• print
سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۰

سرمقاله سردبیر اسماعیل عسلی ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۰
همزادی جنگ و خدعه

همواره در جریان بده و بستان ها و مناسبات تجاری و اقتصادی غیرمتعارف و متکی به رانت و سفته بازی و دلالی ، شاهد پروار شدن انگل هایی نظیر قاچاقچیان و اختلاسگران و غارتگران بیت المال در سازواره ها و نهادهای مالی ، بانک ها ، مراکز تولیدی و بازار خرید و فروش هستیم . در چنین فرایندی نیاز نیست که قاچاقچیان و واسطه ها و رانت بازها زیر چتر سازمانی برای هماهنگ شدن با یکدیگر قرار گیرند تا این تلقی وجود داشته باشد که فساد سیستمی وجود دارد زیرا آنچه این مولفه های ویرانگر را با یکدیگر هماهنگ می کند منفعت طلبی و مشاغل کاذب است . در مشاغل کاذب ما شاهد تولید ارزش افزوده و کیفیت بخشی به کالا نیستیم بلکه آنچه اتفاق می افتد دپو و احتکار و تبلیغات و ایجاد جو روانی برای دامن زدن به التهاب در بازار است . وقتی یک فرد غیر متخصص که اهل تلاش و کوشش هم نیست و تنها به دنبال سهم خود از رویدادهای سیاسی و دگرگونی های اجتماعی است مجوز استخراج معدنی را از طریق رانت دریافت می کند یا کارخانه ی ورشکسته ای را می خرد هیچ تعهدی برای ارتقای شاخص های اقتصادی در راستای ایجاد توسعه ، کارآفرینی ، پرداخت مالیات و هماهنگی با سایر مولفه های مرتبط اقتصادی ندارد زیرا آغاز کارش با زیر پا گذاشتن قانون بوده و در ادامه نیز جز پایمال کردن قانون کار دیگری نخواهد داشت .
انگل های اقتصادی شباهت زیادی به لاشخورها و کفتارها در محیط طبیعی دارند . در چنین فرایندی حیوانی قوی با حمله به ضعیف ترین عضو گله آن را شکار می کند و کفتارها و لاشخورها از پس مانده شکار تغذیه می کنند . فرضا جنگی اتفاق می افتد یا آمریکا کشوری را تحریم می کند و موازنه های موجود بین شاخص های اقتصادی را به هم می زند . در چنین شرایطی عده ای که در اثر تحریم و یا جنگ ، کار و محل زندگی خود را از دست داده اند یا پول باد آورده ای دارند تدریجأ به انگل اقتصادی تبدیل می شوند . این عده در زمان جنگ به طرق گوناگون از جمله خرید و فروش کوپن و یا چاپ و فروش آن کاسبی می کردند و بعدها به کاسب تحریم تبدیل شدند . برخی از کشورها نظیر ترکیه وامارات نیز در جریان بلبشوهای سیاسی و افسارگسیختگی های اقتصادی در ایران به تحکیم زیرساخت های گردشگری خود و دلالی دلار روی آوردند و با تاسیس شرکت های صوری بخشی از دارایی مردم ایران را بالا کشیدند . اساسا همین که یک کشور در اثر تحریم ، جنگ فرسایشی ، سوء مدیریت و اتخاذ مواضعی که به انزوای اقتصادی می انجامد دچار بحران شد ، هجوم کشورهای خوش اشتها و گرسنه برای بلعیدن او آغاز می شود و در این شرایط گرفتن امتیاز و انعقاد قرارداد و تنظیم مناسبات با شرایط سودآورآسان تر است . کسانی که به فساد سیستماتیک باور ندارند در واقع معتقدند که وضعیت اسفبار اقتصادی کشور زاییده ی جنگ فرسایشی ، تحریم ، سوء مدیریت و اتخاذ سیاست های تخریبی و منزوی کننده است .
اغلب قربانیان جنگ جهانی سوم یا جنگ سرد که زنگ آغاز آن چند سال پس از جنگ دوم جهانی به صدا درآمد کشورهای جهان سومی و عقب مانده بودند چرا که با قرار گرفتن در شرایط استیصال ناگزیر به دادن امتیاز و واگذاری منابع خود به قطب های اصلی درگیری شدند .
