سرمقاله سردبیر اسماعیل عسلی ۳ خرداد ۱۴۰۰
کدام یک را ترجیح می دهید ؟
از جمله مسایلی که موجب جذابیت مناظره های انتخاباتی می شود و مردم برای پخش مستقیم و بدون سانسورآن لحظه شماری می کنند ، تلاش برای پی بردن به اسرار پشت پرده است ! چرا می گوییم اسرار پشت پرده ؟ چون عموم مردم باور نمی کنند کشوری با اینهمه امکانات خدادادی و نیروهای انسانی خلاق و باهوش که بهترین دانشگاه های دنیا برای جلب و جذب آنها تلاش می کنند و چند هزار سال سابقه تاریخی و تمدنی دارد ، تا این اندازه ناشیانه اداره شود ! به همین دلیل دلشان می خواهد بدانند چه دلیلی وجود دارد که این همه آدم پر مدعا از پس مشکلاتی هر چند کوچک و پیش پا افتاده برنمی آیند در حالی که هم قانون اساسی کشور را بی نظیر توصیف می کنند و هم مردم را بی بدیل می دانند و هم زمینه را برای خدمتگزاری مناسب . مردم از خود می پرسند پس اشکال کار کجاست ؟ و تصورشان این است که شاید بتوانند پاسخ این پرسش را در لابه لای سخنان مناظره کنندگان پیدا کنند ! جالب اینجاست همان کسانی که در جریان مناظره طرف مقابل را به بی کفایتی متهم می کنند در مناظره بعدی به بی کفایتی متهم می شوند ! و دایم شاهد جابجایی مدعی و متهم هستیم . گاهی می گویند ما می خواهیم عدالت را برقرار کرده و بر اساس تعریفی که از آن سراغ داریم هر کسی را سر جای خودش بنشانیم چون آدم ها سر جای خودشان نیستند . این ادعای بسیار بزرگی است که کسی بگوید اگر من بیایم هر کسی را در جای خودش قرار می دهم و چون از خودش می پرسیم جای خودت کجاست می گوید در راس قوه مجریه و بعد می آید و در همان جا قرار می گیرد . در حالی که یک شخص نمی تواند و نباید جایگاه دیگران را مشخص کند بلکه آن که می تواند جایگاه افراد را مشخص کند قانونی است که باید توسط متخصص ترین و آگاه ترین افراد برخوردار از سوابق علمی و وطن دوست و آگاه به منافع ملی در نهادی مشورتی به تصویب برسد . نهادی که به موازات پیوند و همدلی با سایر نهادهای تاثیر گذار از استقلال در عمل و قدرت بالای نظارتی برخوردار باشد ! سئوال اینجاست که آیا چنین نهادی را با این ویژگی ها در اختیار داریم و اگر نداریم چرا ؟ پاسخ به این پرسش در گرو سمت دهی موضوع مناظره ها به مباحث ساختاری است . چون ما ظرف سال های گذشته با تخطئه کردن این رییس جمهور یا آن رییس جمهور به جایی نرسیده ایم ، اگر نظامی پارلمانی داشتیم اکثریت نمایندگان مجلس پاسخگوی عملکرد دولت بودند و این مسئولیت آنها را برمی انگیخت که با تمام قوت و قدرت به موازات نظارت بر دولت ، موانع ایذایی را از سر راه نخست وزیر بردارند . در واقع کسانی که سیستم ریاستی را بر سیستم پارلمانی ترجیح می دهند به دنبال پاسخگو کردن دولت در برابر مجلس هستند که البته آفاتی هم دارد ! متاسفانه گاهی شاهد نگاه ابزاری نمایندگان به موضوع لزوم پاسخگویی دولت در زمان برگزاری جلسات استیضاح هستیم. گاهی هم عده ای در شرایطی که لازم است دولت پاسخگوی نمایندگان مجلس باشد از لزوم همسویی قوا سخن می گویند که بیشتر برای گریز از شفافیت است !
عده ای می گویند چون مردمسالاری در ایران دوران طفولیت خود را می گذراند نمی توان تضمین کرد که نخست وزیر برآمده از مجلس بتواند کاری از پیش ببرد . زیرا تشکل های مردم نهاد در کشور متکی به بدنه ی کارشناسی قوی و سامان یافته نیستند لذا احزابی که حاصل به هم پیوستن چنین تشکل هایی هستند ابتر و فصلی هستند و پس از انتخابات به خواب زمستانی فرو می روند و معمولا برآیند گونه ای تبانی در سطوح بالا و خودسامانی اند و می خواهند با تعزیه گردانی و نگاهی کارناوالی و غوغاسالارانه به رویدادهای جهانی ، منطقه ای و داخلی منویات خود را پیش ببرند .
در چنین وضعیتی آنچه بیش از هر چیز دیگر به چشم می آید مسئولیت گریزی است . تاکنون کمتر رویداد و تصمیم مهمی را شاهد بوده ایم که مسئول و پاسخگوی مشخصی داشته باشد . از انقلاب فرهنگی گرفته تا صلح و برجام و ….همین داستان برجام را در نظر بگیرید که اگر چه فعلا هیچ کسی مسئولیت آن را نپذیرفته اما همین که به نتیجه رسید مثل بچه ی ولگردی که در خیابان زیر ماشین می رود هزار تا صاحب برای دریافت خسارت پیدا می کند !
نمایندگانی که خود را بی خبر از مفاد برجام و مکانیزم تصویب شتابزده ی آن معرفی می کنند در واقع پیش از آن که فخر کنندگان به برجام را زیر سئوال ببرند ، ضعف نظارتی مجلس را زیرسئوال می برند . حالا اگر به همین نمایندگان بگویی شما چگونه می خواستید بدون برجام کشور را از محاصره ی انواع مصوبه های بین المللی نجات دهید ، پاسخی که متقاعد کننده باشد ندارند ! از این موارد فراوان است . برجام تنها مشتی است نمونه ی خروار که نشان می دهد ترسیم مرز اختیارات مسئولین و نمایندگان و سایر مولفه های موثر در اداره ی کشور بسیار دشوار است . به همین دلیل در زمان وقوع یک تخلف ، معرفی متخلف اصلی نیازمند تشکیل پرونده ای چند هزار صفحه ای است زیرا نحوه ی جایگیری افراد در پازل اداره ی کشور به قدری پیچیده است که با پیگیری کلکسیون دستورالعمل ها و امضاء ها و ابلاغ ها و سرپیچی ها و خرابکاری ها نمی توان به جایی رسید . لذا مردم در جریان تماشا و دنبال کردن مناظره ها به دنبال پاسخی قانع کننده برای پرسش های کلیدی خود هستند . قاعده ای در فوتبال هست که می گویند کسی که گل نزند گل می خورد . در دنیای سیاست هم قاعده ای وجود دارد و آن این است که اگر مردم نتوانند در فضایی شفاف به پاسخ پرسش های خود دست یابند ، خودشان برای آن پاسخی پیدا می کنند که هزینه ی آن خیلی بالاتر از پی بردن در فضای شفاف و آزاد به پاسخ پرسش هاست . کدام یک را ترجیح می دهید ؟
- یکشنبه ۲ خرداد ۱۴۰۰
- سرمقاله

سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۳ خرداد ۱۴۰۰