• print
سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۰

سرمقاله سردبیر اسماعیل عسلی ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۰
ساز و کار پاسخگویی با بهره گیری از آمار

قرن بیستم و بیست و یکم را می توان از جهاتی قرن روایی بهره گیری از آمار و استفاده از این دانش برای بیان و تحلیل اثرعملکردها در تمامی حوزه های کاری دانست . جوامعی که با تاخیر چند ده ساله به این مهم توجه کردند بعدها به آثار سازنده نگاه آماری به کار و فعالیت و ارتقای سطح کیفی زندگی و سرعت و دقت در کارها وقوف پیدا کردند . با ورود رایانه ها که از قدرت محاسباتی بالایی برخوردارند ، نتیجه گیری کمی و کیفی ، رسم نمودارهای قابل تفسیر و همچنین استفاده از نتایج آماری در قامت عدد و رقم برای تبیین پروژه ها و دفاع از عملکردها به یک روند عادی تبدیل شده به طوری که می توان عملکرد یک مسئول را در حوزه ی کاری اش در جزوه ای کم حجم تدوین کرد و مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار داد .
نکته ای که در مورد لزوم نگاه آماری به عملکردها حائز اهمیت است توجه به دو روی این سکه است به این معنا که با لحاظ کردن آثار و تبعات مثبت و منفی کارهای صورت گرفته می توان نتیجه گرفت حرکت نهایتا رو به جلو بوده یا ما را متوقف کرده و به عقب کشانیده است .
زمانی بود که نمایندگان مجلس از تلاش خود برای حفر چاه های عمیق ، احداث سد و صدور انواع مجوزها ، به عنوان عملکردی قابل دفاع سخن می گفتند اما به دلیل این که پیگیر پیامدهای منفی اقدامات خود با نگاه آماری نبودند انتظار نداشتند روزی بیاید که ناگزیر به تجدید نظر در دیدگاه های غلط خود شوند ! بعدها که برخی از نواحی خشک و نیمه خشک کشور با پدیده ی فرونشست به دلیل پایین رفتن سفره های آب زیرزمینی و برداشت بی رویه آب مواجه شد و خشکیده شدن برخی از چشمه های همیشگی یا فصلی ، از بین رفتن حقابه ها و تبدیل دریاچه ها به نمک زار و کانون تولید گرد و غبار به عنوان معضلی زیست محیطی خودنمایی کرد ، مشخص شد که خسارات ناشی از این اقدامات به ظاهر سازنده تا چه اندازه نتیجه ی معکوس داشته و به مهاجرت از روستاها دامن زده است در عرصه ی فرهنگ سازی نیز کسانی که شیوه های مخرب و تجربه نشده ای را برای مبارزه با آنچه آن را منکر توصیف می کردند در پیش گرفتند چون به آثار زیانبار برخی از شیوه های تبلیغ و برخورد فیزیکی توجه نکردند ، نهایتا نتیجه ی کار آنها این شد که بسیاری از رفتارهایی که به زعم آنها نافی ارزش ها بود به زیرزمین ها منتقل گردید و مجددا با وضعیتی غیر قابل مهار به جامعه برگشت و اگر چه در بازه ی زمانی محدودی شاهد کاهش مظاهر تابوشکنی در این حوزه بودیم اما بعدها ناگزیر شدیم در برابر روایی و گسترش هنجارشکنی ها به تعدیل و اغماض روی بیاوریم و هزینه های به هدر رفته را نیز نادیده بگیریم .