آنچه موجب می شود یک کشور به مفهوم واقعی مستقل باشد و قربانی مناسبات زیرپوستی کشورهای توسعه یافته نشود ، شاخص های اقتصادی رشد دهنده است نه منابع و موقعیت ژئوپولتیک و تجهیزات نظامی ! این شاخص ها تنها در سایه ی اقتصادی قوی و آسیب ناپذیر کارآیی و نتیجه بخشی دارند ولی در صورتی که کشوری اقتصادی قوی نداشته باشد موقعیت ژئوپولتیک او را به طعمه ای خوشمزه تبدیل می کند . منابع عظیم نفت و گاز موجب بدبختی و بیچاره گی او خواهد شد و همواره سایه ی جنگ و بلبشوی اقتصادی را بر سر خواهد داشت .
تا زمانی که توسعه ی اقتصادی هدف نباشد و اقتصاد ابزاری در دست سیاستمداران برای تحقق ایده های چالش برانگیز باشد ، اتفاق خاصی نخواهد افتاد . کشور ما ظرفیت های زیادی دارد به همین دلیل اقتصاد ایران به سادگی دچار ورشکستگی نمی شود اما ضعیف می شود و پس از مدتی به این نتیجه می رسد که ناگزیر است درآمدهای اندک خود را صرف مقاومت در برابر از پا افتادگی کند . درست مانند پیرمردی که از طریق بیمه در زمان بازنشستگی حقوق می گیرد ولی حقوقش را به خانه ی سالمندان برای نگهداری از خود می پردازد .
گاهی بین حیوانات وحشی بر سر شکار درگیری ایجاد می شود . این درگیری برای رها کردن شکار از چنگال شکارچی نیست بلکه قرار است شکارچی کسی باشد که شکار را از چنگ دیگری بیرون آورده است . لذا توصیف دوست برای گروه دومی که با هدف رهانیدن یک شکار از دست شکارچی تلاش می کنند چندان واقع بینانه نیست .
اقتصاد مانند سیاست اصولی دارد که عدول از آنها از یک کشور قربانی می سازد . در عرصه سیاست و تجارت خارجی دم زدن از اخلاقمندی مانند ادعای رعایت عدالت در شرایط تعدد زوجات است . بر زبان آوردن آن بسیار آسان و تحقق آن بسیار دشوار است . به همین دلیل تمامی کشورها برای متهم کردن یکدیگر به نقض حقوق بشر به اندازه ی کافی دستاویز دارند . ما در دنیایی به سر می بریم که کشورها در حال جنگ اقتصادی با یکدیگر هستند و اغلب هم بر این باورند که جنگ و خدعه همزاد یکدیگرند . این که ما انتظار داشته باشیم فردی که یک کشتی موز را روی دریا با چک و سفته خریده و پیش از رسیدن کشتی به ساحل آن را به قیمیتی بالاتر فروخته به دولت مالیات بدهد چشمداشتی ساده لوحانه است . این که ما توقع داشته باشیم پس از این که مردم را در عرصه ی اقتصادی به جان هم انداختیم و کاری کردیم که هر کسی به دنبال بیرون کشیدن گلیم خود از آب باشد ، آنها به یکدیگر رحم کنند ، انتظار بیهوده ای است . رد و بدل کردن این حرف های حقوق بشری تنها برای ژست گرفتن و بازی با عواطف انسان هاست . در حال حاضر افکار عمومی در سراسر جهان در سایه ی ارتباطات فراگیر چنین واقعیت هایی را لمس می کنند . اینجاست که می بینیم از یک سو قبول وجود مرزهای جغرافیایی ، فرهنگی و نژادی و دینی عامل اصلی بروز چنین چالش هایی است و از سویی دیگر برخی هویت خود را در چنین خط کشی هایی جستجو می کنند . به هر تقدیر جهانیان چاره ای جز شکیبایی برای عبور از این برزخ و رسیدن به نظم یکپارچه جهانی زیر سایه ی همگرایی نخبگان و دانشمندان اخلاق مند که در هر کجای جهان کم و بیش پیدا می شوند ندارند .

Comments are closed.