساب و کتابی در میان است . وقتی به این پازل خیره می شوی چند جای خالی را می بینی که با تکه های باقی مانده قابل انطباق نیست !
اقتصاد کشور همزمان به چند بیماری که هیچ پزشکی قادر به تجویز نسخه ای اطمینان بخش برای آن نیست ، مبتلاست ، چرا که داروی موثر برای رکود ، حال تورم را خرابتر می کند و داروی موثر برای تورم حال رکود را به هم می زند و هزاران بیماری دیگر و از همه شگفت انگیزتر این که با وجود همه لغزش های هزینه بر تاکنون با برکناری و استعفایی از سوی متولیان امور مواجه نبوده ایم. و این مفهومی ندارد جز این که بگوییم یا همه چیز خوب است و بهتر از این نمی شود و یا این که سر و سامان به از این بی سر و سامانی نیست .

Comments are closed.