• print
سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۲۷ خرداد ۱۴۰۰

سرمقاله اسماعیل عسلی ۲۷ خرداد ۱۴۰۰
سایه روشن یک انتظار

تامل در تاریخ تحولات اجتماعی ایران این نکته را گوشزد می کند که مردم این خطه با مفهوم انتظار بیگانه نیستند خاصیت انتخابات نیزاین است که به چنین انتظاری دامن می زند و به آن رنگ و لعابی متفاوت می بخشد ! انتظاری فراگیر، چه برای کسانی که به استقبال مشارکت می روند و چه کسانی که به هر دلیل حاشیه نشینی اختیار می کنند و به نظاره می نشینند ، به هر حال ، کم و کیف انتخاب رئیس جمهور در کانون توجه رسانه های داخلی ، خارجی و منطقه ای قرار دارد و این مهم بر هیچ کس پوشیده نیست . زنگ انتظار از زمان اعلام نتایج به صدا در می آید . رئیس جمهور قاعدتا پس از حضور در مراسمی تشریفاتی که مطابق معمول در ادوار گوناگون شاهد آن بوده ایم در اولین نشست خبری و سخنرانی عمومی و رسمی گزارشی از وضعیت کشوری که سکان آن را به دست گرفته ارائه می دهد و به ترسیم دورنمایی می پردازد که برای رسیدن به آن برنامه هایی تدارک دیده است. رئیس جمهور آینده با هرمیزان رای کار دشواری پیش رو دارد که سامان دهی به آشفتگی های اقتصادی در پیشانی آن قرار گرفته با این تفاوت که اگر در انتخابات از پشتوانه ی مردمی برخوردار باشد امید بیشتری به همراهی مردم خواهد داشت .
دشوارترین ماموریت رئیس جمهور آینده ایجاد موازنه بین ظرفیت های اقتصادی ، فرهنگی و جمعیتی کشور با هدف گذاری ها در عرصه ی سیاست خارجی و نحوه ی تعامل با جهان ، منطقه و مردم است . موفقیت برای به فرجام رسانیدن این ماموریت خطیر در گرو ترمیم اعتماد عمومی است که در کوران معضلات معیشتی و ریزش های ناشی از آشفتگی های سیاسی به شدت آسیب دیده و امید آفرینی را با اما و اگرهای زیادی مواجه ساخته است . بی گمان اگر دولت آینده توفیقی چشمگیر در بحث دگرگونی شاخص های اقتصادی در کوتاه مدت داشته باشد می تواند افکار عمومی را متقاعد کند که اصلاحاتی بنیادین را دنبال می کند و پا از دایره ی شعار بیرون گذاشته و اجازه نخواهد داد که در همچنان بر همان پاشنه بچرخد . لذا باید کاری کند که حاشیه نشین ها بگویند کاش به او رای داده بودیم و رای داده ها بصیرت و آینده بینی خود را به رخ جاماندگان از صندوق بکشند و حرکت قطار توسعه روی ریلی که افزایش اعتماد عمومی آن را روغن کاری می کند ، شتاب بیشتری به خود بگیرد . رئیس جمهور آینده منهای جلب اعتماد عمومی در داخل نیازمند چرخش نگاه کشورهای منطقه و ترمیم ذهنیت منفی بین المللی نسبت به ایران است که بخشی از این بی اعتمادی ها سر در آبشخور پروپاگاندای امپراتوری های رسانه ای دارد .
با وجود این که کشور ما بیش از ۴ دهه در معرض انواع تحریم ها قرار دارد اما افکارعمومی تحلیل یکسانی از دلایل آن ندارند و کم نیستند کسانی که تصور نمی کنند پیشرفت های جسته گریخته در برخی زمینه ها  ، فعالیت هسته ای و گام نهادن ایران به عرصه ی علوم نوین علت اصلی ائتلافی بین المللی و منطقه ای علیه ایران باشد ، زیرا مشابه چنین شرایطی در سایر کشورهای در حال توسعه نیز قابل مشاهده است لذا این عده می گویند : آنچه به نگرانی غول های اقتصادی جهان پیرامون جمهوری اسلامی دامن می زند نقشی است که ایران در راستای ایجاد تغییر در معادلات جهانی و منطقه ای بر عهده گرفته و از آنجایی که این نقش تناسبی با ظرفیت های اقتصادی ایران ندارد ، کشورهای رقیب به این نتیجه رسیده اند که تداوم تحریم ها می تواند از شتاب ایران در این مسیر بکاهد . به همین دلیل نفت را که محوری ترین تامین کننده ی ارز خارجی است هدف قرار داده اند تا آنجا که حتی کشورهای مدعی دوستی با ایران نظیر چین و روسیه هم از این وضعیت سود می برند و به همین دلیل تمایلی به بهبود وضعیت اقتصادی ایران ندارند چرا که از رهگذر این تحریم ها ، یکی نفت ارزان می خرد و دیگری نفت و گاز خود را گران می فروشد. کشورهای نفت خیر همسایه ی ایران نیز به دلیل برداشت از منابع نفتی مشترک در این وضعیت سود می برند .
از طرفی ایجاد ظرفیت برای حذف خام فروشی و اتکا به توان داخلی در تولید و صادرات زمانبر است ضمن این که اصلاح ساز و کار دریافت مالیات و تامین منابع پولی مورد نیاز برای اداره کشور نیز با مقاومت هایی در داخل مواجه است .
باید در نظر داشت که بخشی از هژمونی نظام جمهوری اسلامی زاییده ی شرایطی است که با تداوم سیاست های منطقه ای ایران گره خورده و اگرچه عدول از آن گشایش های اقتصادی و رفاه عمومی را به دنبال دارد اما تبدیل شدن آن به یک تابوی راهبردی راه را بر هر گونه تجدید نظر در این زمینه بسته و پیچیدگی های خاص خودش را دارد .
ظرف ۴ سال آینده با توجه به احتمال همسویی قوای سه گانه در اداره ی کشور ، داوری پیرامون عملکرد اشخاص و جناح ها و سرشکن شدن انتقادها به دولت ، جای خود را به داوری پیرامون عملکرد نظام خواهد داد که چالشی تاریخی برای مولفه های تاثیر گذار در اخذ تصمیمات راهبردی است و به همین دلیل دولت آینده چیزی برای از دست دادن ندارد و ناگزیر به تلاش و تکاپوی حداکثری است .انتظار طبیعی اصلاح طلبان ، تکنوکرات ها و حتی اعتدالیون این است که تمرکز فشارها روی گرانیگاه و کانون تصمیم گیری ، زمینه های انعطاف و نرمش قهرمانانه را فراهم آورد ! اینجاست که به اهمیت انتظار متفاوتی که پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایجاد می شود پی می بریم . اگر جراحی اقتصاد کشور بدون نیاز به بیهوشی که ریسک بالایی دارد با موفقیت همراه باشد ، جبران ریزش های صورت گرفته دور از دسترس نخواهد بود و در غیر این صورت استقبال از موج سوم به عنوان آخرین گزینه پیش روی اصحاب سیاست رخ نمایی
می کند .

Comments are closed.