• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۲ خرداد ۱۴۰۰

سرمقاله محمد عسلی ۲ خرداد ۱۴۰۰
نامزدها چه بگویند یا چه نگویند

ریشه یابی مشکلات فعلی کشور اعم از سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی نیاز به پژوهش و تحقیقاتی دارد که توسط پژوهشگران در رشته های مختلف می باید مطالعه و تحقیق شود و برای رفع آن راهکار عملی با توجه به موانع و منابع موجود ارائه گردد.
کسی که خود را نامزد ریاست جمهوری کشوری می کند که ۴۲ سال در تحریم های کم و زیاد و چالش های نظامی و اقتصادی بوده و مدام برای پیشبرد اهداف انقلاب خود را به خطر انداخته است می باید علاوه بر فهم و آگاهی روند امور اجرائی کشور صاحب طرح و الگوهائی باشد که آنها را به دید و منظر صاحب نظران امور سیاسی و اقتصادی و حتی فرهنگی و اجتماعی گذارد تا در رسانه های مکتوب و مجازی مورد نقد و تحلیل قرار بگیرند زیرا وقتی حزبی فعال وجود ندارد که بتواند دیدگاه ها و نقطه نظرات مطالعه شده نامزدهای خود را ارائه کند و رویکرد مطبوعاتی و رسانه ای نامزدها هم چنگی به دل نمی زند، فقط نامزدهای انتخاباتی هستند که باید ارائه برنامه نمایند.
متأسفانه شعارزدگی و شعار دادن عادتی شده که بیشتر یک فرهنگ شفاهی را به صورت شکلی تداعی می کند و بحث محتوایی به سایه رفته و کسی نمی داند فلان نامزد که می گوید من اقتصاد را یک شبه درست می کنم و چنین و چنان می کنم با چه طرح و برنامه و مدیریتی می خواهد کشور را به سر و سامان اقتصادی برساند.
شورای نگهبان هم بیشتر براساس سابقه نامزدها به صورت شکلی آنها را تأیید یا رد می کند و کمتر به توان مدیریتی نامزدها و نتیجه عملکرد آنها توجه دارد.
صرف آدم خوب و مسلمان و بااخلاق و بدون حاشیه بودن ملاک موفقیت برای نامزدهای ریاست جمهوری نیست.
اصطلاح رجل سیاسی گرچه شرط لازم است اما شرط کافی نیست. اگر در گذشته های دور یک سردار نظامی با تهاجم و حمله به کشوری صاحب قدرت می شد و به نحوی زور و شجاعت خود را نشان می داد و بر مسند پادشاهی می نشست حداقل یک قدرت از خود بروز داده بود تا بتواند حاکمیت کند. اما امروز کرسی نشینانی می توانند مدعی پست ریاست جمهوری شوند که دارای کارنامه عملکردی قابل توجه و عالی باشند اگر یک زنجیره مدیریتی در هر دوره به خود این اجازه را دهد که چون نماینده مجلس بوده و یا در فلان سمت کلیدی مشغول کار بوده با هر نقطه ضعف مدیریتی می تواند کشور را اداره کند اشتباهی است که بارها تکرار شده و عواقب مطلوبی نداشته است.
وقتی خبرنگار صدا و سیما عکس شهید سلیمانی را به مردم نشان می دهد و همه می گویند به این آدم رأی می دهیم صدق این ادعا را تأیید می کند که مردم، مجاهدت، شجاعت، فداکاری و موفقیت حاصل از آن را فراموش نمی کنند. اگر کسی یا کسانی در ستمی بوده اند که یا خود متهم به سوءاستفاده مالی اند و یا دیگران توانسته اند در زمان مدیریت وی سوءاستفاده کنند و گیر نیفتاده اند. آن شخص هم به علت عدم نظارت و ناتوانی در پیشگیری از سوءاستفاده، زیردستان نباید به خود اجازه دهد نامزد انتخابات ریاست جمهوری شود.
خوشبختانه در ایران انقلابی قحط الرجال نیست. انسان های مدیر، آگاه، وارد به مسائل سیاسی و اقتصادی هستند که بدون حاشیه وارد گود انتخابات شوند. لازم نیست خود به میدان آیند بلکه باید دستشان را گرفت و به آنها تکلیف کرد بیایند. زیرا اگر کسی بتواند کشوری را از بحران و ناتوانی اقتصادی نجات دهد بر وی تکلیف است و هم بر همه کسانی که می دانند این آدم توان و آگاهی این کار را دارد باید بروند و دستش را بگیرند و بیاورند و به مردم بگویند و او نیز طرح و برنامه و توان خود را بنماید. کسانی که با انگیزه های مقام پرستی، موقعیت طلبی و آرزو به دلی پای به این میدان می گذارند هم خود را با زنده می کنند و هم کشور را و هم مردمی که احیانا به وی رأی می دهند.
نتیجه آنکه حضور حداکثری با شفاف سازی و حضور آگاهانه و فعال مردم محقق می شود مشروط بر آنکه نامزدها طرح و راهکارهای مدونی را ارائه کنند که در قضاوت عمومی مردم نمره رضامندی کسب کند.
والسلام

Comments are closed.