نکته ی مهم دیگر بی توجهی طراحان و ایده پردازان به نتایج خوب و بد اجرای برخی طرح ها در سایر نقاط جهان است . کشورهای جهان سومی و در حال توسعه این شانس را داشته و دارند که از تجربیات تلخ کشورهای توسعه یافته در برخی از برنامه هایی که نتیجه معکوس داشته ، درس بگیرند .متاسفانه نگاه بدبینانه فراگیر به فرهنگ غربی فرصت بهره گیری از تجربیات تلخ و شیرین غرب را از ما گرفت بازتاب نتایج طرح های اقتصادی ؛ فرهنگی ، سمت گیری های سیاسی و برنامه ریزی های آموزشی دنبال شده در کشورهای توسعه یافته برای بهره گیری از نتایج رشد دهنده ی چنین اقداماتی در کتاب های گوناگون و خاطرات سیاستمداران و دروس دانشگاهی ، به منزله ی ثروت بادآورده ای است که در اختیار کشورهای عقب نگه داشته شده و یا در حال توسعه است . باید دید مسئولین و دولتمردان ما ظرف چند دهه ی اخیر تا چه اندازه از تجربیات سایر کشورها بهره گرفته و از تکرار اشتباهات آنها پرهیز کرده اند .
به نظر می رسد انتشار آمار تعداد جلسات برگزار شده و قوانین به تصویب رسیده در مجلس ، دولت ، وزارتخانه ها ، ادارات و سازمان ها و همچنین اقدامات عملی بدون اشاره به آثار منفی آنها و بازنمایی منفعت چنین جلسات و مصوباتی برای مردم ، فاقد ارزش است .
ظرف چند دهه ی گذشته شاهد لوله کشی آب و گاز، رسانیدن برق و تلفن و نصب تاسیسات دریافت امواج رادیویی و تلوزیونی در روستاها و احداث خانه های بهداشت و اجرای طرح های هادی روستایی و ارتقای
روستاها به شهر و شهرها به شهرستان بوده ایم که زحمت و هزینه ی زیادی صرف آن شده اما باید پرسید چرا آن اتفاقی که بنا بود با چنین اقداماتی رخ نماید به وقوع نپیوسته و هنوز شاهد مهاجرت از روستاها به شهر به دلیل نبود کار ، خشکسالی و کمبود آب هستیم . در اینجا آمار به کمک ما می آید تا به ما بگوید نگاه تک ساحتی به رشد و توسعه تا چه میزان زیانبار است .
این همه مسجد بخشنامه ای در توقفگاه های بین راهی ، مدارس ، دانشگاه ها ، هتل ها ، سالن های کنفرانس ، ورزشگاه ها و … را با هزینه های گزاف ساختیم و حالا در به در دنبال نماز خوان می گردیم ! این واقعیت تلخ بهترین مصداق برای اشاره به رشد تک ساحتی بدون توجه به سایر جنبه های فرهنگ سازی است. مسلما کسانی که پیگیر ساخت این همه مسجد بودند و از کنار رفتارهای دفع کننده ای که نمازخوان ها را تارک الصلواه کرد بی اعتنا گذشتند ، اکنون چه احساسی دارند ؟
در بحث سیاست داخلی ، مواضع منطقه ای ، تصمیمات کلان اقتصادی ، طرح های خلق الساعه ، راه اندازی فله ای احزاب غیر استاندارد و اقدامات دیگری که با نگاه تک ساحتی دنبال گردیده اکنون باید ببینیم که نتایج حاصل شده چه نسبتی با هزینه ها داشته است !
در این گونه تجزیه و تحلیل ها نباید به کسی بربخورد زیرا حتی در آموزه های دینی نیز کار بی نتیجه و زیانبخش فاقد ارزش است چرا که انجام وظیفه صرفا برای رفع تکلیف نیست .
روسای جمهور و نمایندگان مجلس و تمامی مولفه های دخیل در اداره کشور نیز باید پاسخگو باشند . به هر حال آنها در تاریخی مشخص قدرت و دولت را با شاخص های اقتصادی ثبت شده و قابل رجوعی تحویل گرفته اند . لذا باید بگویند که در بحث تحقق اهداف اولیه به کجا رسیده اند ؟ ما در آموزه های دینی نیز موضوعی تحت عنوان هبوط عمل داریم یعنی ممکن است یک رفتار غلط ، حاصل هزاران رفتار صحیح را بی اثر و باطل کند . رواج این ضرب المثل در جامعه ما که می گویند حق تلخ است بیانگر این واقعیت است که ما هنوز به درجه ای از سعه ی صدر نرسیده ایم که پذیرای نقد باشیم .

Comments are closed.